××××تنها بنايي که هر چه بيشتر بلرزد محکمتر مي شود، دل آدمي است××××

خدايابه فرشتگانت بسپاردرلحظه لحظه نيايش خويش

عزيزان مرا ازياد نبرند.

ya ali

خدایا به خاطر تمام چیزهایی که دادی، ندادی، دادی پس گرفتی، ندادی بعدا دادی، ندادی بعدا می خوای بدی، دادی بعدا می خوای پس بگیری، داده بودی و پس گرفته بودی، اگه بدی پس می گیری، پس گرفتی دادی، پس گرفتی بعدا می خوای بدی، اگه می دادی پس می گرفتی... خلاصه خداجون سرتو درد نیارم به خاطر همه شکر

--------------------------------------------------------------

فارس نژاد پرست نیست(مگه کوروش نژاد پرست بود؟).. رشتی بی غیرت نیست(مگر میرزا کوچک خوان بی غیرت بود؟) مازندرانی کله ماهی خور نیست(مگر نیما کله ماهی خور بود؟).لر هالو نیست(مگه لطف علی خان هالو بود؟).ترک زبان عر عر نمی کنه(مگه شهریار عر عر می کرد؟)قزوینی همجنس باز نیست(مگر علامه دهخدا همجنس باز بود؟) خراسانی بادیه نشین و بدوی نیست(مگر دکترشریعتی بادیه نشین بود؟) بلکه اینان ستونهای ایرانند 

--------------------------------------------------------------

تو مگه باده فروشی که همه مست تو اند / تو مگه ساغر عشقی که همه معشوق تو اند

منشین با همگان ای گل زیبای دلم / که به ظاهر همه مشتاق و خریدار تو اند

--------------------------------------------------------------

یادت باشه ... یادت باشه ... یادت باشه و بالاخره یادت باشه که ... دل تخته سیاه نیست که هر کی اومد روش بنویسه و هر کس هم رفت بشه اسمشو پاک کرد 

--------------------------------------------------------------

زن در کل زندگی اش 2 کیلو روژلب میخوره و این روژلب حاوی 300 گرم سرب میباشد که 68 درصد میزان سرطان را در خانمها افزایش میدهد. عمق فاجعه اينجاست كه : مردها هم در طول عمرشون همين حدود رژ لب كوفت مي كنن ولی بيخود و بي جهت مي ميرن

--------------------------------------------------------------

خدايا به هر كه دوست مي داري بياموزكه : عشق از زندگي كردن بهتر است و به هر كه دوست تر مي داري بچشان كه : دوست داشتن از عشق برتر

--------------------------------------------------------------

بعضی دوستيها مثله قصه نوحه (بعضيا از ترس طوفان ميان پيشت). بعضی دوستيها مثله قصه ی ابراهيمه (بايد همه چيزتو قربانی کنی). بعضی دوستيها مثله قصه مسيحه (آخرش به صليب ميکشنت). اما بيشتره دوستيها مثله قضيه موساست (يه کم که دور ميشی يه گوساله جاتو ميگيره‎)

--------------------------------------------------------------

مرگ باعث از بين رفتن عشق نمي شود و فاصله نتنها عشق را كمرنگ نمي كند بلكه به آن شدت مي بخشد .

--------------------------------------------------------------

زندگی چیست ؟ اگر خنده است چرا گریه میکنیم ؟ اگر گریه است چرا خنده میکنیم ؟ اگر مر گ است چرا زندگی می کنیم ؟ اگر زندگی است چرا می میریم ؟ اگر عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟ اگر عشق نیست چرا عاشقیم ؟

--------------------------------------------------------------

عشق يعنى پاک ماندن در فساد، آب ماندن در دماى انجماد، در حقيقت عشق يعنى سادگى، در کمال برترى افتادگى

--------------------------------------------------------------

یه ضرب المثل چینی هست که میگه: اگه از دوران مجردیت لذت نمی بری، ازدواج کن. اونوقت حتما از خاطرات دوران مجردیت لذت می بری

--------------------------------------------------------------

روزی در گذر گاهی که جوانی از آن عبور می کرد بر روی تخته سنگی نوشته بود اگر جوانی عاشق شد چه باید کرد زیر آن نوشتم صبر.روز دوم نوشته بود اگر جوانی عاشق شد وصبر نداشت چه باید کرد زیرآن نوشتم مرگ . روز سوم جوان را پای تخته سنگ مرده یافتم

--------------------------------------------------------------

تنها بنايي که هر چه بيشتر بلرزد محکمتر مي شود، دل آدمي است

--------------------------------------------------------------

سخن اگر از دل خارج شود به دل هم وارد مي شود و اگر با نيت گوينده يكسان نباشد، توقع مدار كه تاثير كند.((افلاطون))

--------------------------------------------------------------

روزي كه بشر كاملاً به ناداني خود پي برد، به موفقيت بزرگي دست يافته است؛ زيرا دانش در اين دنيا چيزي جز پي بردن به ناداني نيست.((موريس مترلينگ))

--------------------------------------------------------------

فانوسي كوچك مي تواند كاري كند كه خورشيد با آن همه بزرگي هرگز نمي تواند انجام دهد؛ مي تواند در شب بتابد.

--------------------------------------------------------------

سلام به خاطر پیامهایی که دادی و اونها که ندادی و اونها که می خواستی بدی، ندادی و اونها که دادی و پشیمون شدی و اونها که ندادی و پشیمون شدی و اون پیامهایی که فرستادی و فکر کردی نفرستادی و اونها که نفرستادی و فکر کردی که فرستادی و اون ها که خواهی فرستاد و اونها که فرستادی قبلا و خلاصه واسه همه پیامهات ممنونتیم داداش! موفق باشی و خوش بگذره

--------------------------------------------------------------

یارو لیوان خالی میذاره بالا سرش میپرسن چرا میگه اومدیم شب پاشدم تشنم نبود...!

--------------------------------------------------------------

عشق نمی پرسه اهل کجایی فقط میگه توی قلب من زندگی کن عشق نمی پرسه چرا دور هستی فقط میگه همیشه با من هستی عشق نمیگه دوستم داری؟ فقط میگه دوستت دارم عشق خیلی گه های دیگه هم می خوره که نباید باور کنی

--------------------------------------------------------------

سخن عاشقانه گفتن دليل عشق نيست...عاشق كم است سخن عاشقانه فراوان... عشق عادت نيست، عادت همه چيز را ويران مي كند از جمله عظمت دوست داشتن را...از شباهت به تكرار مي رسيم، از تكرار به عادت، از عادت به بيهودگي از بيهودگي به خستگي و نفرت

در زندگي شايد سعي کنيم از قواعدي پيروي کنيم ، دلمان را مهار کنيم ، براي رفتارمان تدبيري در نظر بگيريم ، اما تمام اينها بيهوده است

--------------------------------------------------------------

دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند

--------------------------------------------------------------

منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه كه: "اين دنياي منه'

--------------------------------------------------------------

حتی اگه فقط یک روز فرصت داشته باشی ، باز هم می توانی کاری بزرگ انجام دهی ، آنقدر بزرگ که هرگز کسی فراموشش نکند 

--------------------------------------------------------------

گوریل از باغ وحش فرار می کنه . یه مرده زنگ می زنه می گه گوریل نزدیک خونه من بالای درخته. غضنفرو با یه سگ برای گرفتن گوریل می فرستن. غضنفر در خونه یارو رو می زنه می گه آقا بیا اینجا این تفنگ بجیر من می رم بالای درخت با غوریل درجیر می شم غوریل میندازم پایین ،سگ حیوون وظیفه شناسیه میاد غوریلو می گیره می بره باغ وحش . یارو می گه پس تفنگ چیه ؟ غضنفر میگه : آماااااا !!! اومدیم غوریل منو انداخت پایین تو باید سریع سگه رو بزنی

--------------------------------------------------------------

مثل عصا باش! هزار بار زمين بخور اما اجازه نده اوني كه بهت تكيه داده حتي يه بار هم ...زمين بخوره 

--------------------------------------------------------------

امواج زندگی را بپزیر حتی اگر گاهی تورا به غعر دریا ببرد. ان ماهی که اسوده همیشه بر سطح ابها می بینی مرده است

--------------------------------------------------------------

خاطرمان باشد شاید سالها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم : آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود امروز را برای گفتن احساستان به عزیزانتان غنیمت شمارید ، شاید فردا احساسی باشد ولی عزیزی نه(( شکسپیر))  

--------------------------------------------------------------

می آمدی به مهمانی پنجره ام و من هرچه داشتم با تو قسمت می کردم از مداد رنگی های سرشکسته و کوچکم تا آن دستمال آبی، که مادر بزرگ رویش گل نرگس دوخته بود و عطر صندوقچه ی رازآلود داشت. وآن تسبیح فیروزه ای رنگ که همیشه ی "خدا" زیر بالمهمانیمهمانیمهمانیشم بود و دوستش داشتم تا شبی که محض نذر "آرزو"یی بزرگ، بوسیدمش و بالیدم

--------------------------------------------------------------

نازنین من کجایی . . .
تمام دیشبم به گریه گذشت
نفسم میگیرد در هوایی که نفس های تو نیست !

--------------------------------------------------------------

گاهی گمان نمیکنی ولی می شود، گاهی نمیشود که نمیشود، گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است، گاهی نگفته قرعه بنام تو میشود، گاهی گدای گدای گدایی و بخت نیست، گاهی تمام شهر گدای تو میشود(دکتر علی شریعتی)

--------------------------------------------------------------

یکی از خصلتهای با حال مردم خوب اصفهان اینه که :

جواب هيچ سؤالی را نمی ‌دهند و در جواب سؤال شما آنها هم سؤال می ‌پرسند!

مثل1 : (وقتی می‌خواهید سوار تاکسی شوید)

شما: آقا کجا می‌رید؟

راننده: شوما کوجا می‌خَـین برین؟

شما: دروازه تهران

راننده: در بستی؟

(در اینجا اگر بگید نه راننده دیگه جوابتون رو نمی‌دهد اما اگر بگید بله) :

راننده: بیُین بالا

شما: چقدر می‌شه

راننده: چندی می‌خَـی بدی؟

شما: ... تومن

مستقلا از مبلغ شما جواب راننده اینه: کـَمِس دادا !

مثال2 : (وقتی از دوستتون آدرس می‌پرسید)

شما: خیاط خوب سراغ داری؟

دوستتون: چی‌چی می‌خَـی بیدوزی؟

شما: کت و شلوار

دوستتون: پارچه داری؟

شما: بله

دوستتون: پارچِت خُـبِس؟

شما: بله

دوستتون: چه رنگیِس؟

شما: چه فرقی می‌کنه؟

دوستتون: فرق می‌کونِـد دادا! فرق می‌کونِـد

شما: خب، سورمه‌ای

دوستتون: مبارکِـس، خَبـریه؟

شما: نه بابا، بالاخره خیاط سراغ داری یا نه؟

دوستتون: اگه خبری نیس کتا شلواری سورمِـی می‌خَـی چیکار؟

و... آخرش هم جوابتون را نمی‌دهد!

--------------------------------------------------------------

زندگی یک معادله است موازنه کن. زندگی یک معما است آن را حل کن. زندگی یک تجربه است آن را مرور کن. زندگی یک مبارزه است قبول کن. زندگی یک کشتی است با آن دریا نوردی کن. زندگی یک سوال است آن را جواب بده. زندگی یک موفقیت است لذت ببر.

--------------------------------------------------------------

تعمير و نگهداري از كاخ سفيد بصورت يك مناقصه مطرح شد. يك پيمانكار آمريكايي، يك مكزيكي و يك ايراني در اين مناقصه شركت كردند.

  پيمانكار آمريكايي پس از بازديد محل و بررسي هزينه ها مبلغ پيشنهادي خود را 900 دلار اعلام كرد.

مسؤل كاخ سفيد دليل قيمت گذاري اش را پرسيد و وي در پاسخ گفت:

400 دلار بابت تهيه مواد اوليه + 400 دلار بابت هزينه هاي كارگران و... + 100 دلار استفاده بنده.

پيمانكار مكزيكي هم پس از بازديد محل و بررسي هزينه ها مبلغ پيشنهادي خود را 700 دلار اعلام كرد.

300 دلار بابت تهيه مواد اوليه + 300 دلار بابت هزينه هاي كارگران و... + 100 دلار استفاده بنده.

  اما نوبت به پيمانكار ايراني كه رسيد بدون محاسبه و بازديد از محل به سمت مسؤل كاح سفيد رفت و در گوشش گفت: قيمت پيشنهادي من 2700 دلار است!!!

 مسؤل كاخ سفيد با عصبانيت گفت: تو ديوانه شدي، چرا 2700 دلار؟!!!!!پيمانكار ايراني در كمال خونسردي در گوشش گفت:آرام باش...

    100 دلار براي تو...... و1000 براي من ....... 700و انجام كار هم با پيمانكار مكزيكي. و پيمانكار ايراني در مناقصه پيروز

--------------------------------------------------------------

اگه زندگي سختي داريد ...

اگه بيکار هستيد ...

اگه نياز به سرمايه داريد ...

نگران نباشيد...

ما براتون دعا مي کنيم!

10000تومان ميشه !

--------------------------------------------------------------

ببخشيد يه سوال شرعي دارم. ديشب خواب شما رو ديدم. مي خام ببينم نماز آيات بهم واجب ميشه يا نه !!

--------------------------------------------------------------

دانشجوی سال اولی: دانشجویی که فکر می کند با تحصیلات دانشگاهی می‌تواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد. 

دانشجوی سال دومی: دانشجویی که فکر نمی‌کند با تحصیلات دانشگاهی بتواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد. 

دانشجوی سال سومی: دانشجویی که مطمئن شده است با تحصیلات دانشگاهی نخواهد توانست آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد. 

دانشجوی سال چهارمی: دانشجویی که دیگر نه فکر می‌کند، نه به چیزی اطمینان دارد و نه آینده‌ی برای خود متصور است. 

--------------------------------------------------------------

مشروط: دانشجویی که به خاطر علاقه‌ی زیادش به درس خواندن، مورد حسادت قرار گرفته و از این رو دانشگاه او را ملزم کرده است که در ترم بعدی بیش از حد معینی واحد انتخاب نکند تا به بقیه هم برسد! کلمه مشروط از «مشروطه» می‌آید که عده‌ای معتقدند باعث رونق گرفتن دانشگاه در ایران شد. عده‌ی دیگری هم معتقدند که رونق گرفتن کار مشروط‌ها باعث اضمحلال مشروطه شد. 

--------------------------------------------------------------

ميگن فوتباليستها يه رفيق تو دنيا دارند.اونم توپه منم مي‌خوام فوتباليست بشم چون تو خيلي توپي 

--------------------------------------------------------------

زندگي يعني بازي سه ، دو ، يک ! سوت داور............ بازي شروع شد!!! دويدي ، دست و پا زدي ، غرق شدي ، دل شکستي ، عاشق شدي ، بي رحم شدي ، مهربان شدي! بچه بودي ، بزرگ شدي ، پير شدي سوت داورــــــ0!ــــــــــ بازي تمام شد... زندگي را باختي 

--------------------------------------------------------------

یارو شلوارشو بر عکس می پوشه (زیپش پشتش بوده ) موقعی که می ره بیرون مادرش می بینش میگه قربونت برم که وقتی می ری بیرون انگار داری میای 

--------------------------------------------------------------

درس زندگي را از بستني چوبي بياموز !بخند حتي اگر چوبي در شما فرو رفته باشد !

--------------------------------------------------------------

 غضنفر چيست !؟موجودي که به شدت در مقابل فهميدن مقاومت ميکند !

--------------------------------------------------------------

زنها دوست دارن با مردی ازدواج کنند که :مثل شیر باوقار مثل خر پرکار مثل میمون بامزه مثل سگ باوفا و مثل خروس باغیرت باشد. ولی اغلب با مردی ازدواج میکنند که: مثل شیر بی رحم مثل خر نفهم مثل میمون بی ریخت مثل سگ هار و مثل خروس عاشق حرم سرا است

--------------------------------------------------------------

اسم من چيست؟خدايا چه کنم،يادم نيست ! امشب آماده شدم تا چه کنم؟يادم نيست ! من که همسايه ي نزديک شقايق بودم، پا شدم آمدم اينجا چه کنم؟يادم نيست!!! من چرا از تو بريدم؟وچرا برگشتم؟ وبنا شد که دلم را چه کنم؟يادم نيست !!! من نشاني دل دربه درم را،زيبا از تو پرسيده ام ،اما چه کنم؟يادم نيست ! اين نوشته غزل کيست که من مي خوانم؟ اسم او چيست؟خدايا چه کنم؟يادم نيست 

--------------------------------------------------------------

از غضنفر ميپرسن نظرت راجع به زلزله چيه ؟ ميکه طرح خوبيه ، تکان دهنده ست !

