![]() |
![]() |
|
| ××××تنها بنايي که هر چه بيشتر بلرزد محکمتر مي شود، دل آدمي است×××× |
|
انسان همچون رودخانه است ؛ هر چه عمیق تر باشد، آرام تر و متواضع تر است
چشمهایتان را باز کنید ! خوب بگردید ! شاید جایی در رابطه ی عاشقانه ی شما هم نوشته شده باشد Made In China اگه از من بپرسن زیباترین ، خوش اخلاق ترین ، دوست داشتنی ترین و عاقل ترین فرد کی میتونه باشه اگشتم را به طرف تو میگیرم و میگم این نمی تونه باش چند فحش جدید: 1. -دستت بشکنه از زا نو . 2. -خودت گیر عجب آدم خری افتادی. 3.-خودم دست دارم ، جوا بشو مید کوچک باش و عاشق... که عشق..خود آئین بزرگ کردنت را میداند... بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی..... مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد...زندگی با دلت نکند... ... یکی باش برای یک نفر ...نه تصویری مبهم در خاطره ها غضنفر پشت موتور گازی نشسته بوده و هی از یه بنز جلو میزده... راننده بنز عصبانی میشه به موتوری میگه: آقا تو چطور از من جلو میزدی؟ میگه: ببخشید... كش شلوارم به آینه بغل شما گیر كرده بود چراغعلی میخواسته آتش نشان بشه توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره و اون اطراف آب نباشه چه کار میکنی؟ میگه: هیچی تیمّم می کنیم ! غضنفر زنگ میزنه به مخابرات میگه: آقا ببخشید سیم تلفن ما خیلی بلنده، اگه میشه لطف كنید از اون طرف یه کم بكشیدش ! به غضنفر ميگن اين شعر از كيه : سعديا مرد نكونام نميرد هرگزميگه نميدونم يه راهنمائي بكنيد…. ميگن اسم شاعر تو خود شعره ميگه : اهان فهميدم .. جواد نكونام معلم: بگو ببینم… اگه توی خیابون یه نفر یه حیوانی رو گرفته و می زنه، و من برم جلو و از این کارش ممانعت کنم، به این کار چی می گن؟ شاگرد: آقا اجازه، حس برادری دقت كردهاید آدمهای تپل چقدر جذاب و تو دل برو اند؟ علتش واضح است. طبق F = (G*m1*m2)/r^2، جاذبه با جرم نسبت مستقیم دارد سوالات آیین نامه رانندگی 1. در پشت سر يه دوچرخه سوار در حال رانندگی هستيد ،قصد گردش به راست داريد ، چكار ميكنيد ؟ ۲. از يه خيابان فرعي ميخواهيد وارد خيابان اصلي شويد. چرا بايد بيش از همه مواظب موتور سيكلت سوارها باشيد ؟ دعاهای بنزینی: ۱-الهی بنزین بگیری. ضرب المثل بنزینی: زن از شوهرش می پرسه: عزیزم! تو زن خوشگل دوست داری یا زن با شعور؟ شوهرش می گه: هیچ کدوم عزیزم! من تورو دوست دارم اگه گفتید شباهت “زن” با “گردباد” چیه؟ جفتشون اول که میان با هیجان وارد زندگیت میشن..و جفتشون موقع رفتن خونه، ماشین، و همه زندگیتو با خودشون می برن غضنفر آهنگ خالی گوش می کرده میزنه زیر گریه میگن چرا گریه می کنی؟ با بغض میگه آخه خوانندش لاله! شعر غغنفر برا دوست دخترش : غضنفر از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. غضنفر می گه: آهان فهمیدم، شلنگه دکتر از غضنفر میپرسه: این همه قاشق تو شکم تو چیکار میکنه؟!! میگه: خودتون گفتین روزی یه قاشق بخور به غضنفر ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد! به چراغعلی میگن تو چرا ریش نداری؟ میگه من به مامانم رفتم! صرف فعل نشستن به گویش چراغعلی: مو بنشینم، تونم بنشینی، اونم بنشینه، ما که بنشینم، شمام که بنشینید، دیه جا نی اونا بنشینن! تو اتاق عمل بيمارستان مغز يك میوه فروش رو با يك روضه خوان عوض میکنن . بعد از بهبودي رفتن ديدند ميوه فروشه ميگه اگه خدا بخواد سيب كيلو 300 تومان و . . . رفتند مسجد ديدند روضه خونه تند تند دستاشو به هم مي زنه و ميگه بدو بدو كه امام حسينو كشتند . . مادر پسره براش میره خواستگاری، پدر دختره میپرسه خوب پسرتون چه کاره هست؟ یارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر… وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب رئيس: خجالت نميكشي تو اداره داري جدول حل ميكني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نميذاره آدم بخوابه! به پدر حسین فهمیده میگن نظرت درباره پسرت چیه؟ میگه برو بابا هنوز دارم قسط تانك رو میدم! مبانی کامپیوتر: آن بخش از یک سیستم را که میتوان با چکش خرد کرد، سختافزار و آن قسمت را که فقط میتوان به آن فحش داد، نرمافزار میگویند! وقتی زنت خونه نیست چه کار میکنی؟ استراحت. وقتی هست چی؟ استقامت یه ضرب المثل با حال دریایی میگه: رسیدی خونه بزن تو گوش زنت!!! تو نمیدونی واسه چی زدی…اما اون میدونه چرا خورده غضنفر عینکش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشش، سرش گیج میره میخوره زمین! یه چوب کبریته سرش رو می خوارونه آتیش می گیره . قاضی: شکایت شما از این اقا اینه که به شما گفته: احمق ، بیشعور ، نفهم… مردی از اینکه زنش به گربه خانه بیشتر از او توجه میکرد ناراحت بود، یک روز گربه را برد و چندتا خیابان آنطرف تر ول کرد ولی تا رسید به خانه، دید گربه زود تر از اون برگشته خونه، این کار چندین دفعه تکرار شد و مرد حسابی کلافه شده بود. بالاخره یک روز گربه را با ماشین گرداند، از چندین پل و رودخانه پارک و غیره گذشت و بالاخره گربه را در منطقه ای پرت و دورافتاده ول کرد. آن شب مرد به خانه بر نگشت آخرشب زنگ زد و به زنش گفت: اون گربه کره خر خونه هست؟ زنش گفت: آره مرد گفت: گوشی رو بده بهش، من گم شدم!! غضنفر داشت دنبال جای پارک می گشته اما پیدا نمی کرد! در همون حال گشتن به خدا میگه: خدایا اگه یه جای پارک برام پیدا کنیا من نماز می خونم، روزه می گیرم که یه دفعه یه جای پارک می بینه و به خدا می گه! خدا جون نمی خوادخودم پیدا کردم . یه بغل گل رز با یه دنیا احساس با یه سبد ستاره . می دم بهت ببر سر چها راه بفروش سودش نصف نصف ! از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من از شیشه پاک کن استفاده می کنم یک روز دو تا خالیبند واسه هم خالی می بستند. اولی میگه: ما یه کوه کنار خونه مون داریم که هر وقت می گیم جاسم، دو سه بار میگه جاسم…. جاسم…. جاسم…. دومی میگه: این که چیزی نیست، ما یه کوه داریم کنار خونه مون که هر وقت می گیم جاسم، میگه: کدوم جاسم اس ام اس عاشقانه یه خسیس: اگه گنجیشک پریدن یادش برد . اگه شیرین فرهاد یادش برد . اگه ماهی دریا یادش برد . من پولی این یه اس ام اسی که به شما دادما یادم نیمیرد !!!! يارو تو مشهد بچش گم ميشه نذر مي كنه و ميگه: يا امام رضا دستم به دامنت، بچم پيدا بشه، ديگه غلط كنم بيام مشهد سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش، اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام ********سال نو مبارك******** بیا برای گردگیری افکارمان آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم زردی خاطرات بد را به آتش و سرخی عشق را از آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم دستانت را به من بده ، تا با هم از رو آتش بپریمم! آنان که سوختنـد ، همه تنها بودند چهار شنبـه سوری مبارک مواظب باش چهار شنبه سوری برق چشمات رو با آتیش اشتباه نگیرن یاد سرخی گونه هات درخشـش چشمات سوزاننـدگی لبـهات داغــی عشقت از رو آتیش میپرم دوستت دارم آتیش پاره چهارشنبه سوری مبارک چهارشنبه سوری هر آتیشی که دیدی به یاد قلب منم باش آخه از دوریت بدجوری آتیش گرفته چه کسانی به فیلeترشeکن نیاز دارن: 5 سال پش: یه آدم منحرف یه سال پیش :یه آدم سیاسی امسال: یه آدم در پی اختلاف نظر در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری ۲۲ است یا ۲۹٫ روز ۲۲ اسفند یوم الشک و از ۲۲ تا ۲۹ اسفند هفته ی وحشت اعلام شد دو تا ترك داشتن تو يه ماشين بمب كار ميذاشتن يكيشون به اون يكي ميگه: اگه اين بمب الان منفجر شه چي كار كنيم؟ اون يكي ميگه نگران نباش من يكي ديگه دارم انسان همچون رودخانه است ؛ هر چه عمیق تر باشد ، آرام تر و متواضع تر است هرگز به دیگران اجازه نده قلم خودخواهی دست بگیرند دفتر سرنوشت را ورق زنند خاطراتت را پاک کنند و در پایانش بنویسند قسمت نبود اخرین خبر از بحرین: پادشاه بحرین خودشو انداخته رو زمین و داره وقت کشی می کنه بوسه زد بر پاي سگ ( مجنون ) گفتند اين چه بود؟ گفت اين سگ گه گاهي كوي ليلي مينمود. ایکاش می توانستیم یکدیگر را باور کنیم تا به باروری برسیم چشمها را می شستیم و فردا را بهتر می دیدیم دنیا کوچکتر از آن است که مایه فخر باشد و عمر کوتاهتر از آن که مایه مباهات گردد کاش میدانستیم سر ریسمان دوستی مان به کدامین گل میخک روزگار وصل است ای دوست عمر دوستی از این زندگی کوتاه تر است نیمی از دوستی در غفلت به سر می شود و نیمی در گرداب عشق و محبت