--------------------------------------------------------------

سلام،شما در مسابقه پيام کوتاه جام جهاني شبکه سه  100هزار تومان برنده شديد

لطفا براي دريافت جايزه 999 هزار تومان شارژ به اين شماره ارسال نماييد

--------------------------------------------------------------

میگن هركي رفیقش خوشگله بهشتیه.كوفتت بشه كه بخاطرمن مفت میري بهشت

--------------------------------------------------------------

گر پسري کشته شود دختري ترشيده شود گر پسران کشته شوند کل جهان ليــته شود

--------------------------------------------------------------

خداوندا.آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم.شهامتی تا تغییر دهم آنچه را که میتوانم و بینشی که تفاوت این را بدانم

--------------------------------------------------------------

اكنون مي توانم مثل دختركي هفت ساله بنويسم : آب و غرق شوم بي آنكه دست و پايي بزنم مي توانم بنويسم : باد و پرواز كنم بي آنكه هراسي از سقوط داشته باشم مي توانم بنويسم : درخت و سبز شوم بدون هيچ درنگي مي توانم تو را بنويسم و بعد به آرامي ببوسمت بي آنكه كسي ببيند مي توام بنويسم :‌مرگ و بميرم به همين سادگي 

--------------------------------------------------------------

 شهید انسانی است که در عصر نتوانستن و غلبه نیافتن با مرگ خویش بر دشمن پیروز می شود و اگر دشمن را نمی کشد، رسوا می کند-شريعتي

--------------------------------------------------------------

خدا هماني است كه ما ميخواهيم كاش ماهم هماني بوديم كه خدا ميخواهد

--------------------------------------------------------------

منحني قامتم، قامت ابروي توست خط مجانب بر آن، سلسله گيسوي اوست حد رسيدن به او، مبهم و بي انتهاست بازه تعريف دل، در حرم کوي دوست چون به عدد يک تويي من همه صفرها آن چه که معني دهد قامت دلجوي توست پرتوي خورشيد شد مشتق از آن روي تو گرمي جان بخش او جزئي از آن خوي توست بي تو وجودم بود يک سري واگرا ناحيه همگراش دايره روي توست پروفسور هشت رودي(وقتي رياضي داني عاشق مي شود)

--------------------------------------------------------------

 انسان با سه بوسه تکمیل می شود 1-بوسه مادر که با ان پا به عرصه خاکی می گذاریم 2-بوسه عشق که یک عمر با ان زندگی می کنی 3-بوسه خاک که با ان پا به عرصه ابدیت می گذاری

--------------------------------------------------------------

mano dostam

متن سنگ قبر بزرگان

متن سنگ قبر فروغ فرخزاد
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
واز نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من م
ای مهربان چراغ بیارو یک دریچه
که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
متن سنگ قبر کوروش کبیر
ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی
میدانم خواهی آمد
من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادم
بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر
متن سنگ قبر فریدون مشیری
سفر تن را تا خاک تماشا کردی
سفر جان را از خاک به افلاک ببین
گر مرا می جویی
سبزه ها را دریاب با درختان بنشین
متن سنگ قبر فردین
بر تربت پاکت بنشینم غمناک
کوهی زهنر خفته بینم در خاک
از روح بزرگ هنریت فردین
شاید مددی به ما رسد از
متن سنگ قبر بابک بیات
سکوت سرشار از ناگفته هاست
متن سنگ قبر خسرو شکیبایی
در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد
عشق پیدا شدوآتش به همه عالم زد
متن سنگ قبر حافظ
بر سر تربت ما چون گذری همتی خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود
متن سنگ قبر شاپور
قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست.
متن سنگ قبر سهراب سپهری
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
متن سنگ قبر منوچهر نوذری
زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی
چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی
متن سنگ قبر وینستون چرچیل
من برای ملاقات با خالقم آماده ام
اما اینکه خالقم برای عذاب دردناک ملاقات با من آماده باشد چیز دیگریست
متن سنگ قبر اسکندر مقدونی
اکنون گور او را بس است
آنکه جهان اورا کافی نبود
متن سنگ قبر نیوتن
طبیعت و قوانین طبیعت در تاریکی نهان بود
خدا گفت بگذار تا نیوتن بیاید…
و همه روشن شد
متن سنگ قبر لودولف کولن (ریاضی دان)
۳/۱۴۱۵۶۲۳۵۳۵۸۹۷۹۳۲۳ ۸۴۶۲۶۳۳۸۶۲۲۷۹۰۸۸
متن سنگ قبر فرانک سیناترا(بازیگر و خواننده)
بهترین ها هنوز در راهند
انسانهای بزرگ واقعا” بزرگند
متن سنگ قبر ویرجینیا وولف (نویسنده)
در برابرت خود را پر میکنم از فرار نکردن
ای مرگ.

--------------------------------------------------------------

خانه ات تاريك است؟ نور در پاكت می گذارم كاش ميشد به پست چی ها اعتماد كرد

--------------------------------------------------------------

به شوق دیدنت دلم
پر از ترانه و سرود
ندیده دیده ام تو را و
بر تو باد صد درود
تویی که از هزار جان
...

--------------------------------------------------------------

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته.شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : دیگر تمام شد.دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ

--------------------------------------------------------------

به غضنفر می گن به زنبورهایی که از کندو محافظت می کنن چی می گن؟ غضنفر می گه: خسته نباشید

--------------------------------------------------------------

 از خدا پرسیدم:خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟ خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن زندگی شگفت انگیز است فقط اگر بدانید که چطور زندگی کنید

--------------------------------------------------------------

غضنفر الزایمر می گیره ازش می پرسن چه حسی داری میگه خیلی خوبه از وقتی مریض شدم هر روز با ادمای جدیدی اشنا می شم

--------------------------------------------------------------

هرکی تونست جواب بده: سه نفر کر،کور،لال میرند مسافرت ، کره میمیره ، لال چطوری به کوره بگه کره مرده ؟

--------------------------------------------------------------

معلم شاگرد را صدا زد تا انشایش را درباره علم بهتر است یا ثروت بخواند.پسر با صدایی لرزان گفت: ننوشتیم آقا...! پس از تنبیه شدن با خط کش چوبی او در گوشه کلاس ایستاده بود و در حالی که دست های قرمز و باد کرده اش را به هم می مالید زیر لب می گفت: آری! ثروت بهتر است ، چون می توانستم دفتر بخرم و بنویسم

--------------------------------------------------------------

خداوندا به کسایی که اینهمه مطلبو خوندنو نظر ندادن

بفهمان که اون دنیا مجتبی جلوشونو میگیره!!!

 

+ قلم خورده شد در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 15:57  بدست آقا اشک | 

 

زماني‎ که‎ کنار‎ رودخانه‎ بودم‎ نگاهم‎ به‎ قله‎ کوه‎ بود‎، به‎ قله‎ کوه‎ که‎ رسيدم‎ سراپا‎ محو‎ تماشاي‎ رود‎ شدم‎  !!!

 

چه مغرورانه اشک ريختيم...چه مغرورانه سکوت کرديم...چه مغرورانه التماس کرديم...چه مغرورانه از هم گريختيم...غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خدا....هديه شيطان را به هم تقديم کرديم و هديه خداوند را از هم نهان 

 

با توجه به مرگ کرم رضایی و بنفشه خواه و جهان(خواننده) وحمیده خیر آیادی وملک مطیعی و رئیس جمهور لهستان و یا رانش و......از جناب حضرت عزرائیل خواهشمندیم سال کار مضا عف را جدی نگیرد   

 

از يه ديوونه ميپرسن چي شد ديوونه شدي ميگه راستش من يه زن گرفتم كه يه دختر 18 ساله داشت.دختر زنم با بابام ازدواج كرد پس زن من مادر زن پدر شوهرش شد.دختر زن من پسري زاييد كه داداش من و نوه زن من بود پس نوه منم بود پس من پدر بزرگ داداشم شدم . زن من پسري زاييدكه زن پدرم خواهر ناتني پسرم و مادر بزرگ اون شد پس پسرم داداش مادر بزرگش بود و من خواهرزاده پسرم شدم      

 

ای کاش ها برفرازآسمان قلبم می گذرند و من کماکان خیره به آسمان دل تنها مانده ام.

 

هش چيست؟ جد بزرگ ترمز است كه خر را بدون هيچ خط ترمزي نگه مي دارد

 

نردبان اين جهان ما و مني است عاقبت اين نردبان افتادني است لاجرم هركس كه بالاتر نشست استخوانش سخت تر خواهد شكست 
 
 

به طرف مي گن:چرا ماشينتو از پلاک شروع مي کني به شستن؟مي گه:والا يه بار از سقف شروع کردم به شستن رسيدم به پلاک ديدم ماشين خودم نيست

 

عشق قصه ای نیست که با یکی بود و یکی نبود شروع بشه عشق کلاغی بود که هرگز به خونه نرسید

 

یارو مي گن بابات مرده . ميگه نه بابا اصلا امکان نداره .
ميگن : والله مرده
یارو مي گه تا حالا اصلا سابقه نداشته

 

پليس به غضنفر: اينجا ماهيگيري قدغنه!!! غضنفر: ولي اينجا تابلو نزدين!!! «
پليس: نزديم که نزديم، زود باش از بالاي اون آکواريوم بيا پايين!!!!

 

تبریک سال نو خدمت مجردهای گرامی! دستگاه "سبزه گره زنی" با قابلیت 90 گره در ثانیه، پیش فروش می شود!

 
با آرزوی یافتن همسری مناسب از دختران ترشیده دعوت میشود ضمن خویشتن داری از گره زدن سبزه ها به شدت خورداری فرمایند.
.
.
سازمان حمایت از محیط زیست

 

یارو زنش سبزه بوده، سیزده به در میندازتش بیرون !

 

یارو توي جبهه بيسيم چي بوده زنگ ميزنه ميگه : آقا دو تا عراقي دستگير کردم بيايد ببريد ميگن خودت بيار …. ميگه نه شما بياين اينا نميذارن من بيام
 
 
به طرف ميگن درد عشق بدتره يادرد دندون ميگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته
 

ارتباط ترانه ها با احكام دينى ! خوشگلا بايد برقصند(امربه معروف) اي قشنگتر از پريا تنها تو كوچه نري يا (نهي از منكر) هي خانم كجا كجا؟ (مبارزه با فساد اجتماعى) يه ماچ دادو دمش گرم (اكرام ايتام) نمره 20 كلاسو نميخوام (ايثار) تو محشري از همه سري (ذکر

 

یارو ميره دستشوئي عمومي طول اش ميده وقتي بيرون ميآيد بهش ميگن خسته نباشي طرف ميگه شيرين کام باشي

 

یه نفرو تو خيابون ميبينه ميگه : ببخشيد من شما رو تو دبي نديدم؟ يارو ميگه: نه آقا من اصلان کیش نرفتم.طرف ميگه : چه جالب اتفاقا منم تا حالا کیش نرفتم ، حتما دو نفر ديگه بودن

 

یارو رفته بوده تئاتر، دوستش ازش مي پرسه: چطور بود؟ لره ميگه: خوب بود، ولي آخرش رو نفهميدم چي شد. قست اول که تموم شد يک پلاکارد نشون دادن که نوشته بود: “پرده دوم، دو سال بعد” من ديگه حوصله نداشتم دو سال صبر کنم اومدم بيرون

 

بهترین دوست ، خداست او آنقدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گل یتقدیمتان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم،دسته گل هایش را پس بگیرد. . .

 

یارو با زنش میرن پیک نیک زنش میگه بشینم زیر اون درخت خوبه.یارو میگه نه همین وسط جاده پتو بنداز امن تره!زنش میگه اینجا ماشین میزنه خلاصه بعد از مقداری بحث میندازن وسط جاده.بعد میبینن یه کامیون داره میاد طرفشون هر چی بوق میزنه اونا از جاشون تکان نمیخورن کامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت.یارو به زنش میگه اگه زیر اون درخت بودیم می مردیما

 

سه راه براي پولدار شدن: بابات برات پول دربياره باباي مردم رو در بياري بابات در بياد تا پول در بياري
 
 
خارجیه میاد ایران ازیارو
: Where Is Hospital
یارو میگه : من که نمیدونم چی میگی ! ولی محزه اطمینان ، باباته !
 
 
 
نظر یادت نره ها!!!
+ قلم خورده شد در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 15:55  بدست آقا اشک | 

 

 

2

 

3

 

4

 

5

6

 

7

 

8

 

9

 

10

 

11

 

12

 

بی نظربری دیگه نه من نه تو!!!

 

 

+ قلم خورده شد در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 15:53  بدست آقا اشک | 

 

خدایا مرا به بزرگی چیزهایی که داده ای آگاه و راضی

کن تا کوچکی چیزهایی که ندارم آرامشم را برهم نزند

 

انسان ترکیبی است  از جسم و روج مجرد خدای متعال با حکمت و تدبیری ویژه ای را برای هدفی بزرگ آفریده است. هدف  از زندگی انسان در این عالم , شکوفایی استعدادهای درونی و به ثمره رسیدن شخصیت والای او می باشد. حال اگر انسان بخواهد به این هدف بزرگ و رشد معنوی خویش نائل شود و درمسیر تکامل قرار گرفته , نیازهای روحی او در کنار نیازهای جسمی او تامین شود نیازمند راهنمایی و ارشاد است ودین ایفاگر چنین نقشی است.

دین به انسان برنامه های را عرضه می دارد تا این نیازها برطرف شود.

دین به انسان حقایقی را می آمورد که در حیات معنوی و ابدی خود نیازمند آن است چیزهایی که معمولا نه با عقل قابل درک و نه با حدس و گمان یافتنی است .

a.montazeri 

…………………………………………………………………..

عشقبازی به همین آسانی است

که گلی با چشمی

بلبلی با گوشی

رنگ زیبای خزان با روحی

نیش زنبور عسل با نوشی

کارهموارۀ باران با دشت

برف با قلۀ کوه

رود با ریشۀ بید

باد با شاخه و برگ

ابر عابر با ماه

چشمه‌ای با آهو

برکه‌ای با مهتاب

و نسیمی با زلف

دو کبوتر با هم

و شب و روز و طبیعت با ما!

عشقبازی به همین آسانی است…

شاعری با کلماتی شیرین

دستِ آرام و نوازش‌بخش بر روی سری

پرسشی از اشکی

و چراغ شب یلدای کسی با شمعی

و دل‌آرام و تسلا و مسیحای کسی یا جمعی

عشقبازی به همین آسانی است…

که دلی را بخری

بفروشی مهری

شادمانی را حرّاج کنی

رنج‌ها را تخفیف دهی

مهربانی را ارزانی عالم بکنی

و بپیچی همه را لای حریر احساس

گره عشق به آن‌ها بزنی

مشتری‌هایت را با خود ببری تا لبخند

عشقبازی به همین آسانی است…

هر که با پیش سلامی در اول صبح

هرکه با پوزش و پیغامی با رهگذری

هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی

نمک خنده بر چهره در لحظۀ کار

عرضۀ سالم کالای ارزان به همه

لقمۀ نان گوارایی از راه حلال

و خداحافظی شادی در آخر روز

و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا

و رکوعی و سجودی با نیت شکر

عشقبازی به همین آسانی است

…………………………………………………………………..

در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند. آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می کردند. بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می کردند و به راحتی می شد فکرشان را از نگاهشان خواند: «نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند .»

پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد ، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست.یک ساندویچ همبرگر ، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.

پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه ی مساوی تقسیم کرد.

سپس سیب زمینی ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد.

پیرمرد کمی نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز می زد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه می کردند و این بار به این فــکر می کردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر هستند که نمی توانند دو ساندویچ سفــارش بدهند.

پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب زمینی هایش. مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت : « همه چیز رو به راه است ، ما عادت داریم در همه چیز شریک باشیم . »

مردم کم کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می خورد، پیرزن او را نگاه می کند و لب به غذایش نمی زند.

بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: « ما عادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم.»

همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد ، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: «می توانم سوالی از شما بپرسم خانم؟»

پیرزن جواب داد: «بفرمایید.»

- چرا شما چیزی نمی خورید ؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید . منتظر چی هستید؟ »

پیرزن جواب داد: « منتظر دندانهــــــا !»

…………………………………………………………………..

*تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

" جواب زیبای فروغ فرخ زاد به حمید مصدق"
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه

پدر پیر من است

من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

………………………………………………………………….

صبح فردا پرسید كه آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمی‌توانیم این را به تو بگوییم . چون تو ...

 

اتومبیل مردی كه به تنهایی سفر می‌كرد در نزدیكی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می‌توانم شب را اینجا بمانم؟ »

رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر كردند. شب هنگام وقتی مرد می‌خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای كه تا قبل از آن هرگز نشنیده بود . صبح فردا از راهبان صومعه پرسید كه صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند :« ما نمی‌توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یك راهب نیستی» مرد با نا امیدی از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد.

چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد . راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت كردند، از وی پذیرایی كردند و ماشینش را تعمیر كردند. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت كننده عجیب را كه چند سال قبل شنیده بود، شنید.

صبح فردا پرسید كه آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمی‌توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یك راهب نیستی» این بار مرد گفت «بسیار خوب ، بسیار خوب، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن فدا كنم. اگر تنها راهی كه من می‌توانم پاسخ این سوال را بدانم این است كه راهب باشم، من حاضرم . بگوئید چگونه می‌توانم راهب بشوم؟»راهبان پاسخ دادند « تو باید به تمام نقاط كره زمین سفر كنی و به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همینطور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یك راهب خواهی شد.»

مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد. مرد گفت :‌« من به تمام نقاط كرده زمین سفر كردم و عمر خودم را وقف كاری كه از من خواسته بودید كردم . تعداد برگ های گیاه دنیا 371,145,236,284,232 عدد است. و 231,281,219,999,129,382 سنگ روی زمین وجود دارد»

راهبان پاسخ دادند :« تبریك می‌گوییم . پاسخ های تو كاملا صحیح است. اكنون تو یك راهب هستی. ما اكنون می‌توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم.»رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یك در چوبی راهنمایی كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»مرد دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود. مرد گفت :« ممكن است كلید این در را به من بدهید؟» راهب ها كلید را به او دادند و او در را باز كرد.پشت در چوبی یك در سنگی بود.

مرد درخواست كرد تا كلید در سنگی را هم به او بدهند. راهب ها كلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز كرد. پشت در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كلید كرد . پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت كبود قرار داشت. و همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز، نقره، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت. در نهایت رئیس راهب ها گفت:« این كلید آخرین در است ».

مرد كه از در های بی پایان خلاص شده بود قدری تسلی یافت. او قفل در را باز كرد. دستگیره را چرخاند و در را باز كرد . وقتی پشت در را دید و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحیر شد. چیزی كه او دید واقعا شگفت انگیز و باور نكردنی بود

اما من نمی‌توانم بگویم او چه چیزی پشت در دید، چون شما راهب نیستید !!

…………………………………………………………………..

زن خوب مثل دایناسور می مونه که نسلش منقرض شده ولی مرد خوب مثل سیمرغ می مونه که از اول یه افسانه بوده!

…………………………………………………………………..

مردان متاهل بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند در عوض مردان متاهل بیشتر آرزوی مرگ می کنند

…………………………………………………………………..

مرد به زن : عزیزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دین رو به زندگیم آوردی! چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا’ وجود نداره !!

…………………………………………………………………..

بیشتر مردان موفقیت شون رو مدیون زن اولشون هستند و زن دومشون رو مدیون موفقیت شون !!!

…………………………………………………………………..

مردها سه تا آرزو دارن :
- اونقدر که مامانشون می گن خوش تیپ باشن !
- اونقدر که بچه شون می گن پولدار باشن !
و مهمتر از همه اینکه :
- اونقدر که زنشون شک داره زن داشته باشن !!!

…………………………………………………………………..

توی یک دشت بزرگ ، مترسکی خانه داشت . کارش این بود که مواظب محصول ها باشد تا یک وقت پرنده ها غارتشان نکنند . تو یکی از همین روزها، یک دفعه چشمش به کلاغی افتاد که گوشه حصار نشسته بود و داشت نگاهش می کرد . اخمی کرد و به خودش تکانی داد که بترسد و برود ولی کلاغ هنوز نشسته بود و نگاهش می کرد ! توی نگاهش یک چیزی بود که مترسک نمی فهمید ؛ تو دلش آشوب شد ! نمی توانست بفهمد کلاغه چی می خواهد ؟ شاید کمی گندم ، ولی ... روزهای بعد باز هم کلاغ همانجا می نشست و به مترسک نگاه می کرد . حالا دیگر دیدن کلاغ برای مترسک هم مهم بود ! یک احساسی داشت ؛ یک احساس خاص که نمی فهمید چیه ؟! به خودش گفت : « مگه میشه اون ... !! » یک روز به خودش جرات داد و صداش را بلند کرد و گفت : « آهای ... با توام ... می خوام باهات حرف بزنم ... ! » کلاغ خندید ؛ پر کشید و آمد روی شانه های مترسک نشست ؛ هنوز مترسک چیزی نپرسیده بود که کلاغ شروع کرد به حرف زدن ! از خودش گفت ؛ از اینکه تنهاست ؛ از اینکه عاشق مترسکه و با دیدنه اونه که زنده ست ! مترسک بیچاره چیزی نمانده بود پس بیفته ! باورش نمی شد بلاخره یکی پیدا شده که او را دوست داشته باشه و ازش نترسه ! عشق را حس می کرد و این برایش لذت بخش بود . کلاغ هر روز روی شانه های مترسک می نشست و برایش حرف می زد طوری که مترسک حتی نمی فهمید کی شب می شود ؟ یک روز صدای تراکتور مزرعه دار را شنیدند ... کلاغ ترسید و پر زد و رفت بالا ... مترسک که تازه به خودش آمده بود نگاهی به دور و اطرافش کرد تا وقتی مزرعه دار می آید همه چیز مرتب باشد که یک دفعه از تعجب خشکش زد ..........!!! اینجا مزرعه ماست ؟ این همان مزرعه پرباری است که من مترسکش بودم ؟؟؟ باورش نمی شد ؛ از آن همه محصول حالا هیچی نمانده بود ... مرد مزرعه دار از راه رسید و به زمین خالی نگاه کرد ... او هم باورش نمی شد ! نگاهش به آسمان افتاد و کلاغ را دید که پرواز می کند .... به مترسک نگاه کرد که سرش را از خجالت پایین انداخته بود ... لبخند تلخی زد و گفت : « اون حواست رو پرت می کرده تا کلاغ های دیگه همه محصول ها رو ببرند ؛ دیدی .... دیدی گول خوردی ؟؟؟؟ » حالا سالهاست که مترسک بیچاره گوشه انبار افتاده و هر روز از صبح تا شب از لابه لای دیواره انبار به آسمان چشم می دوزد تا شاید یک بار دیگر آن کلاغ را ببنید و ... نتیجه اخلاقی: مواظب دل تنهایت باش چون عشق همیشه 2روی سکه داره نگذار سختی تنهایی دل مهربانت رو به باد دهد _________________به یزدان که گر ما خرد داشتیم کجا این سرانجام بد داشتیم

………………………………………………………………….

این جمله رو فقط چشم بادومی ها میتونن بخونن اگه میخواین بخونینش چشماتون رو با دستاتون تنگ کنید (بکشید) تا بتونین بخونین

 

 

chesh badamiha

 

…………………………………………………………………..

از ديروز بياموز. براي امروز زندگي کنو اميد به فردا داشته باش

…………………………………………………………………..

زندگی هم در حکم سلف سرویس است. همه نوع رخدادها، فرصت ها، موقعیتها، شادیها، سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد. در حالی که اغلب ما بی حرکت به صندلی خود چسبیده ایم و آن چنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم که چرا او سهم بیشتری دارد؟ که هرگز به ذهنمان نمی رسد خیلی ساده از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است، سپس آنچه می خواهیم، برگزینیم.

…………………………………………………………………..

لره و عربه رو میخواستن اعدام کنن میگن آرزو آخرتون چیه؟عربه میگه بزارین خوانوادمو ببینم به لره میگن تو چی؟میگه نزارین خوانوادشو ببینه

…………………………………………………………………..

كوله‌پشتی‌اش را برداشت و راه افتاد. رفت كه دنبال خدا بگردد؛ و گفت: تا كوله‌ام از خدا پر نشود برنخواهم گشت.

نهالی رنجور و كوچك كنار راه ایستاده بود.

مسافر با خنده‌ای رو به درخت گفت: چه تلخ است كنار جاده بودن و نرفتن. و درخت زیر لب گفت: ولی تلخ‌تر آن است كه بروی و بی ‌رهاورد برگردی. كاش می‌دانستی آن‌ چه در جست‌وجوی آنی، همین جاست.
مسافر رفت و گفت: یك درخت از راه چه می‌داند، پاهایش در گل است. او هیچ‌گاه لذت جست‌وجو را نخواهد یافت.
و نشنید كه درخت گفت: اما من جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام و سفرم را كسی نخواهد دید. جز آن كه باید.
مسافر رفت و كوله‌اش سنگین بود.

هزار سال گذشت. هزار سالِ پر خم و پیچ، هزار سالِ بالا و پست. مسافر بازگشت. رنجور و ناامید. خدا را نیافته بود، اما غرورش را گم كرده بود. به ابتدای جاده رسید. جاده‌ای كه روزی از آن آغاز كرده بود.

درختی هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده بود. زیر سایه‌اش نشست تا لختی بیاساید. مسافر درخت را به یاد نیاورد. اما درخت او را می‌شناخت. درخت گفت: سلام مسافر، در كوله‌ات چه داری، مرا هم مهمان كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام خالی است و هیچ چیز ندارم.

درخت گفت: چه خوب، وقتی هیچ چیز نداری، همه چیز داری. اما آن روز كه می‌رفتی، در كوله‌ات همه چیز داشتی، غرور كمترینش بود، جاده آن را از تو گرفت. حالا در كوله‌ات جا برای خدا هست. و قدری از حقیقت را در كوله مسافر ریخت. دست‌های مسافر از اشراق پر شد و چشم‌هایش از حیرت درخشید و گفت: هزار سال رفتم و پیدا نكردم و تو نرفته این همه یافتی!

درخت گفت: زیرا تو در جاده رفتی و من در خودم. و نور دیدن خود، دشوارتر از نور دیدن جاده‌هاست

…………………………………………………………………..

مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند. آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.
زن جوان: یواش تر برو, من می ترسم.
مرد جوان: نه, اینجوری خیلی بهتره.
زن جوان: خواهش میکنم, من خیلی می ترسم.
مرد جوان: خوب, اما اول باید بگی که دوستم داری.
زن جوان: دوستت دارم, حالا میشه یواش تر برونی.
مرد جوان: منو محکم بگیر.
زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری.
مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری, آخه نمیتونم راحت برونم. اذیتم میکنه.
روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد, یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.
دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.

…………………………………………………………………..

کنترل راه دور زندگی!!!

kontrol zendegi

…………………………………………………………………..

عیسی مسیح فرمود:

هرگاه به جشن عروسی دعوت میشوید بالای مجلس نشینیدزیرا ممکن است مهمانی مهمتر از شما بیاید وصاحب خانه از شما بخواهد که جایتان را به او بدهید .انگاه باید با شرمساری برخیزید ودر پایین مجلس بنشینید.پس اول پایین مجلس بنشینید تاوقتی صاحب خانه شما راانجا بیند بیاید و شما را بالا ببرد.انگاه درحضور مهمانان سربلند خواهید شد.زیرا هرکه بکوشد خود را بزرگ جلوه دهد خوار خواهد شد اما کسی که خود را فروتن سازد سربلند خواهد گردید

…………………………………………………………………..

یك بنده خدایی، كنار اقیانوس قدم میزد و زیر لب، دعایی را هم زمزمه میكرد. نگاهى به آسمان آبى و دریاى لاجوردین و ساحل طلایى انداخت و گفت :
- خدایا ! میشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى ؟
ناگاه، ابرى سیاه، آسمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت و در هیاهوى رعد و برق، صدایى از عرش اعلى بگوش رسید كه میگفت :
- چه آرزویى دارى اى بنده ى محبوب من ؟
مرد، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت :
- اى خداى كریم ! از تو مى خواهم جاده اى بین كالیفرنیا و هاوایی بسازى تا هر وقت دلم خواست در این جاده رانندگى كنم !
از جانب خداى متعال ندا آمد كه :
- اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسیار دوست میدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده كنم، اما، هیچ میدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟ هیچ میدانى كه باید فرمان دهم تا فرشتگانم ته ى اقیانوس آرام را آسفالت كنند ؟ هیچ میدانى چقدر آهن و سیمان و فولاد باید مصرف شود ؟ من همه ى اینها را مى توانم انجام بدهم، اما، آیا نمى توانى آرزوى دیگرى بكنى ؟
مرد، مدتى به فكر فرو رفت، آنگاه گفت :
- اى خداى من! من از كار زنان سر در نمى آورم ! میشود بمن بفهمانى كه زنان چرا می گریند؟ میشود به من بفهمانى احساس درونى شان چیست ؟ اصلا میشود به من یاد بدهى كه چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟
صدایی از جانب باریتعالى آمد كه : اى بنده من ! آن جاده اى را كه خواسته اى، دو باندى باشد یا چهار باندى ؟

 

…………………………………………………………………..

۲۰:۳۰

20:30

.................................................................

حافظ

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما
را به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را
 
صائب تبریزی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
 


شهریار

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس که چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
فاطمه دریایی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلأ
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را.....؟؟؟

…………………………………………………………………..

 مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد .

به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد . دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می‌کرد فریاد زد : پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت می‌کنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد . کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می‌کرد، متعجب شده بودند .

ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می‌کنند . زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می‌کردند . باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید . او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران می‌بارد،‌ آب روی من چکید .

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: ‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی‌کنید ؟
مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر می‌گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می‌تواند ببیند

…………………………………………………………………..

ای کاش که معشوق ز عاشق طلب جان می کرد، تا که هر بی سرو پایی نشود یار کس

…………………………………………………………………..

 یارو با دوست دخترش میرن پارك تركه میگه :عزیزم اگه این درخت كاج زبون داشت الان به ما چی میگفت ؟ دختره میگه اگه زبون داشت میگفت كره خر من زردآلوام نه كاج 

…………………………………………………………………..

رهایم کردی و رهایت نکردم گفتم حرف ِ دل یکی ستّ هفتصدمین پادشاه راهم اگر به خواب ببینی، کنار ِ کوچه ی بغض و بیداری منتظرت خواهم ماند چشمهایم را بر پوزخند ِ این آن بستم و چهره ی تو را دیدم گوشهایم را بر زخم زبان این آن بستم و صدای تو را شنیدم دلم روشن بود که یک روز، از زوایای گریه هایم ظهور می کنی حالا هم، از دیدن ِ این دو سه موی سفید آینه تعجب نمی کنم قفط کمی نگران می شوم می ترسم روزی در آینه تنها دو سه موی سیاه منتظرم باشند و تو از غربت ِ بغض و بوسه برنگشته باشی تنها از همین می ترسم....

…………………………………………………………………..

 مرد آمد و دردي به دل عالم شد از روز ازل قسمت زن ها غم شد در دفتر خاطرات حوا خواندم جانم به لبم رسيد تا آدم شد

…………………………………………………………………..

فیلتر شکنای توپ


https://plzhidemy. info/
http://www.rbrducky .info
http://dartopen. info/
http://www.admittod ay.info/
https://camorelay. com/
https://icanhasprox y.com/
http://www.callsyst em.info/
http://besthand. info/
http://www.jaxbug. info/
http://www.easein. info/
http://google12. net
http://unblockusa. com/
http://www.freetrax x.net
http://proxymoxy. info
http://handfind. info/

…………………………………………………………………..

آخه شما این آیه رو از کجا آوردید؟ "فالله خیرو حافظا و هو الرحمن راحمین".  به یه بچه راهنمایی هم این رو نشون بدی میگه این جمله از نظر عربی غلطه.

 

mj

 

پانوشت: آیه مورد نظر بخش پایانی آیه 64 سوره مبارکه یوسف ("فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین") است که در تصویر فوق با سه غلط نوشته شده است.