زندگی را از نخست برای من بد ترجمه کرده اند ، زندگی را یکی مرگ تدریجی نام نهاد ، یکی بدبختی مطلق معنی کرد ، یکی درد درمان ناپذیرش خواند ، و سرانجام یکی رسید و گفت : زندگی به تنهایی ناقص است تا عشق نباشد ، زندگی تفسیر نمی شود
ای که دور از من و در قلب منی باخبر باش که دنیای منی شادیت شادی من غصه ات غصه من قلب من خانه تو قلب تو خانه من خاطرات چوبهای خیسی هستند ، که با آتش زندگی ، نه میسوزند و نه خاکستر میشوند سعی نکن بفهمی کدوم ستاره قشنگ تره ، سعی کن بفهمی پیش کی قشنگ ترین ستاره ای موشی درخانه تله موش دید، به مرغ وگوسفندو گاو خبردادهمه گفتند: تله موش مشکل توست بما ربطی ندارد. ماری درتله افتادو زن خانه راگزید،ازمرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرابرای عیادت کنندگان سربریدند؛گاورابرای مراسم ترحیم کشتندوتمام این مدت موش درسوراخ دیوار مینگریست ومیگریست شصت درصد ترافیک تهرون واسه نداشتن کاباره است . حالا چرا؟ - بیست درصد خودروها دارن دنبال داف میگردن - بیست درصد خودروها دافو جستن دنبال جا میگردن - بیست درصد خودروها مامورن میخوان اونا رو بگرن غضنفر چند هفته بوده هر روز پشت سر هم می رفته از داروخونه قرص سوسک کش می خریده. یه روز دکتره ازش می پرسه تو چرا اینقدر قرص سوسک کش می خری؟ غضنفر می گه: آخه من هرچی اینا رو پرت می کنم نمیخوره
از دختره می پرسن : شوهر چند حرف داره ؟ می گه : اگه پیدا بشه حرف نداره آسمان را می خواهم برای عبور ، جاده باریکست ..... . . . ماه را می خواهم برای نور ، راه تاریکست ...... . . . تور خدا جون وقتی منو نقاشی می کردی زیبا نقاشی کردی ؛ ممنون سالم نقاشیم کردی ؛ ممنون ولی آخه چرا خدا جون تنها نقاشیم کردی؟ شصت درصد ترافیک تهرون واسه نداشتن کاباره است . حالا چرا؟ - بیست درصد خودروها دارن دنبال داف میگردن - بیست درصد خودروها دافو جستن دنبال جا میگردن - بیست درصد خودروها مامورن میخوان اونا رو بگرن وقتی قلبت شکست خورده هاشو یه گوشه نگه دار درسته که هیچ وقت مثل اولش نمی شه اما شاید بتونی تکه های گم شده ی یه قلب دیگه باشی می دونی ادما بین الف تا ی قرار دارند . بعضی ها مثل "ب" برات می میرند،مثل "د" دوستت دارند، مثل "ع" عاشقت می شوند، مثل "م" منتظر می مونند، تا یک روز مثل "ی" یارت بشن معانی جدید بعضی از کلمات::: سطل آشغال : می دونم بی نظر نمیری، می دونم!!! |
|
+ قلم خورده شد در
یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 1:20 بدست آقا اشک |
|
|
دستهايم خالي است و دلم غرق در آرزوها، يا به قدرت بيکرانت دستانم را توانا کن يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتني خالي کن
روزی فکر می کردم اگر او را با غریبه ای ببینم ، شهر را به آتش می کشم... ولی امروز حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست....؟!! ................................................ شیر یا خط دانشجویی : اگه شیر اومد میخوابم ! اگر خط اومد فیلم میبینم ! اگه راست ایستاد درس میخونم ......................................... حالا وقت برای درس خوندن داریم، کووو. . .تا فردا زمزمه های شیطانی شب امتحان ......................................... همیشه اون تغییری باش که میخوای توی دنیا ببینی . . . مایکل اسکافیلد ......................................... خدا مرد را آفرید و به زنها قول داد که مرد ایده آل را میتوان در هر گوشه زمین پیدا کرد و زمین را گرد آفرید که گوشه نداشته باشد ......................................... سوال کنکور 90 = شجاعی در بازی ایران و کره چه نقشی داشت ؟ 1 نخودی 2- بیخودی 3- تماشاگر جوگیر 4 هر سه ......................................... پرواز شماره 144 تهران مشهد سالم به زمین نشست ! مسئولین در حال برسی علت این حادثه هستند ......................................... ته دیگ عشق اول را هر چقدر که بسابی ، چه با اسکاجدوست داشتن های بعدی چه با سیم ظرفشویی عاشق شدن های بعدی از دلـت پاک نمی شود حالا تو هی بساب و از صدای نا هنجارش سر درد بگیر ......................................... امشب شام ميام خونتون... ستاد ايجاد رعب و وحشت در ميان اصفهاني ها ......................................... ميدوني پر بيننده ترين سايت تو ايران چه سايتيه؟ جواب: مشترک گرامي دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد .........................................
پسره ميره خواستگاري، پدر عروس ميگه مهريه دخترم صد بشكه بنزِينه! پدر داماد ميگه پسرم! پاشو بريم يک دختر گازِسوز پيدا كنيم ......................................... چه ساده لوح اند آنان که مي پندارند عکس تو رابه ديوار هاي خانه ام آويخته ام و نميدانند که من ديوار هاي خانه ام را به عکس تو آويخته ام ......................................... سلام. به سیستم گویای نانوایی شاطر اکبر خوش آمدید؛ جهت اطلاع از قیمت نان عدد ۱، ثبت نام خرید نان به صورت قسطی عدد ۲، طرحهای تشویقی رنگی عدد ۳ و شرکت در قرعه کشی پنج نان ریگان در هفته عدد ۴ را فشار دهید ......................................... دستهايم خالي است و دلم غرق در آرزوها، يا به قدرت بيکرانت دستانم را توانا کن يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتني خالي کن ......................................... عزيزم ! هر کسي غير من بهت « ميگه دوست دارم »باور نکن ! آخه رويا تو تنها کسي هستي که مي پرستم . مريم من واقعا واست ميمرم . ميدوني چيه زهرا ؟ اصلا زندگيم بدون تو فايده نداره ! خدا شاهده سيمين , شب ها از عشقت خواب ندارم . مامانم ميگه فکر ناهيد ديوونه ات کرده ! هر چي بهش ميگم من غير از سپيده کسي رو نميخوام باورش نميشه ! تو بگو عاطفه جونم ! بايد چيکار کنم ؟ ......................................... تنها برنامه اي که تکرارش آرزوي منه ، پخش زنده ي نگاه زيباي توست ......................................... عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچههاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه بچهها را تشويق ميکرد که دور هم جمع شوند. معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد: اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله. يکى از بچهها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده ......................................... وقتي يه بار ازدوست (دخترت يا پسرت)ضربه مي خوري درست مثل اين مي مونه که با ماشين بهت زده و داغونت کرده ولي وقتي مي بخشيش درست مثل اين مي مونه که بهش فرصت دادي تا دنده عقب بگيره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چيزي ازت نمونده ......................................... درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند/معنی کور شدن را گره ها میفهمند/سخت بالا بروی،ساده بیایی پایین/قصه تلخ مرا سرسره ها میفهمند/یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن/چشم ها بیشتر ازحنجره ها میفهمند ......................................... اي آسمان ببار كه فصل محرم است هنگام بيقراري و اندوه و ماتم است آتش بگير و شعله بكش در غم حسين خون هم اگر كه گريه كني باز هم كم است شرمندهاند جن و ملك، حوري و پري زين ديو شاخدار كه تهمت به آدم است فرياد يا حسين بر آريد و جان دهيد چون موقع تهي شدن قالب اين دم است غيرت نبود، آب نبود و وفا نبود كو عهدهاي بسته كه گفتند محكم است؟ حالا دل حسين از اين ماتم بزرگ مانند زلف يار پريشان و درهم است بعد از حسين قيمت مستي زياد شد خاك سياه بر سر آن زياد شد ......................................... عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش ، از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین ......................................... خدا دوستدار آشناست. عارف عاشق می خواهد نه مشتری بهشت ......................................... در شیارهای قلبم به دنبال کدامین عشق می گردی ؟ عشق من در آینه ای است که هر روز به آن می نگری ......................................... عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش ، از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین .........................................