…………………………………………………………………..

به یکی میگن اگه تو اقیانوس یه کوسه بیافته دنبالت چیکار می کنی؟
میگه میرم بالا درخت.
میگن آخه وسط اقیانوس که درخت نیست.
میگه مجبورم، می فهمی؟ مجبورم، مجبور.

…………………………………………………………………..

مرا هرجور خواهی در به در کن جفایت را از این هم بیشتر کن بزن با عشق خود آتش به جانمولی آتش نشانی را خبر کن

…………………………………………………………………..

ترکه میره كلانتری و میگه: قربان، زنم گم شده! افسره میگه: مشخصاتش رو بگو. طرف میگه: یعنی چی؟ افسره میگه: مثلا زن من 60 كیلو، قد بلند، موهاش طلایی. طرف میگه: زن من رو ولش كن، بریم زن تو رو پیدا كنیم

…………………………………………………………………..

تو که از کوچه ی مشتاق دلم می گذری کوچه بن بست است باید دور بزنی

…………………………………………………………………..

عزرائیل میاد سراغ یارو ... یارو خودشو می زنه به مردن

…………………………………………………………………..

زن و شوهری بعد از سالیانی که از ازدواجشون می گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر می بردند. با هرکسی که تونسته بودند مشورت کرده بودند اما نتیجه ای نداشت، تا این که به نزد کشیش شهرشون رفتند.
پس از این که مشکلشون رو به کشیش گفتند، او در جواب اون زوج گفت: ناراحت نباشید من مطمئنم که خداوند دعاهای شما رو شنیده و به زودی به شما فرزندی عطا خواهد نمود. با این وجود من قصد دارم به شهر رم برم و مدتی در اون جا اقامت داشته باشم، قول می دهم وقتی به واتیکان رفتم حتما برای استجابت دعای شما شمعی روشن کنم.
زوج جوان با خوشحالی فراوان از کشیش تشکر کردند. قبل از این که کشیش اون جا رو ترک کنه، بازگشت و گفت: من مطمئنم که همه چیز با خوبی و خوشی حل می شه و شما حتما صاحب فرزند خواهید شد. اقامت من در شهر رم حدود 15 سال به طول خواهد انجامید، ولی قول می دم وقتی برگشتم حتما به دیدن شما بیام.
15 سال گذشت و کشیش دوباره به شهرش بازگشت. یه نیمروز تابستان که توی اتاقش در کلیسا استراحت می کرد، یاد قولی افتاد که 15 سال پیش به اون زوج جوان داده بود و تصمیم گرفت یه سری به اونا بزنه پس به طرف خونه اونا به راه افتاد. وقتی به محل اقامت اون زوجی که سال ها پیش با اون مشورت کرده بودند رسید زنگ در را به صدا در آورد.
صدای جیغ و فریاد و گریه چند تا بچه تمام فضا رو پر کرده بود. خوشحال شد و فهمید که بالاخره دعاهای این زوج استجابت شده و اونا صاحب فرزند شده اند.
وقتی وارد خونه شد بیشتر از یه دوجین بچه رو دید که دارن از سر و کول همدیگه بالا میرن وهمه جا رو گذاشتن رو سرشون و وسط اون شلوغی و هرج و مرج هم مامانشون ایستاده بود.
کشیش گفت: فرزندم! می بینم که دعاهاتون مستجاب شده... حالا به من بگو شوهرت کجاست تا به اون هم به خاطر این معجزه تبریک بگم.
زن مایوسانه جواب داد: اون نیست... همین الان خونه رو به مقصد رم ترک کرد.
کشیش پرسید: شهر رم؟ برای چی رفته رم؟
زن پاسخ داد: رفته تا اون شمعی رو که شما واسه استجابت دعای ما روشن کردین خاموش کنه!

…………………………………………………………………..

غربت را نبايد در الفباي غربت جست و جو كرد ، همين كه عزيزت نگاهش را سمت ديگر كرد تو غريبي...”

…………………………………………………………………..

 وقتي يه بار ازدوست (دخترت يا پسرت)ضربه مي خوري درست مثل اين مي مونه که با ماشين بهت زده و داغونت کرده ولي وقتي مي بخشيش درست مثل اين مي مونه که بهش فرصت دادي تا دنده عقب بگيره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چيزي ازت نمونده

…………………………………………………………………..

گیرم رنگ سبز را از مداد رنگی حذف کنید....! با ترکیب زرد و آبی چه خواهید کرد؟

…………………………………………………………………..

mashin aroos

…………………………………………………………………..

mmm

 

…………………………………………………………………..

سیر تکاملی مقنعه خانمها

 

 

maghnaee 

…………………………………………………………………..

اسکندر مقدونی ، هنگامی که در یکی از شهرهای ایران از گورستان عبور می کرد از مشاهده سنگ قبرها بشدت متعجب شد. پیرمردی که آنجا بود را خطاب قرار داد و پرسید که چرا در شهر شما همه مردم در سنین کودکی یا نوجوانی می میرند؟ و به سنگ قبرها اشاره کرد که روی آنها نام متوفی و مدت زندگی او را نوشته بود و همه عددها بین یک تا ده بود.

پیرمرد سری تکان داد و گفت در شهر ما رسم بر این است که بجای عمر طبیعی افراد، میزانی که شخص در عمرش گناه نکرده است را بعنوان عمر واقعی و ارزشمند او حساب می کنیم، هر کسی در آخر عمرش، روزهایی که مرتکب گناه نشده را می شمرد و حساب می کند که چند سال می شود، اگر بطور مثال جمع همه روزهای بدون گناه بشود دو سال، ما روی سنگ قبر او می نویسیم "مدت زندگی 2 سال."
اسکندر کمی در خود فرو رفت و از پیرمرد سئوال کرد که اگر اسکندر کبیر در شهر شما بمیرد، روی سنگ قبر او چه خواهید نوشت؟
آن مرد روشن ضمیر پاسخ داد روی سنگ قبر تو می نویسیم: «اسکندر، مردی که هرگز زاده نشد

…………………………………………………………………..

در یک اتاق تاریک چهار شمع در حال صحبت کردن با یکدیگر هستند،
شمع اول: من صلح هستم و نمی توانم همیشه روشن باشم و خاموش می شود.
شمع دوم: من ایمان هستم و معلوم نیست تا کی روشن باشم و به آرامی خاموش می شود.
شمع سوم: من عشق هستم، کسی ارزش من رو نمی دونه، هیچ کس نمیدونه من تو زندگی چه کاربردی دارم و به من اهمیت نمیدن، و ناگهان خاموش می شود.

کودک دوان دوان وارد اتاق می شود کنار شمع هامی نشیند و با گریه میگه: چرا رفتین؟ چرا منو تنها گذاشتین؟ چرا خاموش شدین؟ در این هنگام شمع چهارم میگه: گریه نکن، ناراحت نباش، تا من روشن هستم تو می تونی اون شمع های دیگه رو روشن کنی، من امید هستم

…………………………………………………………………..

یک توپ بسکتبال تو دست من تقریباً 19 دلار می ارزه .
یک توپ بسکتبال تو دست مایکل جوردن تقریباً 33 میلیون دلار می ارزه.
بستگی داره تو دست کی باشه .
-------------------------------------------------
یک توپ بیس بال تو دست من شاید 6 دلار بی ارزه .
یک توپ بیس بال تو دست راجر کلمن 4.75 میلیون دلار می ارزه.
بستگی داره تو دست کی باشه .
------------------------------------------------
یک راکت تنیس تو دست من بدون استفاده است .
یک راکت تنیس تو دست آندره آقاسی میلیونها می ارزه ...
بستگی داره تو دست کی باشه .
-------------------------------------------------
یک عصا تو دست من می تونه یه سگ هار رو دور کنه .
یک عصا تو دست موسی دریای بزرگ رو می شکافه .
بستگی داره تو دست کی باشه .
-------------------------------------------------

یک تیرکمون تو دست من یک اسباب بازی بچگانه است .
یک تیرکمون تو دست داوود یک اسلحه قدرتمنده .
بستگی داره تو دست کی باشه .
-------------------------------------------------
دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دست من دوتا ساندویچ ماهی میشه .
دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دستای عیسی هزاران نفر رو سیر میکنه .
بستگی داره تو دست کی باشه .
-------------------------------------------------
همونطور که می بینی، بستگی داره تو دست کی باشه .
پس دلواپسی ها، نگرانی ها، ترس ها، امیدها، رویاها، خانواده ها و نزدیکانت رو به دستان خدا بسپار چون ...
بستگی داره تو دست کی باشه .
-------------------------------------------------
این پیام تو دستای توست .
باهش چی کار می کنی؟
بستگی داره تو دستای کی باشه !
لبخند بزن، روز خوبی داشته باشی

…………………………………………………………………..

آگهی های ترحیم روزنامه را که خواندم
با خودم گفتم:
چرا هر روز اینقدر دکتر، مهندس، مدیر شرکت و حاجی ... فوت می کنند؟
اما وقتی از قیمت چاپ آگهی های ترحیم مطلع شدم، فهمیدم
فقیرا ، همیشه بی سر و صدا می میرند

 .........................................................................

روزی از روزها ، شبی از شب ها ، خواهم افتاد و خواهم مرد ، اما می خواهم هر چه بیشتر بروم . تا هرچه دورتر بیفتم ، تا هرچه دیرتر بیفتم ، هرچه دیرتر و دورتر بمیرم . نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ، پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ، افتاده باشم و جان داده باشم ، همین .

..................................................................

امیری به شاهزاده گفت:من عاشق توام.شاهزاده گفت:زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.امیر برگشت و دید هیچکس نیست.شاهزاده گفت:عاشق نیستی,عاشق به غیر نظر نمی کن

 

فقط نظراتتونه که میتونه به آپدیت شدن مجدد این بلاگ کمک کنه!!!!

 

+ قلم خورده شد در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 15:52  بدست آقا اشک | 
هميشه ماندن دليل بر عاشق بودن نيست خيلي ها مي روند تا ثابت کنند
 
که عاشقند؟؟؟!!!

  

در پی تصمیم اخیر یوزارسیف از این پس در قزوین ارائه بنزین فقط با آوردن برادر كوچكتر امكان پذیر است

 

صداتو میخوام نه برای لطافتش ، برای اینکه پشت وانت داد بزنی نمکیه !!!!

 

عشق همچون نقاشیست با این تفاوت که نقاشی را می توان پاک کرد اما عشق را هرگز

 

به هر جا پامي گذاري عشق بگستران اول از همه در خانه خويش .عشق را به فرزندانت به زن يا شوهرت به همسايه ات نثار کن ... اجازه نده کسي پيش تو بيايد و بهتر و شادتر ترکت نکند. مظهر مهر خداوندي باش .مهر در چهره خود در چشمان خود مهر در تبسم خود و مهر در برخورد گرم خود.
"مادر ترزا

 

عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي كن و از جدايي جدا باش

 mano reza sadeghi

عشق فرآيندي است که در طي آن من به تو کمک کنم تا به خود واقعي ات نزديک تر شوي, نه آنچه من ميخواهم.!!

 

akharin modele jarahi

 

یك انسان بدون شخصیت مثل یك ظرف سوراخ سوراخ است كه نمی شود در آن مایعات ذخیره كرد. یك مغز تمیز و پاك بدون آلودگی مثل یك گل رز باز شده عطرافشان است، تازه می كند. به نشاط می آورد و می تواند اوج گرفته و در بهشت به پیش پای خداوند برسد

 

چشمانت زمين محبت بود و من قانون جاذبه اش را وقتي فهميدم  که سيب دلم افتاد...

 

 

ميگن علي دايي رو تو پلي استيشن هم نميشه تعويض کرد!!!

 

خصیص 25 توماني تو دستش عرق مي كنه، مي گه هرچي گريه كني خرجت نمي كنم
 
عشق با لبخند شروع میشود با بوسه شکوفا می شود با گریه رشد می کند و با ۱۱۰ تموم می شود.

 

 

گويند که مکتب عشق را 10 کلاس است 1-نگاه 2-عشق 3-مهر و محبت 4-عاطفه و احساس 5-دوستي 6-خواستن 7-بوسه 8-ازدواج 9-زندگي 10-مرگ!!! 

 

به نام آنكه طاووس را آفرید تا بوقلمونی مثل تو نتونه قیافه بگیر

 

به یارو ميگن حموم چند بخشه ميگه دو بخش
زنانه ومردانه

 

اس ام اس ها و جوکها و مطالب طنز سال اصلاح الگوی مصرف

دلیل قطع برق، قطع گاز، قطع آب و افزایش قیمت‌های اخیر، تلاش و جان‌فشانی دولت مهرورز برای اصلاح الگوی مصرفی مردم اعلام شد

کارشناسان اعلام کردند که دولت موفق شده است که مصرف مردم را نسبت به 30 سال پیش 1000% کاهش دهد

دولت برای اصلاح الگوی مصرف، به مردم 10 روز فرصت داد که گالن‌های نفت سر سفرشون رو تحویل بدن

امسال هم سال «اصلاح الگوی مصرف» نامگذاری شد. با توجه به این نامگذاری، دور از انتظار نیست که در سال جدید شاهد چنین تحولاتی در زمینه های مختلف مختلف باشیم:

ورودی‌های اداره ها

از پذیرش خانم‌های با حجاب نامناسب و الگوی مصرف نادرست معذوریم

در و دیوار شهر

اصلاح الگوی مصرف نشانه شخصیت شماست

مصرف کمتر، زندگی بهتر

هر کس الگوی مصرفش را اصلاح نکند از ما نیست (اسم یکی از ائمه به صورت رندوم)

در مسابقات

به جای کاپ اخلاق، کاپ کم‌مصرفترین شرکت‌کننده داریم که به شرکت‌کننده‌ای تعلق میگیره که در طی مسابقه از دستشویی کمتر استفاده کنه  و کمتر نفس بکشه

موضوع انشا

الگوی مصرف خود را چگونه گذارانده‌اید؟

در آینده دوست دارید چه الگوی مصرفی داشته باشید؟

مصاحبه برای استخدام(دولتی)

نظر شما درباره الگو، مصرف، مصرف الگو و الگوی مصرف چیه؟

به نظر شما وظیفه یک بسیجی با الگوی مصرف نمونه چیست؟

خطبه نماز جمعه(فرقی نداره کی پیش نماز باشه)

این استکبار جهانی تلاش می‌کند که با ناتوی فرهنگی الگوی مصرف جوانان ما را فاسد کند و الگوی به اصلاح مصرفش را تحمیل را به ما تحمیل کند ولی ما عمراً زیر بار بریم

 

سال نو را پيش آ پيش ، پس و پيش ، پيش و پس ، از راست چپ ، از چپ به راست ، تبريک عرض ، طول ، و ارتفاع آن را حساب کنيد
 

مي گويند زن، چراغ خانه است. لابد شنيده ايد که در همين راستا، بعضي ها طرفدار"چهلچراغ" شده اند و بعضي ها طرفدار"صرفه جويي در مصرف برق

 

روابط عمومی صدا و سیما اعلام کرد : با توجه به ازدواج زلیخا و یوزارسیف تیتراژ قرانی سریال یوسف نبی به "عزیز دلم زلیخا ، یار خوشگلم زلیخا" تغییر خواهد کرد

 mano babak imani navazande violon groe reza sadeghi

بي اجازت دفتر 365 برگ جديدتو دادم به خدا تا بهترين تقدير رو برات نقاشي کنه نوروز 88 مبارک

 

 زین پس بجای جمله "ای زلیخا دست از دامان یوسف بازدار" بگوئید: ای یوزارسیف دست از سر زلیخا بردار!!

 

بازیافت هر گونه پیرزن به دختر 14 ساله. مرکز بازیافت یوزارسیف جوانی در كمترین زمان ممكن!! بدون درد! بدون خونریزی! صورت و اندام خود را به ما بسپارید با كمترین هزینه و زمان ممكن!! انستیتو جوانی یوزارسیف

 

جراحي پلاستيک با روشي کاملا پيشرفته بدون درد و کبودي(کلينيک زيباي يوسف) ********* ازدواج يوسف و ذليخا را تبريک مي گوييم اتهاديه 2 زنيها به اميد رسيدن وحي براي تمام مردان باخدا

 

به غضنفر ميگن: نظرت راجع به بند گردني موبايل چيه؟ ميگه: خوبه فقط موقع شارژ گوشي يه دو ساعتي آدم رو از كار و زندگي مي‌اندازه!

 

الان بهترین وقته ! زلیخا چشاش نمیبینه ! برو خودتو یوسف معرفی کن حالشو ببر

 

بهار بهترين بهانه براي آغاز، وآغاز بهترين بهانه براي زيستن است آغاز بهار بر شما مبارک

 

یادت باشه:تعطیلات بزودی تموم میشه وبعدش سرکار رفتنه که انتظار تورو میکشه. بازم 1سال کار و خستگی! (ستاد کوفت کردن تعطیلات نوروزی)

 

 

سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم! آخه آتیش کم داریم آتیش پاره

 

 

به یارو میگن بابات به رحمت ایزدی پیوست! میگه رحمت ایزدی دیگه کیه؟ میگن نه یعنی به دیار باقی شتافت! میگه دیار باقی دیگه کجاست؟ میگن منظورمون اینه که رخت از این دنیا بربست! میگه من نمیفهمم شما چی میگید؟ میگن: الاغ ، بابای خرت مرد! میگه خر من که بابا نداشت!

 

 

به دنبال ناکامی های ماهواره امید متخصصان در حال ساخت ماهواره محمود هستند

 

 

براي برداشتن گام هاي بلند در زندگي ،حتما از شلوار كردي استفاده كنيد

 

 

خداوندا پريشانم چه مى خواهى تو از جانم مرابى آنكه خود خواهم اسير زندگى كردى خداوندا تو مسئولى تو مى دانى كه انسان بودنو ماندن دراين دنيا چه دشوار است چه رنجى مي كشد آنكس كه انسان است و از احساس سرشار است

 

نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست. بگو با ديگران بوديم و رفتيم

 

يادمون باشه كه هيچكس رو اميدوار نكنيم بعد يكدفعه رهاش كنيم چون خرد ميشه ميشكنه و آهسته ميميره . يادمون باشه كه قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا كسي كه به ما تكيه كرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو كه به كسي ميديم عمل كنيم . يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه كسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم 

 

در پی اختلاف نظر در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری 22 است یا 29. روز 22 اسفند یوم الشک و از 22 تا 29 اسفند هفته ی وحشت اعلام شد 

 

به علت برخورد شهاب سنگ به نقطه حساس ماهواره اميد ، نام آن به آرزو تغيير يافت
 

فلاطون می گه: " اگه با دلت چیزی یا کسی رو دوست داری زیاد جدی نگیرش، چون ارزشی نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که دیدنه، اما اگه یه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه

 

آخرين خبر از ماهواره اميد:

بنزینم تموم شده کارت سوخت بفرستید

 

                          ول توهین به مقدسات  و مندرجات کتاب...؟؟؟!!!

                            بیا اینم ایییییییییینهمه مطلب

                             بخونو بگو مجتبی بد...!

                               دلت میاد نظر ندی؟؟؟

 

+ قلم خورده شد در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 15:49  بدست آقا اشک | 

 به سوي مبدا به سوي انجا که بتواني انسانتر باشي و از

انچه که هستي و هستند فاصله بگيري!!!

  

عشق آلوچه نیست که بهش نمک بزنی، دختر همسایه نیست که بهش چشمک بزنی، غذا نیست که بهش ناخونک بزنی، رفیق نیست که بهش کلک بزنی عشق مقدسه , باید جلوش زانو بزنی 

نمي دانم چرا عادت داريم آبي آسمان را رها کنيم و جذب آبي کوچک چشماني شويم که عمقي ندارند با آنکه مي دانيم روزي بسته خواهند شد 

 

همه دنیا رو نامردا گرفتن وفا رو از شما مردا گرفتن خبر اومد که مجنون و پریشب با سه چهار تا لیلا گرفتن

 

آقایون وقتی پولدار میشن شیطون میشن، ولی خانوما وقتی شیطون میشن پولدار میشن

 

زندانيان قزوين با ارسال طوماري خواستار انتقال يوزارسيف به زندان قزوين شدند

 

به شانه ام زدي که تنهاييم راتکانده باشي!!! به چه دلخوش کنم؟؟ تکاندن برف ازروي ادم برفي؟؟؟

موز و يه پسته با هم دعواشون ميشه، موز به پسته ميگه: که چي بشه؟ هميشه نيشت بازه؟ پسته ميگه: از تو که بهترم، بخاطر 200 تومن جلوي همه شلوارت رو ميکشي پايين
 

 

با سلام و عرض شب بخيربه شمادوست عزيز لطفأ نگران نباشيد و با يك لبخند به

 

 ادامه خواب خود بپردازيد...

 

 روابط عمومي سازمان بهم ريختن اعصاب و روان.

 

 Moji

یوزارسیف ضمن تقدیر از بازی کتایون ریاحی اعلام کرد: در صورتی که نقش زلیخا را گلشیفته فراهانی بازی می کرد، تاریخ را زیر و رو می کردم 

زندگي زيباست حتي اگر کور باشي خوش آهنگ است حتي اگر کر باشي مسحور کننده است حتي اگر فلج باشي اما بي ارزش است اگرثانيه اي عاشق نباشي

خوشبخت ترين پسر كسيست كه اولين عشق يه دختر باشد و خوش بخت ترين دختر كسيست كه اخرين عشق يك پسر باشد

خداوندا پريشانم چه مى خواهى تو از جانم مرابى آنكه خود خواهم اسير زندگى كردى خداوندا تو مسئولى تو مى دانى كه انسان بودنو ماندن دراين دنيا چه دشوار است چه رنجى مي كشد آنكس كه انسان است و از احساس سرشار است

 

شخصي را به جهنم مي بردند . در راه بر مي گشت و به عقب خيره مي شد . ناگهان خدا فرمود : او را به بهشت ببريد . فرشتگان پرسيدند چرا ؟ پروردگار فرمود : او چند بار به عقب نگاه کرد ... او اميد به بخشش داشت
 
 
تركه ميره كلانتري و ميگه: قربان، زنم گم شده! افسره ميگه: مشخصاتش رو بگو. تركه ميگه: يعني چي؟ افسره ميگه: مثلا زن من 60 كيلو، قد بلند، موهاش طلايي. تركه ميگه: زن من رو ولش كن، بريم زن تو رو پيدا كنيم!

ترکه ميره مزرعه ميخره 2سانتي متر در 8 کيلومتر !!!! ميگن اين چه زمينيه ؟چي ميخواهي بکاري ؟؟؟؟ ميگه به اميد خدا ماکاروني

 

 کاش انسان همانند شمع يک روز زندگي ميکرد اما درکنارپروانه ي خويش

 

گاهي با خود فکر مي کنم ، چگونه است که ما ، در اين سر دنيا ، عرق مي ريزيم و وضع مان اين است و آنها ، در آن سر دنيا ، عرق مي خورند و وضع شان آن است! ... نمي دانم ، مشکل در نوع عرق است يا در نوع ريختن و خوردن؟

 

ما اگر ز خاطر خدا نرفته ايم پس چرا به داد ما نميرسد ؟ ما صداي گريه مان به آسمان رسيد از خدا چرا صدا نميرسد ؟

 

يه امريكاييه ميخواد حال اردبيليه رو بگيره ميبرتش امريكا بهش ميگه زمين رو بكن اونم ميكنه بعد از ده متر كندن ميرسن به يه سيم . امريكاييه ميگه اين يعني ما صد سال پيش تلفن داشتيم تركه ميگه حالا تو بيا بريم اردبيل. اونجا بهش يه بيل ميده ميگه بكن صد متر ميكنن به هيچي نميرسن تركه ميگه اين يعني ما صد سال پيش موبايل داشتيم

 

اگه من و تو دو تا برگ باشیم هنگام خزان من زودتر از تو می شکنم تا زمانیکه می افتی در آغوش بگیرمت من تورادوست دارم تو ديگري را ديگري شايد كسي را و كسي شايد مرا ولي همه ي ما تنهاييم نمی دانم چرا اين گونه است؟ وقتی نگاه عاشق كسی به توست میبينى اما، دلت بسته به مهر ديگرىاست بی اعتنا می گذرى و عاشقانه به كسى می نگرى... كه دلش پيش تو نيست؟!!

 

تا زماني كه به فردا اميدواري اقتدار ازان توست.انچه كه كرم ابريشم انرا پايان دنيا مي پندارد در نظر پروانه اغاز زندگيست

 

عشق حقیقی مثل روح است افراد زیادی درباره ی آن صحبت میکنند ولی تعداد کمی محدودی آن را دیده اند

 اخرين خبر از تيم ملي: کريم باقري به عنوان مترجم علي دايي انتخاب شد
 

یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره . یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم . یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره . یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیریم

 

در مصر شوریده ای بود و می گفت : در طریقت اگر عاشقی در غم عشق بمیرد عجب نیست . عجب آنست که در سوز عشق یک روز زنده بماند

 

با اينکه مي دانم دوست داشتن گناه است دوستت دارم با اينکه مي دانم پرستش کار کافر است مي پرستمت با اينکه مي دانم آخر عشق رسوايي است عاشقت مي شوم پس گناهکارم ، کافرم ، رسوايم ولي همچنان دوستت دارم

 

همه خوشبختیها و موفقیتهایی که به من روی آورده ، از درهایی وارد شده اند که آنها را به دقت بسته بودم !!! (( بایرون ))

 

 فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کنه که طعمع وابستگي را چشيده باشه دوست خوب داشتن بهتر از تنهايي و تنهايي بهتر از با هر کس بودن است

 

بوی  مدرسه ها را حس می کنی ؟ / این بوی مدرسه نیست / بوی خوش تابستان است که می رود

 

ممکن است گرگ دندان هایش را از دست بدهد اما طبیعتش را هرگز

 

حقيقت انسان به آنچه اظهار مي کند نيست، بلکه حقيقت او نهفته درآن چيزي است که از اظهار آن عاجز است بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش, بلکه به نا گفته هايش گوش كن

 

دوتاسوسك پولدارازدواج مي كنند.ماه عسل ميرن توالت فرنگي

 

اگر شكلات بودي شيرين ترين بودي ، اگر عروسك بودي بغلي ترين بودي ، اگر ستاره بودي روشن ترين بودي و تا زماني كه دوست مني عزيز تريني
 
 
به پايان فكر نكن .. انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند .. بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز
 
 
حیف نون تو آمریکا داشته توی استخر غرق می شده. داد می زنه می گه:

help ,I SHUT UP

یک ترکی ازترکای ترکیه بنام ترکان روی ترک موتور یک تریاکی، با ترکه میزنه به ترکه و توی تراکم ترافیک می خورن به تیرک وکله ترکه ترک می خوره وموتورش می ترکه ومتروکه می شه. ناچار توی تاریکی اونو ترک می کنه و می ره کنار رود اترک تارک دنیا می شه
 
 
 
اگه بازم می خوای نظر یادت نره!!!؟؟؟
 
+ قلم خورده شد در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 15:48  بدست آقا اشک | 

در زندگي زودپز باش ... هر وقت جوش آوردي در كمال آرامش سوت بزن

 

چراغ ها رو خاموش كنين ببرمتون كربلا, چراغ ها رو كه روشن ميكنن ميبينه همه ساك به دست وايستادن, ميگه شما تركين؟ ميگن نه, ما لريم, تركا تو اتوبوسن

…………

یه بار میگی سرش پهنه،یه بار میگی درازه یه بار میگی از پشت اذیت میکنه، اصلا درش بیار یه کفش دیگه بپوش

…………

دعای دختر مجرد :

اللهم عجل فی ازدواجنا و تکمیل دیننا و ارزقنا زوجا الذی رفیعا مدرکا و رشیدا قدا و مالاً کثیرا و بیتا مستقلاً و سیاره البنزی

…………

 راز بقا :

14 سالگی : تا پارسال هر کس بهشون میگفت : چطوری ؟ میگفتن : خوبم مرسی... حالا میگن : مرسی خوبم !!!

15 سالگی : هر كی بهشون بگه سلام ، میگن: علیك سلام ! نقاشیشون بهتر میشه ! ( بتونه کاری و رنگ آمیزی و ... )

16 سالگی : معنی یک عاشق واقعین ! ....  فردا صبح هم میخوان خود کشی کنن ... شوخی هم ندارن

17 سالگی : نشستن و اشک میریزن ... بهشون بی وفایی شده (شروع کوران حوادث)

18 سالگی : دیگه اصلا عشق بی عشق ... تو خیابون جلوی پاشونم نگاه نمیکنن !

19 سالگی : از بی توجهی یک نفر رنج میبرن !... اون یک انسان به تمام معناست !!!

20 سالگی : نه ٬ نه ... اون منو نمیخواست !.... آخرش میره یه کور کچلی میگیره... میدونم

21 سالگی : فقط 27... 28 سالگی قصد ازدواج دارن.... فقط

22 سالگی : خوش تیپ باشه ! ... پولدار باشه !... تحصیلکرده باشه !... قد بلند باشه !.... خوش لباس باشه !... ( آخ که چی نباشه )

23 سالگی : همه خواستگارارو رد میکنن

24 سالگی : زیاد مهم نیست که چه ریختی باشه ! چقدر پول داره ! فقط شجاع باشه ! مارو به اون چیزایی که نرسیدیم برسونه

25 سالگی : اااااااااه !!! پس چرا دیگه هیچکس نمیآد !؟ ... هر کس میخواد باشه... باشه

26 سالگی : یه نفر میاد.... همین خوبه ... بله....

27 سالگی : آخیش....

28 سالگی : كاش قلم پات می شكست و خواستگاری من نمیومدی

.

.

یعنی واقعاً از بقیش خبر نداری ؟!!!

…………

گرد و خاک تنهايي دلم و با جاذبه ي نگاهت زدودی.خونه ي قلبمو از غم پاک کردی.حالا که داری زحمت ميکشی روي اون ميز هم يه دستمال بکش!!

…………

طرح قهوه اي ايرانسل : با شرکت در اين طرح و پرداخت ??? هزار تومان ، هر گهي که مي خواهيد بخوريد

…………

تركه به دختره میگه یه بوس میدی؟ دختره میگه نه. تركه میگه واسه خودت گفتم والا من كه زن دارم

…………

قانون طلایی برای مشخصات یک زن خوب : قانون طلایی اول: باید زنی داشته باشید که در کارهای خانه کمک کند، خوب آشپزی کند، گردگیری کند.... قانون طلایی دوم: باید زنی داشته باشید که سرگرمتان کند، شما را بخنداند، باعث فراموشی غصه شود... قانون طلایی سوم: باید زنی داشته باشید که بتوانید به او اطمینان کنید و مطمئن باشید هیچوقت به شما دروغ نمیگوید... قانون طلایی چهارم: باید زنی داشته باشید که در کنارش به آرامش برسید و از بودن با او لذت ببرید... قانون طلایی پنجم: خیلی خیلی مهم است که

…………

هرگز ندانستم چگونه ستايش كنم تا آنكه آموختم چگونه دوست بدارم

…………

در زندگي زودپز باش ... هر وقت جوش آوردي در كمال آرامش سوت بزن

…………

يك روز مي بوسمت ! فوقش خدا منو مي بره جهنم ! فوقش مي شم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شي ! جهنم كه اومدي ، من اونجا پيدات مي كنم و دور از چشم خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا چه بهشتي ميشه جهنم

…………

نظر من باغیرت ترین انسانها مردم رشت هستند و باهوش ترین آنها مردم اردبیل . زشت ترین انسانها پسرها هستند و آرام ترین موجودات دخترها .قسمتی از خاطرات پینوکیو

…………

شبا همش به چت خونه ميرم من ..... سراغ آف و آف خوندن ميرم من ..... تو اين چت خونه ها خسته دردم ..... به دنبال پس ايديم ميگردم ..... پسم گم شده پيداش ميكنم من ..... اگه كارتوه واي به حالت ..... رسوات ميكنم من

…………

یك شب تلوزبون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن

…………

تقديم به او که نبود ولي حس بودنش بر من شوق زيستن داد دلم براي کسي تنگ است که آفتاب صداقت را به ميهماني گلهاي باغ مي آورد و گيسوان بلندش را به باد مي داد و دست هاي سپيدش را به آب مي بخشيد و شعر هاي خوشي چون پرنده ها مي خواند

…………

دعاي يه زن موفق : خدايا ، از تو خردمندي مي خواهم تا همسرم را درک کنم ، عشق مي خواهم تا اورا ببخشم ، بردباري مي خواهم تا شرايطش را بپذيرم ، زيرا اگر از تو قدرت بخواهم ، او را آنقدر مي زنم تا بميرد

…………

از يه ترکه ميپرسن : شما (ک)چه طور تلفظ ميکنيد؟ ترکه ميگه:ما(ک) 4 جور تلفظ ميکنيم 1.يه ک که ک تلفظ ميشود مثل:کلافه 2.يه ک که چ تلفظ ميشود مثل:بانچ (بانک) 3.يه ک که خ تلفظ ميشود مثل:تراختور(تراکتور) 4.يه ک که اصلا" تلفظ نميشود مثل:اقاي دوه تور (اقاي دکتر)

…………

گر ديدي جواني بر درختي تكيه كرده بزن توي سرش جوون بايد به خودش تكيه كنه

…………

میدونستی یادت از خودت مهربونتره ؟ آخه وقتی که نیستی یادت یه لحظه هم تنهام نمی زاره .