به تركه میگن: جسم شفاف چیه؟ میگه: جسمی كه از این ورش اون ورش دیده شه. میگن: مثال بزن: میگه: نردبون ......................................... امام علی(ع) به مالک اشترای مالک! اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مکن شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی ......................................... می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی .........................................
هر روز روبروش می ایستم .نگاهش می کنم . نگاهم می کنه. نمی تونه حرف بزنه .منم باهاش حرفی نمی زنم .اما چشاش پر از حرفه .منم با قلبم می شنوم. می خوام با دوستم آشنا بشید. مردی اونور آینه که با من زندگی می کنه ......................................... خداوندا مدتی بود تو را فراموش کرده بودم اصلا باور نمیکنم تو اینقدر مرا دوست داشته باشی تازه معنی این جمله رو فهمیدم که اگه تو یک قدم به طرف خدا بری خدا ده قدم به طرف تو میاد خدایا چطور شکرگزار تو باشم مهم نیست دیگران چه قضاوتی میکنن مهم این است که من تو را دارم بوسیدن بوسیدن .........................................
......................................... غضنفر از اینکه زنش به گربه خانه بیشتر از او توجه میکرد ناراحت بود. یک روز گربه را برد و ٤خیابان آنطرف تر ول کرد ولی تا رسید به خانه شان، دید گربه زود تر از او برگشته ...این کار چندین بارتکرار شد... آخر یک روز گربه را با ماشین گرداند، بالاخره گربه را در منطقه ای پرت و ناشناس رها کرد آنروز شب شد و غضنفر به خانه بر نگشت... آخرشب زنگ زد و به زنش گفت: اون گربه کره خر خونس...؟ زنش گفت: آره ...غضنفر گفت گوشی رو بده بهش.. من گم شدم .........................................
دیگه نمیشه نصف شب تو کوچه زد زیر آواز یا میگن دیوونس یا میگن لاته کسی نمیگه دلش گرفته /سربازهای جمعه ......................................... سکوت یعنی یه حرف که تو دلمه یعنی یه اسم که رو لبامه یعنی یه شرم که تو چشامه یعنی یه آرزو که توی سینمه سکوت یعنی دوست دارم ......................................... هیچ گاه كسي را دوست نداشته باش، چون دوست داشتن اسارت است و اسارت انسان را به جنون مي كشاند ......................................... طرف ميره الکتريکي ميگه: گلاب به رويتون ، لامپ داريد؟ يارو ميگه: آره ولي چرا گلاب به رومون؟ طرف ميگه: آخه براي توالت ميخوام .........................................
وقتِ خریدن لباسهای پاییزی دقت کنید: لباسهایی بخرید با جیبهای بزرگ به اندازهی دو دست، شاید همین پاییز عاشق شدید .........................................
......................................... پسر: بابا اگه از بانک یه میلیارد برنده شی چیکار میکنی ؟ بابا: پاریس، ویسکی، جنیفرلوپز پسر: اگه نشی ؟ بابا : خونه، چایی، ننت ......................................... مرگ سهم ماست مي دانم قسمت چشمهاي باراني گريه بي صداست مي دانم مادرم با نگاه خود مي گفت زندگي اشتباست مي دانم يک نفر بهانه مي گيرد در دلش جاي پاست مي دانم يک نفر بي گناه مي ميرد آه او آشناست مي دانم ......................................... شراب خواستم... گفت : " ممنوع است " آغوش خواستم... گفت : " ممنوع است" بوسه خواستم... گفت : " ممنوع است " نگاه خواستم... گفت: " ممنوع است " نفس خواستم... گفت : " ممنوع است " ... حالا از پس آن همه سال ديکتاتوري عاشقانه ، با يک بطري پر از گلاب ، آمده بر سر خاکم و به آغوش مي کشد با هر چه بوسه ، سنگ سرد مزارم را و چه ناسزاوار عکسي را که بر مزارم به يادگار مانده ، نگاه مي کند و در حسرت نفس هاي از دست رفته ، به آرامي اشک مي ريزد .........................................
بلد المک: پدر سوخته ها قسمت هفتم رو پخش نمکنيد ؟ نا منظم پخش ميکنيد پدر سوخته ها ؟ ميخواهيد ما را بي کفايت جلوه دهيد؟ بدم پدر پدر پدر پدر سوخته تان را در بياورند؟ جهانگير شاه : چه غلتا !!!! خوب بلوتوس مي خواهد بيايد که بيايد !!! ما اين قسمت ترکونده بوديم !!!! / چرا گذاشتين هفته بعد !!!؟؟؟؟ شکوووووووووفه !!!!!! اين الوند و بکش ×××× بلوتوس کبير: ما دوشنبه مي آييم تا ببينيم که چه کسي مانع عشق ما و ناز خاتون خواهد شد ........................................... اینم کلی اس ام اس و جمله عاشقونه که بعضیا واسه بچه هاشون شدیدا بهش نیاز دارن !!! پاکترین هوای دنیا هوایی است که در وجود ماست ! چرا که هر لحظه دلمان هوای هم را میکند .
گرچه محروم از طواف کعبه ی کوی توام / هر کجا هستم به جان دل دعا گوی توام .
باورت گر بشود گر نشود حرفی نیست / اما نفسم میگیرد در هوایی که نفس های تو نیست .
زیبایی عشق به سکوت است نه فریاد ، پس با تمام سکوتم دوستت دارم . در دفتر دل یاد تو سرمشق من است / یادم نرود یاد تو تکلیف من است . رسم زندگي اين است روزي کسي را دوست داري و روز بعد تنهايي به همين سادگي او رفته است و همه چيز تمام شده مثل يک مهماني که به آخر مي رسد و تو به حال خود رها مي شوي چرا غمگيني ؟ اين رسم زندگيست پس تنها آوازبخوان اگر شبي فانوس نفسهاي من خاموش شد ، اگر به حجله آشنايي ، برخوردي وعده اي به تو گفتند ، كبوترت در حسرت پركشيدن پر پر زد ! تو حرفشان راباورنكن ! تمام اين سالها كنارمن بودي ! كنار دلتنگي دفاترم ! درگلدان چيني دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم آنجه را که دوست داري بدست آور وگرنه مجبور ميشوي آنجه را که دوست نداري تحمل کني . هميشه باور داشته باش که خدا تو را فراموش نمي کند حتي اگر تو او را فراموش کرده باشي نگاهت را به کسي دوز که قلبش براي تو بتپه چشمانت را با نگاه کسي اشنا کن که زندگي را درک کرده باشه سرت را روي شانه هاي کسي بگذار که از صداي تپشهاي قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبي پيوند بزن که بي رياترين باشه لبخندت را نثار کسي کن که دل به زمين نداده باشه رويايت رو با چهره ي کسي تصوير کن که زيبايي را احساس کرده باشه چشم به راه کسي باش که تو را انتظار کشيده باشه اما عاشق کسي باش که تک تک سلولهاي بدنش تقدس عشق را درک کند بعضي ها وقتي كاري داشته باشند دوستت هستند بعضي ها وقتي گير مي كنند دوستت هستند بعضي ها نيستند و وقتي هم هستند بهتر است نباشند بعضي ها نيستند و اداي بودن در مي آورند بعضي ها در عين بودن هرگز نيستند بعضي هاي ديگر هم به طور كلي هستند ولي آدم نيستند آنهاي ديگري هم كه آدم هستند نيستند خسته شدم مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم.خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم... بس كه اين كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد... خسته شدم بس كه تنها دويدم... اشك گونه هايم را پاك كن و بر پيشانيم بوسه بزن... مي خواهم با تو گريه كنم ... خسته شدم بس كه... تنها گريه كردم... مي خواهم دستهايم را به گردنت بياويزم و شانه هايت را ببوسم...خسته شدم بس كه تنها ايستادم باز هم غم عشق و ناله جدايي در من فغان كردنمي دانم آيا آب عشقي پيدا خواهد شدكه اين آتش را در من خاموش كندگر اين آب پيدا نشد اين آتش در من چه خواهد كردمرا خواهد سوزاندولي من از خدا مي خواهم که اين آتش آتش عشق تو باشدخدايا! ما اگر بد کنيم،تو را بنده هاي خوب بسيار است، تو اگر مدارا نکني ما را خداي ديگر کجاست ؟
مهم اين نيست که قطره باشي يا اقيانوس، مهم اين است که آسمان در تو منعکس شود. لازمه ي خوشبختي جذب کردن چيزهاي تازه نيست، بلکه حذف کردن افکار کهنه است، افکاري که به هيچ دردي نمي خورند. زندگي هنر نقاشي كردن است بدون استفاده از پاك كن سعي كن هميشه طوري زندگي كني كه وقتي به گذشته برميگردي نيازي به پاك كن نداشته باشي. مردم به همان اندازه خوشبخت اند كه خودشان تصميم ميگيرند. خوشبختي به سراغ كسي ميرود كه فرصت انديشيدن در مورد بدبختي را نداشته باشد. دريا باش كه اگر كسي سنگي به سويت پرتاب كرد سنگ غرق شود نه آنكه تو متلاطم شوي تو كلاس نقاشي خواستم عشق و بكشم ولي نتونستم ... تو صفحه جا نمي شد رفتم رو تخته سياه بنويسم باز هم جا نشد با خودم گفتم
نظر یادت نره مرسی داری
|
||||||||
|
+ قلم خورده شد در
شنبه شانزدهم بهمن 1389ساعت 20:9 بدست آقا اشک |
|
|
مقصدجايي درانتهاي مسير نيست ،بلكه لذت بردن ازقدم هايست كه بر ميداريم
اندوه باعث میشود در گذشته زندگی کنی امید تو را به بالا می کشاند و نگرانی باعث میشود در جا بزنی من او را رها کردم تا او خود را در یابد و چقدر سخت است عزیزترینت را رها کنی اما من انقدر او را دوست دارم که او را رها میخواهم برای همیشه رها از تمامی بندهاوزنجیرها هر چند او هیچگاه در بند من گرفتار نبود چرا که من خود اینگونه خواستم و هیچگاه بخاطر همیشه بودن با او برای او بندی نساختم اما او ....... در بند خود گرفتار بود .... ای کاش از خود رها شود همانگونه که من با او از بند خود رها شدم
گاهی میتوان همهی زندگی را در آغوش گرفت، کافی است تمام زندگیات یک آدم باشد. ذهن هاي بزرگ درباره ايده هاي بزرگ صحبت ميكنند- ذهنهاي متوسط درباره رويدادها حرف مي زنند- ذهن هاي كوچك درباره ديگران حرف مي زنند چهره یک زن ،نماینده شوهراووپیراهن یک مرد معرف زن اوست بی سوادان قرن ۲۱ کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند بلکه کسانی هستند که نمی توانند آموخته های کهنه را دور بریزند ودوباره بیاموزند . . . پدر به کیف پولش نگاه کرد و سپس به زن و پسرش خیره شد و گفت: این پسر از کیف من مقداری پول برداشته زنش جواب داد: چطور میتونی اینقدر مطمئن باشی؟ شاید من کرده باشم پدر سرش رو تکون داد و گفت: نه تو نکردی چون مقداری پول در کیف باقی مونده! بیا كلاغ پر بازی كنیم : روزای بی تو بودن پر . . . فكر بی تو بودن پر . . . دوست داشتن كسی جز تو پر . . . فقط تو نپر آیا میتوانید این متن را بخوانید؟چناچنه به طور رومزره به زبان فارسی صبحت می کیند، با کمی تلاش خاوهید تواسنت این نوتشه را بخاونید. در داشنگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوادنه شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص می کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنها ی کلمات را پدرازش کرده و کمله را می خاوند .به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما تواسنتید آن را بخاونید تركه توي كوپه قطار با يك خانم قريبه همسفر بوده. شب خانمه ميره تخت بالايي ميخوابه و تركه تخت پاييني. نصفه شب خانمه ميگه سردمه، كاش شما ميتونستي ميرفتي از مأمور قطار برام پتو ميگرفتي. تركه ميگه ميخوايي خانم امشب فرض كنيم زن و شوهر هستيم تا هردومون گرم شيم؟ خانمه كه همچين بگي نگي از پيشنهاد بدش نيومده بوده ميگه باشه حاضرم. تركه ميگه پس پاشو خودت برو پتو بگير، براي منم يه چايي بيار عشق امانت باارزشی است که آدمها توقلبشون میذارن برای همین که هروقت بخوای عشقت روازکسی بگیر باید قلبش را بشکنی زوج جوانی کنار ساحل نشسته بودند. آقاهه می پرسه: عزیزم من اولین عشق تو هستم؟ خانمه می گه: بله، البته که هستی... من نمی دونم چرا شما مردا همه تون همین سوال تکراری رو می پرسید بگذار عظمت عشق را درك نكني.زيرا انقدر عظيم است كه تورا نابود خواهد كرد
میان همهمه ی برگهای خشک پاییزی فقط ما مانده ایم که هنوز از بهار لبریزیم آنگاه كه غرور كسي را له مي كني كاخ آرزوهاي كسي را ويران مي كني گوشت را مي گيري تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري مي خواهم بدانم دستانت را به سوي كدام آسمان دراز مي كني تا براي خوشبختي خودت دعا كني نگاه منطقي يک غضنفر به زندگي : تا حالا فکر کردي اگه توماس اديسون نبود چي ميشد.......مجبور بوديم تو تاريکي تلويزيون نگاه کنيم
وقتي دل ميشكني يه جايي يه جوري زمين ميخوري و اونجاس كه همون خوردههاي تيزه دله طرفه كه زخميت ميكنه. سرهنگه داشته امتحان رانندگی میگرفته. از یارو میپرسه: اگه یه نفر وسط خیابون بود، بوق میزنی یا چراغ؟ طرف میگه: برف پاک کن جناب سرهنگ! سرهنگه کف میکنه میپرسه: یعنی چی؟ یارو میگه: یعنی یا برو این طرف یا برو اون طرف! چه کسی میگوید که گرانی شده ؟ دوره ارزانیست دل ربودن ارزان-دل شکستن ارزان-دوستی ارزان-دشمنی ارزان-چه شرافت ارزان. آبرو قیمت یک تکه نان و دروغ از همه چیز ارزانتر قیمت عشق،کمتر از آب روان و چه تخفیفی خورده قیمت هر انسان پيرمرد خسته کنار صندوق صدقه ایستاد. دست برد و از جیب کوچک جلیقهاش سکهای بیرون آورد. در حین انداختن سکه متوجه نوشته روی صندوق شد: صدقه عمر را زیاد میکند،منصرف شد آدم مغرور مثل کسی است که بالای کوه ایستاده و همه را کوچک میبیند. غافل از اینکه نمیداند مردم هم از پائین او را کوچک می بینند ماهیت هر انسان آن نیست که برایت آشکار می کند بلکه آن چیزی است که نمی تواند آشکار نماید . پس اگر می خواهی او را بشناسی به گفته هایش گوش مسپار بلکه به ناگفته هایش گوش فرا ده یارو ميخواسته بره بهشت زهرا، دسته گل گير نمياره كمپوت ميبره! رنگين کمان عشق لايق کساني خواهد شد که تا اخرين قطره زير باران بمانند. شنيدم دوباره آبروريزي كردي توآسانسورگفتي براى سلامتي راننده صلوات
![]() پسره دوست دخترشو سوار موتورش ميكنه دختره ميگه عشقت مال من , چشات مال من یارو ميزنه كنار ميگه بيا پايين الان ميگي موتورتم مال من بوتر پدر سوخته. میدهم پدرت را در بیاورند، نظم و امنیت یاهو را بهم می زنی ، مارا بوت می کنی تا یاهو را بی کفایت جلوه بدهی، یاهو را بی کفایت جلوه می دهی پدر سوخته می دهم پدر پدرسوخته ات را هک کنند پدر سوخته با تشکر بازیگر فیلم قهوه تلخ باتوجه به دادن يارانه ها واحتمال گران شدن اس ام اس پیشاپیش: عيدغدیر،یلدا،چهارشنبه سوری،نوروز90 وتولدت،تولدم،تولدش، پیوندتان،پیوندمان،پیوندشان وقدم نو رسيده وعروسي پسرت مبارك ،نور به قبرت بباره و گلی مثل گلاي قشنگه قالی . تو به ظرافت تار و پود فرشاي زیباي ایرانی ......اصلا تو خود فرش پاتریسی .........همون كه یه تختش كمه قانون شبکه فارسی وان: بازیگران نه بوجود می آیند نه از بین میرن بلکه از سریالی به سریال دیگر منتقل می شوند شمع شدی ، شعله شدی ، سوختی خاک تو سرت بعد ۸ ترم ، هیچی نیاموختی دست از طلب ندارم ، تا جان من برآید یا تن رسد به مدرک، یا جان ز تن درآید به یارو میگن نظرت راجب روزنامه ها چیه؟ میگه : جام جم خوشگله.رسالت تیزه. ایران نرمه.کیهان عالیه.اما با بیقه شون هنوز خودمو پاک نکردم چقدر خوبه آدم يكي رو دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره دکتر شریعتی: مادرم میگفت عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب اما هزار شب است پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکرده ام طرف رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه:ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينکه به نفر اول جايزه ميدن. بعد طرف يوخده فکر ميکنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟ آدمهاي خوب از ياد نميرن، از دل نميرن، از ذهن نميرن، ولي زودتر از اينکه فکرش رو بکني از پيشت ميرن.
عاشق اون نیست که واسه عشقش توی سرما آتیش روشن کنه عاشق اونیه که کتشو بده به عشقش ، خودش سرما بخوره ، ۶تا آمپول بزنه ، دهنش سرویس بشه تا دیگه از این غلطا نکنه نه چتر با خود داشتی نه روزنامه نه چمدان.عاشقت شدم ! از کجا باید می فهمیدم مسافری؟ خجالت بکش اين دفعه چهارمته که مياي دادگاه. غضنفر به قاضي ميگه تو خجالت بکش که هر روز اينجايي
ميگي پرنده رو دوست داري ميذاريش تو قفس؟ميگي بارون رو دوست داري با چتر ميري زيرش؟پس بهم حق بده باور نکنم وقتي ميگي دوستم داري گفتند ستاره را نمی توان چید ... و آنان که باور کردند... برای چیدن ستاره ... حتی دستی دراز نکردند... اما باور کن ... که من به سوی زیباترین و دورترین ستاره... دست دراز کردم... و هر چند دستانم تهی ماند ... اما چشمانم لبریز ستاره شد
شایستگان آنانی هستند که آفریننده و منجی اند .آنان بالندگی و رشد خود را در نابودی چهره دیگران نمی بینند. شایستگان با گذشت هستند و بخشنده . ایشان چهره ایی گشاده دارند ، نگاهی مهربان ، دستی نوازشگر و نوایی پندآموز .شایستگان بردبارند و امیدوار .