…………

می خواستم برایت هدیه ای بفرستم ، نسیم گفت مرا بفرست تا موهایش را نوازش کنم ، باران گفت مرا بفرست تا صورتش را بشویم و اشکهایش را پاک کنم ناگهان قلبم گفت مرا بفرست نا دوستش داشته باشم و تو همه وجودم شدی

…………

گفتمش همدم شبهایم کو؟ تاری از زلف سیاهش را داد گفتمش بی تو چه می باید کرد؟ عکس رخساره ی ماهش را داد وقت رفتن همه را می بوسید به من از دور نگاهش را داد یادگاری به همه داد و به من انتظار سر راهش را داد

…………

به ياد آرزوهايي که ميميرند سکوتي ميکنم سنگين تراز فرياد

…………

 تا خاك نشدي... خاكي باش...

…………

در غريبي ناله ها کر دم کسي يادم نکرد ، در قفس جاندادم و صياد ازادم نکرد، ضربه مردم چنان از زندگي سيرم نمود، آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد

…………

دلا ياران سه قسم اند گر بداني زباني اند و ناني انـد و جـاني به نـاني نان بده از در برانـش تو نيـکي کن يه ياران زبـاني وليـکن يـار جـاني را نگهدار به پـايش جـان بده تا مي تواني

…………

تو هديه الهی از خداوندی برای سينه پر دردمن:عطر وجودت را برای شفا می بويم..........!
ای شلغم

…………

صبح ها نميتونم صبحونه بخورم چون دوستت دارم.ظهرها نميتونم ناهار بخورم چون دوستت دارم.شبها نميتونم شام بخورم چون دوستت دارم.شبها نميتونم بخوابم....چون گرسنمه

…………

انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند... بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز

…………

زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند

…………

دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي توانستند از هم جدا باشند، با خواندن يک جمله معـــروف از هــم جـــدا مي شــوند تا يکديگر رو امتحان کنند و هــر کــدام در انتظار ديگــري همديگر را نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي و به جمله معروف ويليام شکسپير بر مي خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده »

…………

من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي

…………

شبي از شبها تو به من گفتي كه شب باش: من كه شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به اميدي كه تو فانوس شب من باشي

…………

زندگي زيباست .زشتي‌هاي آن تقصير ماست، در مسيرش هرچه نازيباست, آن تدبير ماست! زندگي آب رواني است روان مي‌گذرد… آنچه تقدير من و توست همان مي‌گذرد

…………

يك قطعه قلب 3در4 يك فتوكپي ازصفا و صميميت و يك فيش عشق وعلاقه لازم داري تاتمام قلبم رابه نامت كنم.

…………

همه جا رو گشتم، حتي زير گيره موهات،گوشه چشمات،نمي‌دانم باز اين دل را کجا جا گذشتم!

…………

مهر يه چيزيه مهربوني يه چيز ديگه، عشق يه چيزيه عاشق شدن يه چيز ديگه، قلب و دل يه چيزيه اما توي قلب تو جا شدن يه چيز ديگه.

…………

تصور کن شلوار بچه 6 ساله رو پوشيدی! حس ميکنی چقدر تنگه! دلم همون قدر برات تنگ شده!

…………

غربت را نبايد در شهری غريب يا در گم شدن لحظه آشنا جستجو کرد. هرگاه عزيزت نگاهش را به ديگری تعارف کرد،آنگاه تو غريبی.

…………

سلام، اين چه اخلاق بديه که تو داری؟ چرا هر چی از آدم برميدری ديگه نميدی.نمي‌گی من دلمو لازم دارم؟

…………

زن رشتیه میره خط مقدم و برمیگرده، بهش میگن چه کار مفیدی انجام دادی؟ دست میذاره رو شیکمش میگه: یه بچه عراقی اسیر کردم

 

 

واقعا خيلي بي معرفتي اگه بي نظر بخواي بري

 

 

+ قلم خورده شد در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 15:48  بدست آقا اشک | 

 

زندگي گل سرخئ است که گلبرگهايش خيالي وخارهايش واقعي است

فرق من و تو: گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم. گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم. گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم. گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري. گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم. گفتي ... ، گفتم... . حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو

 

 

يارو ميره كارواش بهش ميگن ماشينت كو مي گه راه نزديك بود پياده اومدم

 

تو را به جاي همه كساني که نمي‌شناختم دوست مي‌دارم تو را به جاي همه روزگاراني که نمي‌زيسته‌ام دوست مي‌دارم براي خاطر عطر گستره‌ي بيکران و براي خاطر عطر نان گرم براي خاطر برفي که آب مي‌شود، براي نخستين گل، براي خاطر جانوران پاکي که آدمي نمي‌رماندشان تو را به جاي همه كساني که دوست نمي‌دارم دوست مي‌دارم تو را براي دوست داشتن دوست مي‌دارم

 

روباهی به زاغی گفت: چه دمی، چه سری، عجب پائی! زاغ عصبانی شد و گفت: بی تربیت! خجالت بکش! اون موقع من کلاس اول بودم. الان شوهر دارم

 

يک جام پر از شراب دستت باشد تا حال من خراب دستت باشد اين چند هزارمين شب بي خوابيست اي عشق فقط حساب دستت باشد

 

اولین اس ام اس جهان در سال:01/01/0001 در ساعت: 00:00:01 ارسال شد: آدم: دوست دارم جیگر حوا : شما ...!؟

 

 

به علت افزايش بي سابقه قيمت پودر لباسشويي و صرفه جويي در مصرف آب، تمام حوزهای علميه اعلام کردند از اين پس پاکيزگي فقط يک پنجم از ايمان است

 

 

به تو سپرده بودمش..... به هزار و يک اميد..... و امروز براي هزار و يکمين بار...... دلم را ميبرم ...... تا شکستگي اش را ....گچ بگيرند؟؟؟

 

خدايا به داده هايت شکر . به نداده هايت شکر. به گرفته هايت شکر. چون داده هايت نعمت. نداده هايت حکمت و گرفته هايت امتحان است. خدايا کلمات را کوتاه ميکنم. صبري بده که شايسته بندگي باشد صحبتي که رضاي تو باشد و سکوتي لبريز از دعاي تو

 

فردا عصرخونه باش ميخوام با خانواده بيام خواستگاري . . . .ستاد شادسازي دختران ترشيده

 

به تركه ميگن بلدي گيتار بزني؟ ميگه: نه ولي يه داداش دارم اونم نه

 

 

اگر خدا از حضرت ابراهيم خواسته بود بجاي فرزند ، همسرش را قرباني كند اين مراسم هر سال با شكوه بسيار در تمام دنيا تكرار ميشد

 

درختان شعرهايي هستند كه زمين بر آسمان مي نويسد و ما آنها را بريده و از آنها كاغذ مي سازيم تا ناداني و تهي مغزي خويش را در آنها به نگارش درآوريم . جبران خليل جبران

 

يه روز يه فارسه و يه لره و يه قزوينيه سوار هواپيما مي شن يهو هواپيما سقوط مي کنه... . . . اين قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمي کنه

 

مرگ هيجان انگيز ترين صحنه ي زندگي ماست كه هيچ گاه آن را براي ديگران تعريف نميكنيم

 

 

حضور هيچ کس در زندگي ما اتفاقي نيست " خداوند در هر حضوري رازي نهان کرده براي کمال ما . خوش آن روزي که در يابيم راز اين حضور را

 

 

كريستال، حشيش، ترياك، هروئين، شيشه، ويسكي، آبجو، كنياك، ناس، گراس، ودكا . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . همه اين‌ها رو ميشه ترك كرد ولي تو رو نميشه ترك كرد، معتادتيم

 

 

بر اساس جديدترين تحقيقات ، تنها 20% از مردها عقل دارند! ... مابقي همگي زن دارند

 

 

وقتي كه بهم مي رسيم ،3 نفريم ! ( من .تو. عشق ) ، از هم كه جدا ميشيم 4 نفريم ! ( تو و تنهايي ، منو عذاب )

 

خدايا تو خيلي بزرگي و من خيلي كوچك جالب اينجاست كه تو به اين بزرگي هيچ وقت من رو به اين كوچيكي فراموش نميكني ولي من به كوچيكي تو به اين بزرگي رو گاهي فراموش ميكنم

 

 

دعاي اتصال به اينترنت في الهنگام شلوغيه الّلهم اتصلنا الاينترنت،الّلهم اعتني کانکشن في دنيا والاخرت، انا نعوذبک من کلّه ويروس الخبيس الّلعين و الملعونيه و انّا نعوذبک من الديسکانکشن في الدنيا والاخره امين يا رب العالمين---------->كانكتينگ100

 

 

پسر: ميتونم نرم‌افزارتو لمس كنم؟ دختر: اول سخت‌افزارتو نشون بده! پسر: بايد روي سيستمت نصبش كنم! دختر: اول آنتي‌ويروس روش بزار بعد نصبش كن

 

 

وقتي کسي ناراحتت مي‌کنه 42 تا ماهيچه استفاده ميشه تا اخم کني، اما فقط 4 تا ماهيچه لازمه تا دستت رو دراز کني و بزني پس کله‌اش

 

 

مي خواستن طرف رو اعدام کنن، ازش مي پرسن: آخرين حرفت رو بزن. مي گه: لعنت بر پدر و مادر اون کسي که بزنه زير چهار پايه!

 

كدام مورد كوتاه‌تر است؟ الف) مدت خوشحالي بعد از قبول‌شدن در دانشگاه ب) عمر پدر دانشجويان دانشگاه آزاد ج) مانتوي خواهران دانشجو د) پاي فارغ‌التحصيلان نسبت به دستشان

 

 

هيچ وقت از خدا نخواه که همه ي دنيا مال تو باشه ... هميشه از خدا بخواه کسي که همه ي دنياي توست مال کسي ديگه نباشه

 

 

لرد بايرون : عشق مرد قسمتي از زندگي او و عشق زن همه زندگي اوس

 

 

از قزوينيه مي پرسن قزوين كجاست مي گه اگه اراده كني همين جا

 

 

هر رفتني رسيدني نيست اما براي رسيدن بايد رفت. کسي که عشق رفتن دارد،زمين خوردن مانعش نمي شود.

 

رئيس جمهور ايران اعلام كرد كه ايران در چند رشته مسابقات المپيك چين شركت نخواهد كرد. از جمله دو، پرش و شنا، زيرا هر ايراني كه قادر به دويدن، پريدن و شنا كردن بوده از كشور گريخته است

 

 

يه ضرب المثل چيني ميگه حرفاي دخترا روباور نکن حرفاي پسرا رو اصلا گوش نکن

 

 

آرامش در زندگی بهترین چیزه پس بیا به آرامش فکر کنیم به عشق به زندگی به بهشت به زیبایی به جهنم به درک به تو چه به من چه برو اعصاب ندارم

 

دوست دختر بی ادب مثل يه آدامسه 1) داشتن يه بسته آدامس بهتر از داشتن فقط يه ادامسه 2) فراموش نكنين كه پايا ن هر ادامسي سطل اشغاله پس براي هيچ ادامسي قيمت زيادي پرداخت نكنين 3) جويدن طولاني هر ادامس به جز بي مزه شدنش حاصلي نداره 4) هيچ وقت ادامس نيمه خورده كسي رو دهن نزارين 5) حسرت ادامسي رو كه دور انداختين نخورين چون آدامسای خوش مزه تر همیشه پیدا میشن

 

 

زندگی مانند جدولی است که هرکس آن را پر کند جایزه اش مرگ است نه چیز دیگری

 

 

هميشه پشت سر هر مرد موفق ، زني است که نتونسته جلوي موفقيت شو بگيره

 

 

اي كاش آشنائيها نبود يا به دنبالش جدائي ها نبود يا مرا با او نمي كردي آشنا يا مرا از او نمي كردي جدا

 

بي تو هر گز نمي توانم بميرم . . . . . پس بيا با هم گور به گور بشيم

 

 

حكومت نظامی بود ، سروانه به غضنفر می گه كه تو اينجا كشيك بده ، از هفت شب به بعد هر كسی رو تو خيابون ديدی در جا بزنش . حرفش كه تموم می شه ، تا مياد بره سوار ماشينش بشه ، می بينه صدای گلوله اومد . برميگرده می بينه غضنفر زده يك بدبختی رو كشته ! داد می زنه : احمق ! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره ! غضنفر می گه : قربان اين يه آدرسی پرسيد كه ، عمراً تا ساعت نه شب هم پيداش نمی كرد

 

به طرف میگن پسرت رکورد شکونده میگه گه خورده من که پولش رو نمیدم

 

 

 

کاش در صفحه ي شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کيش رخت مات مي شدم زندگي بازي شطرنجي نيست که در آن با کيش کسي مات شوي زندگي تک تک اين ثانيه هاست که در آن نقش تو پيداست

 

ديروز که فرياد زدي دوست دارم گفتم نمي شنوم .امروز که به آرامي گفتي ديگه دوست ندارم گفتم هيس چرا داد مي زني!!!

 

 

ده شاخه گل برات مي فرستم نه تا طبيعي يک دونه مصنوعي و باهاش يک کارت مي فرستم روي اون مي نويسم تا وقتي که آخرين گل پژمرده بشه دوست دارم

 

گفتي دوستت دارم . قلبم تندتر از هميشه تپيد لبخند زدم و باورت کردم با اينکه مي دانم لبها دروغ مي گويند . با صدايت مرا نوازش کردي تپش قلبت را حس کردم مهربان و پاک بود در اغوشت غرق محبت شدم به تو تکيه کردم و ارام شدم

 

 

میخوام به سردی شبهام بخندم... میخوام به پوچی فردام بخندم... وقتی میبینمت با دیگرونی... تو اوج گریه هام میخوام بخندم... میخوام داد بزنم تنهای تنهام... میخوام وقتی میگم تنهام بخندم

 

وقتی که وفا قصه برف به تابستان است و محبت گل نایابیست به چه کسی باید گفت: با تو خوشبخت ترین انسانم!؟؟

 

زندگيم را تمام كردم. حالا نفس كشيدن منت سرم مي گذارد ! حس مي كنم ... هواي اينجا سرد و سنگين است نازنينم ! ديگر نگو خداحافظ ! اگر مي روي بدون وداع برو ... گله اي نيست!!!

 

اگه من وتو دو تا برگ باشيم ،هنگام خزان من زودتر از تو مي شکنم تا زماني که مي افتي در آغوش بگيرمت

 

 

 

ببین خداییش دلت میاد نظر ندی خداییش گفتم ها

من کمرم شکست تا اینا رو آماده کردم

حالا ببینم چه میکنین

مرسی دارین پس تا بعد

بدروووووووووود!!!

 

+ قلم خورده شد در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 15:46  بدست آقا اشک | 

 

زانو نخواهم زد حتي اگر سقف آسمان از قد من     

                       کوتاهتر باشد                        

 

گرگه بعد از کلي جستجو آي دي شنگول منگول رو گير مياره، بعد از کلي چت کردن باهاشون قرار مي ذاره. وقتي مي ره سر قرار مي بينه چوپان دروغ گو اومد

 

ظامي ترين جمله عاشقانه: توي اردو گاه قلبتء منم يه اسير جنگيء تو منو شکنجه ميديءتوي اين قلعه ي سنگي

 

 

آرامتر بگذر ... اي مسافر ! اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببينمت . بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم . آه ! که نميداني ... سفرت روح مرا به دو نيم مي کند ... و شگفتا که زيستن با نيمي از روح تن را مي فرسايد ...