اگر كليد دري را نداري قفلش نكن. اگر كسي را دوستش نداري خوردش نكن و اگر دستي را گرفتي رها يش نكن خداوندا.آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم.شهامتی تا تغییر دهم آنچه را که میتوانم و بینشی که تفاوت این را بدانم به يارو میگن آرزوت چیه ؟ میگه: آرزوم اینه دکتر بشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم متاسفم
به غضنفر ميگن بزرگترين عقده ات چيه؟ميگه اينکه چرا من يه برادر دارم اما خواهرم 2 تا برادر داره
وقتی آموزگار می پرسید عشق چند بخشه میگفتم 1 بخشه ولی حالا که به تو آشنا شدم میگم 3 بخشه 1- تو رو آتیش دیدن 2- شوق با تو بودن 3- اندوه بی تو بودن فردا اول مهر، شروع پائیزه. فردا برگها یکی یکی زرد میشن و میریزن و عابران با بی اعتنایی از روی آنها گذر میکنند. اما تو برای من، همیشه سبز بر روی درخت دوستی میمانی. برای تو دوست خوبم بهترین ها رو توی پائیز زیبا آرزو میکنم. پائیز مبارک ............................................
1. روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو كوك كنین تا همه از خواب بپرن ................................................. ۱۰ روش پسرا واسه پیچوندن دوس دختراشون : - تو برای من مثل خواهر میمونی! (یعنی:خیلی زشتی!) ................................................ روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ آدرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش می کند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد: گیرنده : همسر عزیزم موضوع : من رسیدم میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته ..من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کرد. همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا می بینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه. وای چه قدر اینجا گرمه. ............................................. دستت رو بذار رو يه طرف صورتت ……. گذاشتي !؟ خوب به اين پديده ميگن ماه گرفتگي
روز از یارو می پرسن با بالش جمله بساز میگه یک روز رفتم تو جنگل یک کلاغ دیدم زدم تو بالش میگه این بالش نه اون بالش میگه یک روز رفتم تو جنگل همون کلاغ رو دیدم زدم تو اون بالش میگه با تشک جمله بساز لره میگه یک روز رفتم تو جنگل دوباره همون کلاغ دیدم توشک بودم که بزنم تو این بالش یا اون بالش
بی نظر نریا دق میکنم!!! |
||
|
+ قلم خورده شد در
دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 15:18 بدست آقا اشک |
|
|
هميشه آخر هر چيز خوب ميشود, اگر نشد بدان هنوز آخر آن نرسيده.
معلم سر کلاس درس به شاگرداش میگه هر کس خنگه از جاش بلند شه و بایسته ! یهو یه شاگرده بلند میشه میگه آقا به خدا ما خنگ نیستیم فقط خواستیم شما تنها نباشید ............................................................ روباه و زاغ آبادانی:زاغکی بر درخت نخل،فلافل می خورد.....روبهی آمد و گفت:ولک چه بالی،چه دمی،عجب عینک ری بُنی.....دمت گرم کا،مشکی رنگ عشقه، یه دهن برامون بخون..... زاغ فلافل را زد زیر بغل و گفت:مو خودُم کلاس دومم وولک ............................................................ هميشه آخر هر چيز خوب ميشود.اگر نشد بدان هنوز آخر آن نرسيده. چارلي چاپلين ............................................................ ديروز جز خاطره اي بيش نيست و فردا فقط يك روياست اما اگر امروز را خوب زندگي كني تمام ديروز هايت به خاطره اي خوش و تمام فرداهايت به روياي ا ميد تبديل خواهد شد ............................................................ هر چه ذهنت نيرومند تر باشد ، مشكلاتت نا چيز تر خواهد نمود اين منشاء آرامش دروني است ، پس تمركز كن ، اين يكي از بزرگترين كليد هاي كاميابي است ............................................................ به آرامی آغاز به مردن میکنی زمانی که خودباوری را در خودت بکشی وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند ............................................................ باد می وزد … میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی تصمیم با تو است ............................................................ هر چه ذهنت نيرومند تر باشد ، مشكلاتت نا چيز تر خواهد نمود اين منشاء آرامش دروني است ، پس تمركز كن ، اين يكي از بزرگترين كليد هاي كاميابي است ............................................................ خدایا نمیدانم کدامین پل در کجای جهان جابه جاشده است که هیچ کس به خانه اش نمیرسد . مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک میمیرند و مردان کوچک در آرزوی قدرت مردان بزرگ.دختران روستا در حسرت دختران شهر میمیرند و دختر شهر در آرزوی ساده گی دختران روستا...خدایا کدامین پل... ............................................................ یه آبادانیه داشته به رفیقش میگفته : وولک شنیدی آبادان 12 ریشتر زلزله اومده رفقیقش گفت : یعنی آبادان با خاک یکسان شد دیگه ؟ آبادانی : چی میگی کااااا ! مگه بچه ها گذاشتن ............................................................ يه روزي توي يه دانشگاه دانشجويي به استادش گفت:استاد اگر شما خدا را به من نشان بدهيد عبادتش مي کنم تا وقتي خدا را نبينم اورا عبادت نمي کنم. استاد به انتهاي کلاس رفت وبه آن دانشجو گفت : آيا مرا مي بيني؟ دانشجو پاسخ داد: نه استاد وقتي پشت من به شما باشيد مسلما شما را نمي بينم. استاد کنار او رفت نگاهي به او کرد وگفت: تا وقتي به خدا پشت کرده باشي او را نخواهي ديد. ............................................................ اگر آمريکا انرژي هسته اي رو از ما بگيره ما هم چند چيزو از چند نفر مي گيريم 1) شمال رو از حميرا 2)اصفهان رو از معين 3)وطن رو از داريوش 4) خليج فارسو از ابي 5) آزادي رو از منصور 6)خديجه رو از سندي 7)آمنه رو از اندي 8) و مهم تر از همه گيتار رو از شماعي زاده ............................................................ هر چه ذهنت نيرومند تر باشد ، مشكلاتت نا چيز تر خواهد نمود اين منشاء آرامش دروني است ، پس تمركز كن ، اين يكي از بزرگترين كليد هاي كاميابي است ............................................................ عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي کن و از جدايي جدا باش ............................................................ دانشمندان تشخیص دادن علت نود و نه درصداز بی وفایی ها . . . . ! بی شارژیه ............................................................ یک باب خانه در نیاوران به مساحت ۴۵۰ متر مفید، سونا استخر جکوزی و پکیج، با دید بسیار عالی… به خدا خوشبختی نمیاره،خودت رو پیدا کن ............................................................ زن عشق زاید و تو برایش نام انتخاب می کنی او درد میکشد وتو نگران از اینکه بچه دختر نباشد او بیخوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی می بینی او مادر می شود و همه جا میپرسند:نام پدر! ............................................................ ماه رمضان شد، مى و ميخانه بر افتاد عشق و طرب و باده، به وقت سحر افتاد افطار به مى كرد برم پير خرابات گفتم كه تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد با باده، وضو گير كه در مذهب رندان در حضرت حق اين عملت بارور افتاد ............................................................ عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی شعله به خرمن زدن عشق یعنی رسم دل بر هم زدن ............................................................ حکایت آن مرد را فراموش نکرده ای که نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت گفت . دکتربه او گفت :به فلان سیرک برو . آنجا دلقکی هست ، اینقدر میخنداندت تا غمت یادت برود . مرد لبخند تلخی زد و گفت من همان دلقکم ............................................................ یه معتاده هی داد میزد تاکشی تاکشی، بالاخره یک تاکسی ده متر جلوتر وای میسه، معتاده میگه: لا مششب، اونجا که مقصدم بود! ............................................................ در کاخ مجلل خبر از عشق مجو ، چون سعادت در کلبه درویشان است ............................................................ آن که امروز را از دست میدهد فردا را نخواهد یافت ، هیچ روزی از امروز با ارزش تر نیست ............................................................ قلبم را به پیشواز آفتاب میفرستم ............................................................ عيد فرخنده فراز آمد، با جام شراب چه توان كرد اگر روزه ز ما روي بتافت؟ نتوان گفت مر او را كه ز ما روي متاب چه شود گر برود؟ گو برو و نيك خرام رفتن او برهاند همگان را ز عذاب ............................................................ ............................................................ خواهي بنواز و خواه رد کن عید فطر مبارک ............................................................ خدایا! به تو پناه میبريم از چشمهایی که دوباره گمت کنند ............................................................ تنهايي يعني اينکه وقتي برات اس ام اس مياد مطمئن باشي که از طرفه ايرانسله ............................................................ منتظر ديدار تو هستم، سهل است بگويم که گرفتار تو هستم، من در پي اين حادثه غمخوار تو هستم، هر چند که دور از مني و من ز تو دورم، بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم. ............................................................ از خدا پرسیدم چه چیز در مورد انسان شما را متعجب می کند. ............................................................ گر نمی توانی اقیانوس باشی، دریا باش، اگر نه رودخانه باش و اگر نمی توانی رودخانه باشی نهری كوچك باش، اما هیچ گاه مرداب نباش. ............................................................ نهری باش جاری، زلال و مهربان و با جوشش زیبایت زندگی را به همه هدیه كن. چون وقتی حركت می كنی هم زنده ای و هم به دیگران زندگی می دهی. ............................................................ سبزه های كنار نهر را دیده ای چه زیبا چشم را نوازش می دهند و ماورای پروانه های لطیف و زیبا هستند، این ها به خاطر سخاوت و مهربانی نهر كوچك اما جاری است، پس تو هم با الهام از این رود كوچك جاری شو و بدان خدا در همه حال با توست. ............................................................ نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم روزي بسته خواهد شد اما آسمان كي بسته خواهد شد. ............................................................ به جهان بیاموزید که عشق "معصومیت" است و از جهان بیاموزید که عشق "اعتماد" است. به جهان بیاموزیدکه عشق "صبر و تحمل" است و از جهان بیاموزید که عشق "بخشش و گذشت" است. ............................................................ بازار سياه رفتم براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي کاغذي خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي پاک بازان... ............................................................ يک قطره اشک مى اندازم تو دريا - تا زمانى كه پيداش كنى دوستت دارم. - اگه پيدا كردي اون وقت تو رو فراموش مي كنم ............................................................ مي خواهم برايت مرهمي باشم ! ... براي آن نگاه خسته اي که مي دانم ،... اميدش به لبخندي ست ! مي خواهم برايت لبخند باشم ! ... براي آن دلي که از اميد ، خالي ست ! مي خواهم دست هايت را در دست هاي آسمان بگذارم ... تا باور کني آسمان هم ، براي تو آغوش مي گشايد ! من تو را مرهمي خواهم بود ، گرچه ... دلــــــــــي دارم ... که نيازمند يک مرهم است ! ............................................................ اگر روزي فهميدم که دوستم نداري گريه نمي کنم بلکه آرزو مي کنم که روزي عاشق کسي بشي که دوستت نداشته باشد ............................................................ یه بچه به باباش که خیلی خسیس بوده میگه : بابا 10 تومان به من میدی ؟ ............................................................ رفتم پیش یه پیشی گفتم زن من میشی ؟ گفتش پر رو نمیشی ؟ ............................................................ کاشکی مانیتورت بودم همیشه رخ به رخت بودم. ............................................................ معلم سر کلاس درس به شاگرداش میگه هر کس خنگه از جاش بلند شه و بایسته ! یهو یه شاگرده بلند میشه میگه آقا به خدا ما خنگ نیستیم فقط خواستیم شما تنها نباشید ............................................................ روباه و زاغ آبادانی:زاغکی بر درخت نخل،فلافل می خورد.....روبهی آمد و گفت:ولک چه بالی،چه دمی،عجب عینک ری بُنی.....دمت گرم کا،مشکی رنگ عشقه، یه دهن برامون بخون..... زاغ فلافل را زد زیر بغل و گفت:مو خودُم کلاس دومم وولک ............................................................ کوهها اعتبار خویش را مدیون تیشه ی فرهادند کوهی که در آن عشق نگذرد شایسته ی عبور نیست اگر روزي خواستي بگي دوستت ندارم . آرام آرام بگو تا آهسته آهسته بميرم ............................................................ چند تا داستان خیلی جالب , حتما بخون , قشنگن:
یک استاد جامعه شناسی به همراه دانشجویانش به محله های فقیر نشین بالتیمور رفت تا در مورد دویست نوجوان و زندگی فعلی و آینده آنها تحقیقی انجام دهد. از دانشجویان خواسته شد ارزیابی خود را در باره تک تک این نوجوان ها بنویسند. دانشجویان برای همه آنها یک جمله را تکرار کردند: "او شانسی برای موفقیت ندارد."
"دلیل موفقیت شما چیست؟"
"دلیل موفقیت ما، معلم ماست."
"من عاشق آن بچه ها بودم." ............................................................ یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود .اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود. ............................................................ بسیاری از مردم کتاب «شاهزاده کوچولو» اثر اگزوپری را میشناسند. اما شاید همه ندانند که او خلبان جنگی بود و با نازیها جنگید وکشته شد. قبل از شروع جنگ جهانی دوم، اگزوپری در اسپانیا با دیکتاتوری فرانکو میجنگید. او تجربههای حیرتآور خود را در مجموعهای به نام لبخند گردآوری کرده است. در یکی از خاطراتش مینویسد که او را اسیر کردند و به زندان انداختند. او که از روی رفتارهای خشونتآمیز نگهبانها حدس زده بود که روز بعد اعدامش خواهند کرد، مینویسد: مطمئن بودم که مرا اعدام خواهند کرد به همین دلیل بشدت نگران بودم. جیبهایم را گشتم تا شاید سیگاری پیدا کنم که از زیر دست آنها که حسابی لباسهایم را گشته بودند در رفته باشد؛ یکی پیدا کردم و با دستهای لرزان آن را به لبهایم گذاشتم ولی کبریت نداشتم. از میان نردهها به زندانبانم نگاه کردم. او حتی نگاهی هم به من نینداخت. درست مانند یک مجسمه آنجا ایستاده بود. فریاد زدم: «هی رفیق کبریت داری؟» به من نگاه کرد شانههایش را بالا انداخت و به طرفم آمد. نزدیکتر که آمد و کبریتش را روشن کرد بیاختیار نگاهش به نگاه من دوخته شد. لبخند زدم و نمیدانم چرا؟ شاید از شدت اضطراب، شاید به خاطر این که خیلی به او نزدیک بودم و نمیتوانستم لبخند نزنم. در هر حال لبخند زدم و انگار نوری فاصلۀ بین دلهای ما را پر کرد. میدانستم که او به هیچ وجه چنین چیزی را نمیخواهد.... ولی گرمای لبخند من از میلهها گذشت و به او رسید و روی لبهای او هم لبخندی شکفت. سیگارم را روشن کرد ولی نرفت و همانجا ایستاد مستقیم در چشمهایم نگاه کرد و لبخند زد. من حالا با علم به اینکه او نه یک نگهبان زندان که یک انسان است به او لبخند زدم. نگاه او حال و هوای دیگری پیدا کرده بود. پرسید: « بچه داری؟» با دستهای لرزان کیف پولم را بیرون آوردم و عکس اعضای خانوادهام را به او نشان دادم و گفتم: «آره ایناهاش». او هم عکس بچههایش را به من نشان داد و دربارۀ نقشهها و آرزوهایی که برای آنها داشت برایم صحبت کرد. اشک به چشمهایم هجوم آورد. گفتم که میترسم دیگر هرگز خانوادهام را نبینم. دیگر نبینم که بچههایم چطور بزرگ میشوند. چشمهای او هم پر از اشک شدند. ناگهان بیآنکه که حرفی بزند، قفل در سلول مرا باز کرد و مرا بیرون برد. بعد هم مرا به بیرون از زندان و جادۀ پشتی آن که به شهر منتهی میشد، هدایت کرد. نزدیک شهر که رسیدیم تنهایم گذاشت و برگشت بیآنکه کلمهای حرف بزند. یک لبخند زندگی مرا نجات داد... ............................................................ اشک عشق
............................................................ مصاحبه ی بود در شبکه سی ان بی سی با آقای وارنر بافیت ، دومین مرد ثروتمند دنیا که مبلغ 31 بیلیون دلار به موسسه خیریه بخشیده بود . در این جا برخی از جلوه های جالب زندگی وی بیان شده : 1- او اولین سهامش را در 11 سالگی خرید و هم اکنون از اینکه دیر شروع کرده ابراز پشیمانی می نماید ! 2- او از درآمد مربوط به شغل توزیع روزنامه ها ، یک مزرعه کوچک در سن 14 سالگی خرید . 3- او هنوز در همان خانه کوچک 3 اتاق خوابه واقع در مرکز شهر اوماها زندگی می کند که 50 سال قبل پس از ازدواج آن را خرید . او می گوید هر آن چه که نیازمند آن می باشد ، در آن خانه وجود دارد . خانه اش فاقد هرگونه دیوار یا حصاری می باشد . 4- او همواره خودش اتومبیل شخصی خود را می راند و هیچ راننده یا محافظ شخصی ندارد 5- او هرگز بوسیله جت شخصی سفر نمی کند هرچند که مالک بزرگ ترین شرکت جت شخصی دنیا می باشد . 6- شرکت وی به نام " برکشیر هات وی " ، مشتمل بر 63 شرکت می باشد . او هر ساله تنها یک نامه به مدیران اجرایی این شرکت ها می نویسد و اهداف آن سال را به ایشان ابلاغ می نماید . او هرگز جلسات یا مکالمات تلفنی را بر مبنی یک شیوه قاعده مند برگزار نمی نماید . او به مدیران اجرایی خود 2 اصل آموخته است : اصل اول : هرگز ذره ی از پول سهام داران خود را هدر ندهید . اصل دوم : اصل اول را فراموش نکنید !!! 7- او به کارهای اجتماعی شلوغ تمایلی ندارد . سرگرمی او پس از بازگشتن به منزل ، درست کردن مقداری ذرت بو داده ( پاپکورن ) و تماشای تلویزیون می باشد . 8- تنها 5 سال پیش بود که بیل گیتس ، ثروتمندترین مرد دنیا ، او را برای اولین بار ملاقات نمود . بیل گیتس فکر نمی کرد وجه مشترکی با وارنر بافیت داشته باشد . به همین دلیل او ملاقاتش را تنها برای نیم ساعت برنامه ریزی نموده بود . اما هنگامی که بیل گیتس او را ملاقات نمود ، ملاقات آنها به مدت 10 ساعت به طول انجامید و بیل گیتس یکی از شیفتگان وارنر بافیت شده بود . 9- وارنر بافیت نه با خودش تلفن همراه حمل می کند و نه کامپیوتری بر روی میز کارش دارد . توصیه اش به جوانان اینست که: از کارت های اعتباری دوری نموده و به خود متکی بوده و بخاطر داشته باشند که : الف ) پول انسان را نمی سازد ، بلکه انسان است که پول را ساخته . ب ) تا حد امکان ساده زندگی کنید . ج ) آنچه که دیگران می گویند انجام ندهید . تنها به آن ها گوش فرا دهید و فقط آن چیزی را انجام دهید که احساس خوبی را به شما عرضه می کند . د ) به دنبال مارک های معروف نباشید . آن چیزهایی را بپوشید که به شما احساس راحتی دست می دهد . ه ) پول خود را به خاطر چیزهای غیر ضروری هدر ندهید . تنها به خاطر چیزهایی خرج کنید که واقعاً به آن ها نیاز دارید . و) نکته آخر اینکه ، این زندگی شماست . چرا به دیگران این فرصت را می دهید که بر شما حکومت کنند ؟! ............................................................ مرد جوانی ، از دانشکده فارغ التحصیل شد . ماهها بود که ماشین اسپرت زیبایی ، پشت شیشه های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو می کرد که روزی صاحب آن ماشین شود . مرد جوان ، از پدرش خواسته بود که برای هدیه فارغ التحصیلی ، آن ماشین را برایش بخرد . او می دانست که پدر توانایی خرید آن را دارد . ............................................................ ای آیینه من مال خدا هستم چندین سال پیش بود. ما در یک خانواده خیلی فقیر در یک دهکده دور افتاده به نام "روکی"، توی یک کلبه کوچک زندگی می کردیم. روزها در مزرعه کار می کردیم و شبها از خستگی زود خوابمان می برد. کلبه ما نه اتاقی داشت، نه اسباب و اثاثیه ای و نه حتی نه نور کافی. از برداشت محصول هم فقط آنقدر گیرمان می آمد که شکم پدر و مادر و سه تا بچه سیر شود. ............................................................ دلت میاد نظر ندی ؟!؟!؟!