 

من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را...

 

خدايا ميدانم لحظه اي رهايم نمکني ولي کمکم کن بدانم که هميشه با مني

 

خون تا ابد سرخ خواهد ماند... البته درون رگهاي آبي

 

زانو نخواهم زد حتي اگر سقف آسمان از قد من کوتاهتر باشد

 

به رشتيه ميگن چرا از خدمت معاف شدي؟ ميگه:چون تك پدر بودم

 

فردا و ديروز با هم دست به يکي کردند. ديروز با خاطراتش مرا فريب داد فردا با وعده هايش مرا خواب کرد . وقتي چشم گشودم امروز گذشته بود

 

و الهه ی عشق مرا صدا زد ... عشق را هيچ آرزو نيست مگر آنكه به ذات خويش در رسد. اما اگر شما عاشقيد و آرزويي مي جوييد... آرزو كنيد كه ذوب شويد و همچون جويباري باشيد كه با شتاب مي رود و براي شب آواز مي خواند. آرزو كنيد كه رنج بيش از حد مهربان بودن را تجربه كنيد. و چه زيباست ديدن شوق زندگي در چشمان يك دوست...

 

تو میتونی حدس بزنی این چیه؟؟؟ و_o_o_o_o ... ... زیاد زور نزن! خودم هم نمی دونم!

 

بچه ها مواظب کلاه برداری جدید در مورد ایرانسل باشید .هیچ چیز رو به 1112 اس ام اس نکنید که باعث کسر اعتبار از شما می شه . گرچه که ظاهرا این سیستم ایرانسل قطع شده .

 

 

ولين کسي که عاشقش ميشي دلتو ميشکونه و ميره . دومين کسي رو که مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده کني دلتو بدتر ميشکنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي که هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشکوني که انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يکي ديگه ...... اينطوريه که دل همه آدما

 

دلم را آهني کردم مبادا عاشقت گردد ندانستم تو اي ظالم دلي آهن ربا داري

 

کوروش کبيــر: اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه کنيد به دوستانتان محبت کنيد

 

دوست واقعي کسي است که دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس کند

 

گاهی دلم برای چوپان دروغگو خیلی می سوزد.بیچاره 2 بار بیشتر دروغ نگفت انگشت نماشد... ولی ما هنوز صادق ترینیم

 

بیشتر آدم ها زمانی نا امید میشن که چیزی به موفقیتشون نمونده

 

عبادت خداوندا تورا به خاطر ترس از آتش دوزخت عبادت نمي كنم مثل بردگان تورا به خاطر لذتهاي بهشت پرستش نمي كنم مثل تاجران من توراعبادت مي كنم مانند آزادگان چون شايسته ي عبادت هستي .

 

اي کاش کودک بودم تا بزرگ ترين شيطنت زندگيم نقاشي روي ديوار بود اي کاش کودک بودم تا از ته دل مي خنديدم نه اينکه مجوبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم اي کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه تو همه چيز را فراموش مي کرد

 

مجنون هنگام راه رفتن کسي را به جز ليلي نمي ديد روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او و مهرش عبور کزد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه ديدي که من بين تو و خدايت فاصله انداختم

 

هيچوقت در مبارزه خودت رو محدود نکن ..بلکه با محدوديت هات مبارزه کن

 

 

زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم.

 

 

در قابلمه ي عشق سوختم، بي معرفت يه ذره روغن بريز

 

انيشتن: از لباس کهنه ات خجالت نکش از افکار کهنه ات شرمنده باش .

 

هميشه يکي هست که درد دلت رو بهش بگي ولي واي از اون روزي که همون يکي درد دلت

 

ترکه می ره دزدی تفنگو میذاره پشت گردن يارو می گه تکون بخوری با لگد می زنم تو سرت

 

زندگي درك همين امروز است . ظرف ديروز پر از بودن توست . شايد اين خنده كه امروز دريغم كردي ، آخرين فرصت همراهي ماست

 

هزار گل تقديم به آينه شکسته اي که لبخند تو را هزار بار

 

يه مرده با يك پليس زن ازدواج مي كنه ، شب اول 7 بار جريمه ميشه 1.سرعت زياد 2.عدم استفاده از كلاه ايمني 3.تخريب عوارضي 4.عبور از چراغ قرمز 5.ورود به عبور ممنوع 6.نصب وسايل اضافه در زير خودرو ! 7.عدم توجه به فرياد هاي پليس

 

ترکه زنگ می زنه فرودگاه و می گه: شیراز تا تهران چقدر راهه؟ کارمنده می گه: یه لحظه... ترکه می گه: خیلی ممنون! و قطع می کنه

 

هيچ وقت آرزو نکن توي دنيا جاي کسي باشي چون اگه آرزوت براورده بشه جاي خودت توي دنيا خيلي خاليه

 

لات ترين اس ام اس سال 87: آب دماغتيم...آنتي هيستامين بخور ، فنا شيم...!!![

 

يه مورچه بگير . . . . . شلوارشو در بيار . . . . . شورتش رو هم در بيار . . . . . نترس در بيار . . . . . برش گردون ! پشتشو ببين ! دلم برات اونقدر شده

 

امروز بهترین ساعتم رو شکستم... چون لحظه های بی تو بودن را به رُخم می کشید.

 

ضرب المثل بنزینی: 1بنزین دیدی ندیدی 2-بنزین زرد برادر گریسه 3-با بنزین بنزین گفتن ماشین روشن نمیشه 4-به اندازه بنزینت گاز بده 5-بنزین همسایه اورانیومه 6-بنزینش از باک میریزه 7-از این حرفا بوی بنزین میاد 8-خاموشی ماشین از بی بنزینیه

 

اصفهانيه ميره مکانيکي، به تعميرکار مي گه: 1 قطره روغن تو موتور، 1 ليوان آب تو راديات، 1 ليتر بنزين تو باک بريز. تعميرکاره مي گه: لاستيکتم کم بادس! مي خواي توش بگوزم؟

 

اولين دوره المپيک ترکها، موسوم به "ترکمپيک" با رشته هاي زير آغاز شد: - شناي با مانع، - کشتي پروانه، - پرش روي نيزه، - شيــــــــــرجه روي چمن، اسب سواري با سگ گل

 

دايناسوره زنگ ميزنه به دوست دخترش و دعوتش ميکنه خونه خالي.دوست دخترش نميره.زنگ ميزنه به دوست دختره و ميگه خوب همين کارارو کردي که نسلمون منقرض شده

 

تركه رو ميبرن جهنم :داد مي زنه: كمك ...كمك... جهنم آتيش گرفته

 

در جاي خالي کلمه ي مناسب قرار دهيد.. ببخشيد مثل اينکه کي..مو ...ونه شما گذاشتم . . . پاسخ : ف - خ منحرفففففففف

 

قزوينيه داشت خودشو ميخاروند ؛ پسرش بهش گفت : بابائي اين خورده کاريها رو بده من انجام بدم دستم راه بيوفته

 

سخنگوي فدراسيون فوتبال اعلام کرد : فردا مراسم خيريه اي به مناسبت قهرماني استقلال و جمع کردن کمک هاي مردمي براي تهيه يک دستگاه فکس برگزار مي گردد . سرپرست تيم استقلال نيز به دنبال اين جريان اظهار داشت : هم اکنون نيازمند ياري سبزتان هستيم !!!!

 

غضنفر رو برق مي گيره، مي ميره، فاميلاش سر قبرش با فازمتر فاتحه مي دن

 

غضنفر از ژاپن برميگرده. بهش ميگن اونجا مشكل زبان نداشتي؟ ميگه: من که نه، ولي ژاپني ها چرا

 

غضنفر مي ره تماشاي مسابقه دو و ميداني، از بغل دستيش مي پرسه:اين ها براي چي دارن مي دون؟ طرف مي گه: چون به نفر اول جايزه مي دن. غضنفر کمي فکر مي کنه، بعد مي پرسه: پس بقيه براي چي دارن مي دون؟

 

لره با خوشحالي به دوستش ميگه بالاخره اين جدول بعد از 2 سال حلش کردم. دوستش ميگه زياد نيست 2 سال؟ ميگه نه روش نوشته بود 7 تا 10 سال

 

به ترکه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي با عينک دودي

 

ترکه داشته توي خيابون ميرفته يهو داريوش خواننده رو ميبينه، هول ميشه ميگه: آقاي داريوش شما که صداتون اينقدر خوبه چرا يک کتاب چاپ نمي کنيد!؟

 

يه نفر داشته توي دريا غرق ميشده، بلند بلند داد ميزده: كمك، من شنا بلد نيستم! ترکه داشته رد ميشده ميگه: حالا من تنيس بلد نيستم، بايد داد بزنم

 

به یارو  انجيرو نشون ميدن مي گن اين چيه؟ ميگه آلو بوده چلوندن تو زعفرون خوابوندن بهش کنجد مالوندن يه چوب بهش چپوندن تازه شده گلابي

 

يه روز ترکه ميره عروسي تو عروسي برف شادي ميزنن ترکه سرما ميخوره

 

يک روز يک اصفهاني به پسرش ميگه بابا برو در خونه همسايه و اره انها رو بگير پسر ميره و مياد ميگه بابا نداد بابا ميگه محترمانه بگو پسر ميره و محترمانه ميگه و بعد مياد ميگه بابا نداد بابا باز ميگه اين دفعه برو خواهش کن پسر ميره و بعد مياد ميگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداريم و بعد بابا ميگه که عجب مردم خسيسي نميخواد برو اره خودمونو از تو انباري ور دار بيار

 

اصفهانيه موبايل مي خره صفرشو مي بنده

 

مرد: چرا دعوامون ميشه عصباني نميشي؟ زن: خودمو کنترل ميکنم.-چجوري؟-توالت ميشورم. -چه ربطي داره؟ -اخه با مسواک تو ميشورمش

 

تركه مي ره دكتر مي گه آقاي دگتر به نظر شما من 100 سال عمر مي كنم؟دكتر ميگه سيگار مي كشي ميگه نه.عرق :نه.ترياك:نه.غذاي چرب:نه.خانم بازي : نه. دكتر ميگه : پس مي خواي 100 سال زنده بموني چه غلطي بكني

 

اصفهانيه کارت اينترنتش تموم ميشه ميندازتش تو آب جوش

 

يه روز يه لره با تهرانيه ازدواج ميکنه شب عروسي تهرانيا ميخونن سبد سبد گل ياس عروس ما چه زيباس لرا ميخونن گوني گوني پشکل غلامعلي خوشکل

 

ترکه توي جبهه بي سيم چي بوده زنگ ميزنه ميگه : آقا ? تا عراقي دستگير کردم بياييد ببريد ! ميگن : چرا خودت نمياري؟ ميگه : نه شما بياييد اينا نميزارن که من بيام

 

يارو با زنش مي ره سينما كنترل چي با چراغ قوه به طرفشون مياد . تركه به زنش ميگه برو كنار داره موتور مياد

 

ترکه موقع مرگش بچه هاشو جمع مي کنه بهشون يه چوب مي ده مي گه بشکنيد مي شکنن. بعد يه دسته چوب مي ده مي شکنن.بيل مي ده مي گه بشکنيد مي شکنن. 10 تا دسته بيل مي ده مي گه بشکنيد مي شکنن.ميلگرد مي ده مي شکنن.تير اهن 14 مي ده مي شکنن. اخر مي گه ترک بازي در نياريد مي خوام نصيحتتون کنم

 

تا حالا فکر کردي اگر خدا به حضرت ابراهيم امر مي کرد بجاي پسرش زنشو قرباني کنه .......................... اين مراسم هر سال با چه شکوه و عظمتي تکرار ميشد !!!

 

پندي از يك داغ ديده: هرگز به علامت آبي و قرمز روي شير توالت اعتماد نكن!

 

تو عروسي فاميلاي داماد مي گن: نون و پنير و نعناع, مادر عروس شد تنها. پدر عروس مي شنوه مي گه : نون و پنير و پونه ,پس من چسم تو خونه

 

 

 

                                         

 

                   بی نظر بری میام   میکشمت ها

 

 

     

 

 

 

 

 

 

+ قلم خورده شد در  شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت 17:56  بدست آقا اشک | 

 

خوشبختي به سراغ کسي مي‌رود که فرصت انديشه

درباره بدبختي را ندارد.

باد صبا محض خدا امشب مرو بالين يار ترسم صداي شاخه ها خواب است بيدارش كند اي آهوي خوش خط و خال امشب مرو بالين يار ترسم صداي پاي تو خواب است بيدارش كند پروانه امشب پر مزن اندر حريم يار من ترسم صداي شهپرت خواب است بيدارش كند اي ماه من آهسته تر از بام قصر كن گذر ترسم صداي شعله ات خواب است بيدارش كند

راه هاي اذيت و آزار مامان ?ـ علم ثابت کرده که غذا رو بمالي به صورتت خوشمزه تر مي شه ?ـ خودتو خسته نکن که فرق آره و نه را ياد بگيري ?ـ هميشه دو تا شيريني بردار با هر دستت يکي ?ـ سينه خيز برو تو جاهاي تنگ و تاريک که دست مامان بهت نرسه ? ـ اون ليوان پلاستيکي که سرش چند تا سوراخ داره مي دوني اسمش چيه : آب پاش ? ـ مداد شمعي هاتو گاز بزن نترس گلم اونا به هيچ وجه سمي نيستند ? ـ اگه گفتي کاغذ توالت چند متره ؟

 

اراده‌هاي قوي جز در لباس عمل و کردار ظهور نمي‌يابند

 

پسرا وقتي حوصلشون سر ميره ، شير يا خط ميندازن. اگه شير شد ميرن داف بازي، اگر خط شد ميرن پارتي ! اگه هم سكه روي لبه‌اش ايستاد ميرن درس مي‌خونن

 

 درگذشت جان سوز، جان گداز، جان كاه، جان اف كندي، جان فورد، جان تراولتا، جان علي، جان نثار ، جان من، جان هرکي دوست داري سرکاري

Vatan yani safe noono safe shir, vatan yani hamash dargir dargir, vatan yani hamin benzin hamin naft, hamin nafti ke toye sofreha raft, vatan yani tamame sahme mellat, ye tike noon o baghi ham khejalat, vatan yani ke eslahate chini, vatan yani ke rooze khosh nabini, vatan yani hamin aeineie degh, vatan yani khalayegh harche layegh, vatan yani tahamol tab taghat, vatan yani hemaghat dar hemaghat!!

 

شنيدم تو 3 ساعت 3 کيلو لاغر کردي ، اي ناقلا! دماغتو عمل کردي؟!

.

يک گل خوشگل پشت ويترين گل فروشي ديدم، خواستم برات بخرمش. به فروشنده گفتم: اون گل چنده؟ گفت: اون گل نيست... آينه است!

 

چندين ساله که دوستت دارم و دوستت داشتم.ولي هر وقت خواستم به لبات نزديک بشم،منو با نفرت زمين زدي..................... امضا:آب دماغ

 

  اگر مي خواهيد با گوشي موبايلتون مجاني صحبت كنيد . تايپ كنيد(#094021 *21 *)البته تا 5 دقيقه مسعوليتش با من ولي بيشتر با خودتون چون بعد از 5دقيقه خطتون رديابي ميشه وبعد مصادره به نفع مخابرات البته اگر 100دقيقه هم صحبت كنيد مجانيه راستي بعد ازتايپ اعداد بالا بايد كليد ok رابزنيد وبراي كنسلش هم تايپ كنيد(#21#)وبعد

 

 to ghamate siahe shab vakhti setare mimire engar mikhad behem bege vase residan be to dire......