|
|
|
+ قلم خورده شد در
سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 19:12 بدست آقا اشک |
|
|
خدايابه فرشتگانت بسپاردرلحظه لحظه نيايش خويش عزيزان مرا ازياد نبرند.
خدایا به خاطر تمام چیزهایی که دادی، ندادی، دادی پس گرفتی، ندادی بعدا دادی، ندادی بعدا می خوای بدی، دادی بعدا می خوای پس بگیری، داده بودی و پس گرفته بودی، اگه بدی پس می گیری، پس گرفتی دادی، پس گرفتی بعدا می خوای بدی، اگه می دادی پس می گرفتی... خلاصه خداجون سرتو درد نیارم به خاطر همه شکر -------------------------------------------------------------- فارس نژاد پرست نیست(مگه کوروش نژاد پرست بود؟).. رشتی بی غیرت نیست(مگر میرزا کوچک خوان بی غیرت بود؟) مازندرانی کله ماهی خور نیست(مگر نیما کله ماهی خور بود؟).لر هالو نیست(مگه لطف علی خان هالو بود؟).ترک زبان عر عر نمی کنه(مگه شهریار عر عر می کرد؟)قزوینی همجنس باز نیست(مگر علامه دهخدا همجنس باز بود؟) خراسانی بادیه نشین و بدوی نیست(مگر دکترشریعتی بادیه نشین بود؟) بلکه اینان ستونهای ایرانند -------------------------------------------------------------- تو مگه باده فروشی که همه مست تو اند / تو مگه ساغر عشقی که همه معشوق تو اند منشین با همگان ای گل زیبای دلم / که به ظاهر همه مشتاق و خریدار تو اند -------------------------------------------------------------- یادت باشه ... یادت باشه ... یادت باشه و بالاخره یادت باشه که ... دل تخته سیاه نیست که هر کی اومد روش بنویسه و هر کس هم رفت بشه اسمشو پاک کرد -------------------------------------------------------------- زن در کل زندگی اش 2 کیلو روژلب میخوره و این روژلب حاوی 300 گرم سرب میباشد که 68 درصد میزان سرطان را در خانمها افزایش میدهد. عمق فاجعه اينجاست كه : مردها هم در طول عمرشون همين حدود رژ لب كوفت مي كنن ولی بيخود و بي جهت مي ميرن -------------------------------------------------------------- خدايا به هر كه دوست مي داري بياموزكه : عشق از زندگي كردن بهتر است و به هر كه دوست تر مي داري بچشان كه : دوست داشتن از عشق برتر -------------------------------------------------------------- بعضی دوستيها مثله قصه نوحه (بعضيا از ترس طوفان ميان پيشت). بعضی دوستيها مثله قصه ی ابراهيمه (بايد همه چيزتو قربانی کنی). بعضی دوستيها مثله قصه مسيحه (آخرش به صليب ميکشنت). اما بيشتره دوستيها مثله قضيه موساست (يه کم که دور ميشی يه گوساله جاتو ميگيره) -------------------------------------------------------------- مرگ باعث از بين رفتن عشق نمي شود و فاصله نتنها عشق را كمرنگ نمي كند بلكه به آن شدت مي بخشد . -------------------------------------------------------------- زندگی چیست ؟ اگر خنده است چرا گریه میکنیم ؟ اگر گریه است چرا خنده میکنیم ؟ اگر مر گ است چرا زندگی می کنیم ؟ اگر زندگی است چرا می میریم ؟ اگر عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟ اگر عشق نیست چرا عاشقیم ؟ -------------------------------------------------------------- عشق يعنى پاک ماندن در فساد، آب ماندن در دماى انجماد، در حقيقت عشق يعنى سادگى، در کمال برترى افتادگى -------------------------------------------------------------- یه ضرب المثل چینی هست که میگه: اگه از دوران مجردیت لذت نمی بری، ازدواج کن. اونوقت حتما از خاطرات دوران مجردیت لذت می بری -------------------------------------------------------------- روزی در گذر گاهی که جوانی از آن عبور می کرد بر روی تخته سنگی نوشته بود اگر جوانی عاشق شد چه باید کرد زیر آن نوشتم صبر.روز دوم نوشته بود اگر جوانی عاشق شد وصبر نداشت چه باید کرد زیرآن نوشتم مرگ . روز سوم جوان را پای تخته سنگ مرده یافتم -------------------------------------------------------------- تنها بنايي که هر چه بيشتر بلرزد محکمتر مي شود، دل آدمي است -------------------------------------------------------------- سخن اگر از دل خارج شود به دل هم وارد مي شود و اگر با نيت گوينده يكسان نباشد، توقع مدار كه تاثير كند.((افلاطون)) -------------------------------------------------------------- روزي كه بشر كاملاً به ناداني خود پي برد، به موفقيت بزرگي دست يافته است؛ زيرا دانش در اين دنيا چيزي جز پي بردن به ناداني نيست.((موريس مترلينگ)) -------------------------------------------------------------- فانوسي كوچك مي تواند كاري كند كه خورشيد با آن همه بزرگي هرگز نمي تواند انجام دهد؛ مي تواند در شب بتابد. -------------------------------------------------------------- سلام به خاطر پیامهایی که دادی و اونها که ندادی و اونها که می خواستی بدی، ندادی و اونها که دادی و پشیمون شدی و اونها که ندادی و پشیمون شدی و اون پیامهایی که فرستادی و فکر کردی نفرستادی و اونها که نفرستادی و فکر کردی که فرستادی و اون ها که خواهی فرستاد و اونها که فرستادی قبلا و خلاصه واسه همه پیامهات ممنونتیم داداش! موفق باشی و خوش بگذره -------------------------------------------------------------- یارو لیوان خالی میذاره بالا سرش میپرسن چرا میگه اومدیم شب پاشدم تشنم نبود...! -------------------------------------------------------------- عشق نمی پرسه اهل کجایی فقط میگه توی قلب من زندگی کن عشق نمی پرسه چرا دور هستی فقط میگه همیشه با من هستی عشق نمیگه دوستم داری؟ فقط میگه دوستت دارم عشق خیلی گه های دیگه هم می خوره که نباید باور کنی -------------------------------------------------------------- سخن عاشقانه گفتن دليل عشق نيست...عاشق كم است سخن عاشقانه فراوان... عشق عادت نيست، عادت همه چيز را ويران مي كند از جمله عظمت دوست داشتن را...از شباهت به تكرار مي رسيم، از تكرار به عادت، از عادت به بيهودگي از بيهودگي به خستگي و نفرت در زندگي شايد سعي کنيم از قواعدي پيروي کنيم ، دلمان را مهار کنيم ، براي رفتارمان تدبيري در نظر بگيريم ، اما تمام اينها بيهوده است -------------------------------------------------------------- دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند -------------------------------------------------------------- منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه كه: "اين دنياي منه' -------------------------------------------------------------- حتی اگه فقط یک روز فرصت داشته باشی ، باز هم می توانی کاری بزرگ انجام دهی ، آنقدر بزرگ که هرگز کسی فراموشش نکند -------------------------------------------------------------- گوریل از باغ وحش فرار می کنه . یه مرده زنگ می زنه می گه گوریل نزدیک خونه من بالای درخته. غضنفرو با یه سگ برای گرفتن گوریل می فرستن. غضنفر در خونه یارو رو می زنه می گه آقا بیا اینجا این تفنگ بجیر من می رم بالای درخت با غوریل درجیر می شم غوریل میندازم پایین ،سگ حیوون وظیفه شناسیه میاد غوریلو می گیره می بره باغ وحش . یارو می گه پس تفنگ چیه ؟ غضنفر میگه : آماااااا !!! اومدیم غوریل منو انداخت پایین تو باید سریع سگه رو بزنی -------------------------------------------------------------- مثل عصا باش! هزار بار زمين بخور اما اجازه نده اوني كه بهت تكيه داده حتي يه بار هم ...زمين بخوره -------------------------------------------------------------- امواج زندگی را بپزیر حتی اگر گاهی تورا به غعر دریا ببرد. ان ماهی که اسوده همیشه بر سطح ابها می بینی مرده است -------------------------------------------------------------- خاطرمان باشد شاید سالها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم : آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود امروز را برای گفتن احساستان به عزیزانتان غنیمت شمارید ، شاید فردا احساسی باشد ولی عزیزی نه(( شکسپیر)) -------------------------------------------------------------- می آمدی به مهمانی پنجره ام و من هرچه داشتم با تو قسمت می کردم از مداد رنگی های سرشکسته و کوچکم تا آن دستمال آبی، که مادر بزرگ رویش گل نرگس دوخته بود و عطر صندوقچه ی رازآلود داشت. وآن تسبیح فیروزه ای رنگ که همیشه ی "خدا" زیر بالمهمانیمهمانیمهمانیشم بود و دوستش داشتم تا شبی که محض نذر "آرزو"یی بزرگ، بوسیدمش و بالیدم -------------------------------------------------------------- نازنین من کجایی . . . -------------------------------------------------------------- گاهی گمان نمیکنی ولی می شود، گاهی نمیشود که نمیشود، گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است، گاهی نگفته قرعه بنام تو میشود، گاهی گدای گدای گدایی و بخت نیست، گاهی تمام شهر گدای تو میشود(دکتر علی شریعتی) -------------------------------------------------------------- یکی از خصلتهای با حال مردم خوب اصفهان اینه که : جواب هيچ سؤالی را نمی دهند و در جواب سؤال شما آنها هم سؤال می پرسند! مثل1 : (وقتی میخواهید سوار تاکسی شوید) شما: آقا کجا میرید؟ راننده: شوما کوجا میخَـین برین؟ شما: دروازه تهران راننده: در بستی؟ (در اینجا اگر بگید نه راننده دیگه جوابتون رو نمیدهد اما اگر بگید بله) : راننده: بیُین بالا شما: چقدر میشه راننده: چندی میخَـی بدی؟ شما: ... تومن مستقلا از مبلغ شما جواب راننده اینه: کـَمِس دادا ! مثال2 : (وقتی از دوستتون آدرس میپرسید) شما: خیاط خوب سراغ داری؟ دوستتون: چیچی میخَـی بیدوزی؟ شما: کت و شلوار دوستتون: پارچه داری؟ شما: بله دوستتون: پارچِت خُـبِس؟ شما: بله دوستتون: چه رنگیِس؟ شما: چه فرقی میکنه؟ دوستتون: فرق میکونِـد دادا! فرق میکونِـد شما: خب، سورمهای دوستتون: مبارکِـس، خَبـریه؟ شما: نه بابا، بالاخره خیاط سراغ داری یا نه؟ دوستتون: اگه خبری نیس کتا شلواری سورمِـی میخَـی چیکار؟ و... آخرش هم جوابتون را نمیدهد! -------------------------------------------------------------- زندگی یک معادله است موازنه کن. زندگی یک معما است آن را حل کن. زندگی یک تجربه است آن را مرور کن. زندگی یک مبارزه است قبول کن. زندگی یک کشتی است با آن دریا نوردی کن. زندگی یک سوال است آن را جواب بده. زندگی یک موفقیت است لذت ببر. -------------------------------------------------------------- تعمير و نگهداري از كاخ سفيد بصورت يك مناقصه مطرح شد. يك پيمانكار آمريكايي، يك مكزيكي و يك ايراني در اين مناقصه شركت كردند. پيمانكار آمريكايي پس از بازديد محل و بررسي هزينه ها مبلغ پيشنهادي خود را 900 دلار اعلام كرد. مسؤل كاخ سفيد دليل قيمت گذاري اش را پرسيد و وي در پاسخ گفت: 400 دلار بابت تهيه مواد اوليه + 400 دلار بابت هزينه هاي كارگران و... + 100 دلار استفاده بنده. پيمانكار مكزيكي هم پس از بازديد محل و بررسي هزينه ها مبلغ پيشنهادي خود را 700 دلار اعلام كرد. 300 دلار بابت تهيه مواد اوليه + 300 دلار بابت هزينه هاي كارگران و... + 100 دلار استفاده بنده. اما نوبت به پيمانكار ايراني كه رسيد بدون محاسبه و بازديد از محل به سمت مسؤل كاح سفيد رفت و در گوشش گفت: قيمت پيشنهادي من 2700 دلار است!!! مسؤل كاخ سفيد با عصبانيت گفت: تو ديوانه شدي، چرا 2700 دلار؟!!!!!پيمانكار ايراني در كمال خونسردي در گوشش گفت:آرام باش... 100 دلار براي تو...... و1000 براي من ....... 700و انجام كار هم با پيمانكار مكزيكي. و پيمانكار ايراني در مناقصه پيروز -------------------------------------------------------------- اگه زندگي سختي داريد ... اگه بيکار هستيد ... اگه نياز به سرمايه داريد ... نگران نباشيد... ما براتون دعا مي کنيم! 10000تومان ميشه ! -------------------------------------------------------------- ببخشيد يه سوال شرعي دارم. ديشب خواب شما رو ديدم. مي خام ببينم نماز آيات بهم واجب ميشه يا نه !! -------------------------------------------------------------- دانشجوی سال اولی: دانشجویی که فکر می کند با تحصیلات دانشگاهی میتواند آیندهی بهتری برای خودش بسازد. دانشجوی سال دومی: دانشجویی که فکر نمیکند با تحصیلات دانشگاهی بتواند آیندهی بهتری برای خودش بسازد. دانشجوی سال سومی: دانشجویی که مطمئن شده است با تحصیلات دانشگاهی نخواهد توانست آیندهی بهتری برای خودش بسازد. دانشجوی سال چهارمی: دانشجویی که دیگر نه فکر میکند، نه به چیزی اطمینان دارد و نه آیندهی برای خود متصور است. -------------------------------------------------------------- مشروط: دانشجویی که به خاطر علاقهی زیادش به درس خواندن، مورد حسادت قرار گرفته و از این رو دانشگاه او را ملزم کرده است که در ترم بعدی بیش از حد معینی واحد انتخاب نکند تا به بقیه هم برسد! کلمه مشروط از «مشروطه» میآید که عدهای معتقدند باعث رونق گرفتن دانشگاه در ایران شد. عدهی دیگری هم معتقدند که رونق گرفتن کار مشروطها باعث اضمحلال مشروطه شد. -------------------------------------------------------------- ميگن فوتباليستها يه رفيق تو دنيا دارند.اونم توپه منم ميخوام فوتباليست بشم چون تو خيلي توپي -------------------------------------------------------------- زندگي يعني بازي سه ، دو ، يک ! سوت داور............ بازي شروع شد!!! دويدي ، دست و پا زدي ، غرق شدي ، دل شکستي ، عاشق شدي ، بي رحم شدي ، مهربان شدي! بچه بودي ، بزرگ شدي ، پير شدي سوت داورــــــ0!ــــــــــ بازي تمام شد... زندگي را باختي -------------------------------------------------------------- یارو شلوارشو بر عکس می پوشه (زیپش پشتش بوده ) موقعی که می ره بیرون مادرش می بینش میگه قربونت برم که وقتی می ری بیرون انگار داری میای -------------------------------------------------------------- درس زندگي را از بستني چوبي بياموز !بخند حتي اگر چوبي در شما فرو رفته باشد ! -------------------------------------------------------------- غضنفر چيست !؟موجودي که به شدت در مقابل فهميدن مقاومت ميکند ! -------------------------------------------------------------- زنها دوست دارن با مردی ازدواج کنند که :مثل شیر باوقار مثل خر پرکار مثل میمون بامزه مثل سگ باوفا و مثل خروس باغیرت باشد. ولی اغلب با مردی ازدواج میکنند که: مثل شیر بی رحم مثل خر نفهم مثل میمون بی ریخت مثل سگ هار و مثل خروس عاشق حرم سرا است -------------------------------------------------------------- اسم من چيست؟خدايا چه کنم،يادم نيست ! امشب آماده شدم تا چه کنم؟يادم نيست ! من که همسايه ي نزديک شقايق بودم، پا شدم آمدم اينجا چه کنم؟يادم نيست!!! من چرا از تو بريدم؟وچرا برگشتم؟ وبنا شد که دلم را چه کنم؟يادم نيست !!! من