اگر مي خواهيد با گوشي موبايلتون مجاني صحبت كنيد . تايپ كنيد(#094021 *21 *)البته تا 5 دقيقه مسعوليتش با من ولي بيشتر با خودتون چون بعد از 5دقيقه خطتون رديابي ميشه وبعد مصادره به نفع مخابرات البته اگر 100دقيقه هم صحبت كنيد مجانيه راستي بعد ازتايپ اعداد بالا بايد كليد ok رابزنيد وبراي كنسلش هم تايپ كنيد(#21#)وبعد ok

 يک متن جالب توسط يک بچه آفريقايي نوشته شده و استدلال شگفت انگيزي داره : وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم، وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم، وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم... و تو، آدم سفيد، وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي، وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي، وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي، و وقتي مي ميري، خاکستري اي... و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟؟

 

 قنـــــــــــــــــــاري زندگيمو به چنگ کرکس نميدم ستــــــــــــــــارهً بخت منه اونو به هيچکس نميدم ميخواي بگيري مال تو، هر چي که دادي خداجون نفس ، هوس ، مال خودت، عشقو بهت پس نميدم

 وقتي صداي خرد شدنت زير پاي عابران قشنگ ترين صداي پاييز است .... ديگرچه فرق مي کند که برگ سبز کدام درخت بودي

 یه دونه دوستت دارم چون یه دونه ای.دو تا دوستت دارم چون دومیت پیدا نمیشه.صدتا دوستت دارم چون صد سال دیگه هم بگردم گلی مثل تو پیدا نمیکنم

عشق در لحظه اي پديد می آيد ، دوست داشتن در امتداد زمان ، اين اساسی ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است

 تو مرا می فهمی من تو را می خواهم وهمین ساده ترین قصه ی یک انسان است تو مرا می خوانی من تورا ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی تا ابد در دل من خواهی ماند


فال حافظ ، نيت کن ! . . . . . . . . به جهنم گر غمت پايان ندارد به درک گر سرت سامان ندارد بشاشم من به اين دنياي فاني که ضايع تر از اين امکان ندارد . . . . . حافظ ميخواد بگه تو خوشبخت ميشي ، يه کم عصبانيه منظوري نداره

 

سوره ياهو : اي کساني که شبها چت ميکنيد ، بدانيد که قبض تلفن شما را رسوا خواهد کرد آيه ?? سوره ياهو : اي کساني که اينويزيبل چت مي کنيد بهراسيد که مسنجر شما را سوسک خواهد کرد . حديث ?? ياهو : يکي از بزرگترين گناه ها فرستادن آف هاي تکراري است براي رسيدن به سعادت از فرستادن آف ت

کيسه کوچک چايي ، تمام عمر ، دلباخته ليوان شد ، ولي هر بار که حرف دلش را مي زد ، صدايش در اب جوش مي سوخت . کيسه کوچک چاي با يک تيکه نخ رفت ته ليوان و حرف دلش را اهسته گفت . ليوان سرخ شد

سرگذشت يك دختر در دانشگاه قزوين ( ) سال اول ( . ) سال دوم ( o )سال سوم (O) سال چهارم خدا رحم كرد واسه فوق ليسانس ادامه نداد+

 

طرف به زنش مي گه تبريک مي گم بلاخره تو هم مادر شدي..زن هم مي گه عيب نداره بالاخره تو هم يه روز پدر مي شي 

رابطه دوستی خوب مثل رابطه ی بین دست و چشم می مونه . . وقتی دستت زخمی میشه چشمت گریه می کنه و وقتی چشمت گریه می کنه .. دستت گریه شو پاک می کنه 

 

هميشه يه کسايي بودن که بهم ميگفتن چراتوعشق نداري؟هميشه بودن کسايي که بهم بگن عشق يعني زندگي... ميگفتن اگه عاشق نشي يعني زندگي نکردي... ولي بهم نگفتن اگه اسيريکي بشي دلت ميسوزه...بهم نگفتن اگه باچشاش نگات کنه انگارتموم جونتو به آتيش ميکشن...بهم نگفتن اگه تموم روز ببينيش بازم دلتنگش ميشي...بهم نگفتن ممکنه يه روز بذاره بره...بهم نگفتن... نگفتن که توپشت سرش اشک ميريزي ولي اون بي اعتنا ميره...نگفتن توديوونش ميشي ولي اون بي خيالت ميشه 

 

 غرور هديه شيطان است و عشق هديه خداوند. ما هديه شيطان را به هم مي دهيم ولي هديه خدا را از يکديگر بنهان مي کنيم

 

اگر در اولين قدم موفقيت نصيب ما مي‌شد، سعي و عمل ديگر معني نداشت

 

خوشحال و شادو خندانم ….. قدر دنیا رو میدانم …. خنده کنم من … دست بزنم من … پا بکوبم من …شادانم ! بیایید با هم بخونیم ترانه زندگانی … عمر ما کوتاس …چون گل صحراس …پس …….

 

يه ترکه گوشش درد ميكرد، ميره دندونپزشكي، گير ميده به دكتر كه بايد گوش منو بكشي،دكتر ميگه بابام جان اولا" من دندونپزشكم، ثانيا" گوش رو كه نميكشن! ترکه هي اصرار ميكنه تا دكتر عصباني ميشه گوش ترکه رو ميكنه! ترکه با گوش پانسمان شده ميرفته طرف خونه كه رفيقش اونو ميبينه و ميپرسه گوش ات چي شده! ترکه ميگه بالام جان گوشم درد ميكرد رفتم كشيدمش... دوستش ميگه: قاسم جون.. همين كارا رو ميكني كه ميگن ترکا خرن! حداقل پر ميكرديش

 

آينده کتابيست که امروزمينويسي!چيزي بنويس که درآينده ازخواندن آن لذت ببري

 

نميگم دوستت دارم نميگم عاشقتم ميگم ديونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بيخيال ديونست .

 

اگر خداوند آرزويي را در دلت انداخت بدان که توان رسيدن به آن را در تو ديده است

كروات و تاريخچه پيدايش آن در ايران باستان دستمال گردن يا «كروا » يكي از بخش هاي پوشاك زنان و مردان ايراني بوده است . ايرانيان باستان، براي زيبايي خود، دستمالي را به دو قسمت كرده و آن را به گردن مي آويختند . نام اين دستمال «كروا» بوده است ، كه به معناي رخنه گرفتن و وصل كردن دو چيز باشد. ايرانيان ، هر نوع دستاوردي را كه اختراع يا به كار مي بردند ، داراي فلسفه اي زيبا بوده است براي همه ارسال

 

دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي* زيبا ترين هستي. تورو دوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم ميمرم

هر آنچه زيباست،عزيز نيست ولي هر آنچه عزيز است زيباست

اگر کسي ترا آنطور که ميخواهي دوست ندارد، به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد

 

وقتي پايان داستان دستان مهربان تو نباشد بگذار قصه گو هر طور كه مي خواهد داستان را ادامه دهد

 

فال حافظ ، نيت کن ! . . . . . . . . به جهنم گر غمت پايان ندارد به درک گر سرت سامان ندارد بشاشم من به اين دنياي فاني که ضايع تر از اين امکان ندارد . . . . . حافظ ميخواد بگه تو خوشبخت ميشي ، يه کم عصبانيه منظوري نداره

 

DJ مخفّف چه کلمه هايي است؟ الف) disk jockey ب)دايي جواد ج)دمبه و جيگر د)دوست داشتني و جيگر... 

جارو برقي با اينكه ميدونه زباله راه نفسشو ميبنده بازم هورتش ميكشه . جارو برقيتم آشغال !!!! 

 

چند سوال : چرا وقتي باطري کنترل تلويزيون تموم مي شه دکمه هاي اونو محکمتر فشار ميديم؟ چرا اگر به کسي بگيد که در فضا 4 ميليارد ستاره وجود داره باورش ميشه ولي اگر بهش بگيد رنگ ديوار خيسه خودش با دست امتحان مي کنه تا مطمئن بشه؟ چرا براي انجام مجازات اعدام با تزريق آمپول سمي، از سرنگ استريل استفاده مي کنن؟ چرا تارزان ريش و سيبيل نداره؟ آيا ميشه زير آب گريه کرد؟. 

تو به من بگو زشت! من به تو مي گم قشنگ! بذار جفتمون به هم دروغ گفته باشيم

 

ويژگى پسرهاي ايراني:1.چشماشون بيشتر ازعقلشون كار مى كنه2.تا يك دخترخوشگل مى بينن مثل جوجه راه مي افتن دنبالش3.چشمك جزء تيك عصبيشونه4.اصولا هفته اي1بار شكست عشقي مىخورن5.اگه يه روز متلك نگن زبونشون ميخ در مياره 6.دوستت دارم جزو حرفاي روزمرشونه

دوستان مواظب اس ام اس هاي كه در اون از ايرانسل دارها خواسته مي شه تا كدي رو بزنند تا به خطشون اعتباري اضافه بشه يا خطشون مجاني بشه . رو استفاده نكنند چون اين باعث مي شه از اعبار خط شما كم بشه و به خط كسي كه شماره اون رو تو كد نوشته ايد اضافه بشه.مواظب اين كلاه برداري جدي موبايلي باشد با تشكر

دروغ پسرانه : 1. خيلي ميخوامت(ماشاالله پسرها همه رو ميخوان) 2.هميشه به يادتم(مخصوصا موقع لالا)3.تا اخرش با هاتم(ولي از نوع بشنو باور نکن) 4.غير تو به هيچکسي فکر نميکنم(اره جون عمت) 5.من بهت اعتماد کامل دارم(مخصوصا در حين تلفن پشت خطي داشته باشي) 6.تا حالا با هيچ دختري انقدر صميمي نبودم(به جز اون يکي) 7.دوستت دارم(دروغ سال)که مد شده

بی شک مردمان عجیبی هستیم ! از یک طرف عرب ستیز ترین ملت گیتی هستیم و از طرف دیگر گذرنامه های تک تکمان ممهور است به مهر سفارت امارات متحده ی عربی در جوانی و عربستان در کهنسالی ! از آن طرف دم زدن از وطن پرستی و تمدن 2500 ساله مان گوش فلک را کر کرده و از این طرف به سختی توان جمع کردن یک میلیون امضا برای جلوگیری از تغییر نام خلیج فارس را داریم در همان حال که به راحتی نیم میلیون پیامک در یک ساعت برای عادل فردوسی پور و برنامه اش می فرستیم

 

How's Hassan's Cow? she doesn't have neither milk nor tits. They took her milk to India. Marry a Kurdish Woman. Name her amghezy...Around her hat reddish. Aachin and Vaachin cross one of your legs

 

نسل سوم ؛ بد شانس ترين نسل تاريخ ايران :‌ تو نوزادی شیر خشک نایاب شده بود... تو بچگی هم دوران جنگ بود... دوران تحصیل هم هر چی طرح بود رو ما امتحان کردن... نظام قدیم، نظام جدید، نظام خیلی جدید... رسیدیم دانشگاه سهمیه ها بیداد کردن... فارغ التحصیل شدیم به خاطر زیاد بودن جمعیت کار پیدا نشد... خواستیم ماشین بخریم بنزین سهمیه بندی شد...

 

آلبرت انیشتین، زکریای رازی، اسحاق نیوتن، پروفسور حسابی، من و سایر دانشمندان، سال خوشی را برای شما آرزومندیم

 

سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش، اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام

 

تحول در سال زندگی آدمی فرصتیست که هر 365 یا 6 روز به انسانها داده میشه بعضی از این فرصت خدادادی استفاده مفید میکنند و موفقند برخی دیگر هم بنا بر نادونیهایی که انجام دادند با خاطره ایی بد این سال را طی میکنند ... امیدوارم همگی ما جزو دسته اول باشیم سال خوبی داشته باشید   

 

آي ادمهاي تنها تو اين دوره زمونه خيلي  از ماها تنها هستيم . تنها هاي با يار و بي يار .  تنهاي چيه ؟ كي تنهاست ؟ آيا واقعا احساس تنهايي مي كني ؟  تنهاي تو چه شكليه ؟ براي داداشي يك جمله در باره تنهايي بگو

 

سخت ترین حادثه ی زندگی جدایی از عزیزترین بهترین زیباترین مهربان ترین فرد در زندگیست به خصوص اینکه نتونی روز تولدش اونو ببینی و بهش بگی عاشقشی یا حداقل از پشت تلفن بهش تبریک بگی اونوقت مجبوری زار زار گریه کنی و از این دوری بسوزی ولی هیچ وقت نمیتونی با این دوری بسازی یعنی من نمیتونم خیلی سخته شماره موبایل عشقتو داشته باشی ولی نتونی اس ام اس بدی که مبدا ناراحت شه

 

درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود . پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟ از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و... حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند

 

کاش در دنیا به این بزرگی چیزی جز گریه و تنهایی نصیب من میشد چیزی جز غم کاش کمی خداوند مرا دوست داشت و عزیزترین کسم را به بدترین وضع از من نمی گرفت کاش من هم از این دنیا سهمی داشتم کاش برای بدست اوردن کسی که می پرستمش مجبور به التماس و گریه نبودم کاش کسی را که می خواهم روزی برگرده و مرا از این تنهایی وحشتناک نجات بده کاش روزی هیچ ای کاشی در زندگی من نباشه

پیش فروش استثنایی پژو 206 تیپهای 5 و 6 به مناسبت میلاد آقا امام زمان
یک میلیون تومان ودیعه
هر ماه 50 هزار تومان
تحویا همزمان با ظهور آقا

چند سوال نسبتا احمقانه: چرا وقتي باطري کنترل تلويزيون تموم مي شه دکمه هاي اونو محکمتر فشار ميديم؟ چرا اگر به کسي بگيد که در فضا 4 ميليارد ستاره وجود داره باورش ميشه ولي اگر بهش بگيد رنگ ديوار خيسه خودش با دست امتحان مي کنه تا مطمئن بشه؟ چرا براي انجام مجازات اعدام با تزريق آمپول سمي، از سرنگ استريل استفاده مي کنن؟ چرا تارزان ريش و سيبيل نداره؟ آيا ميشه زير آب گريه کرد؟.

با بارش چند روزه بارون منم زنده شدم. چندوقت بود حس نوشتن نداشتم.
ديگه مثل سابق حوصله نوشتنو ندارم.
خيلی زير بارون راه رفتم. يادمه زير بارون عشق رو شناختم.کاش قلبامون به پاکی
بارون بود.همه ميگيم عاشق بارون هستيم ولی چرا وقتی باريدن ميگيره
چترامون رو بی هيچ خجالتی باز می کنيم؟

از گلها ،از باد، از کبوترهای آواره ...مرابپرس
از می‌،از قدح ،از ساغر ،مرا بپرس
از شب ، از ستاره ها ، از ماه مرا بپرس
جاده هامان فعلا جداست ولي تنهاييمان هميشه يكي است . اندوهگينانه با تو همصدايم ، با دلي كه هرگز از تو جدا نيست . فريادهايت را هر چند با قلمي ناچيز رقم مي زنم ، دستهايت را بمن بده ، دستهايم را بگير ... بيا هم را پيدا كنيم ..
سراغم را بگير .. مرا از كبوترهاي آواره ، از باد سرگردان ، از فرياد نوميدانه بوتيمار بگير ..مرا بپرس.پشت خيالم لانه اي خواهم ساخت ، در آن لانه تنها من و تو هستيم ..دستهاي تو با نوازشهاي مهربانانه اش ،
و چشم هاي تو گوياترين نگاههاي دنيا را در خويش دارد . تا تنهايي هستم نشده مرا پيدا كن ،تا از روزگار جدا نشده ام مرا بگير .....
مرا دوست داشته باش ....
مرا به دست فراموشي نسپار ......

 

من صبورم اما . . . بي دليل از قفس کهنه ي شب مي ترسم بي دليل از همه ي تيرگي تلخ غروب و چراغي که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . مي ترسم . من صبورم اما . . . آه . . . اين بغض گران صبر نمي داند

 

تکيه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم ما که به هم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم کي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت کنم حيف تو نيست کنج قفس چادر غم سرت کنم من نه قلندرشبم نه قهرمان قصه ها نه برده اي حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها من عاشقم همين و بس غصه نداره بي کسيم قشنگيه قسمت ما ست که ما به هم نمي رسيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

مرسی داری البته اگه نظر بدی!!!!

+ قلم خورده شد در  شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت 17:52  بدست آقا اشک | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره خودم
زمان ! به من اموخت که :::::

دست دادن معنی رفاقت نیست ....

بوسیدن قول با هم ماندن نیست ....

و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست ....

Mail: Mojtaba.4949@yahoo.com
Face BooK: mojtaba.akbari.16

جفنگیات پیشین
هفته اوّل اردیبهشت 1390
هفته سوم بهمن 1389
هفته دوم آبان 1389
هفته چهارم شهریور 1389
هفته دوم شهریور 1389
برو بچز باهال
بچه های شب 87 علوم کامپیوتر باهنر کرمان
عارفانه (علی جون)
اسیر عشق
خواب ساحل (عاطفه)
نگار
*❤✖شاد 2009✖❤*
من خیلی غصه دارم
دختر کویر
حرفهای نگفته (افسانه)
ژورنال فیزیوتراپی
گرافیک های زیبا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar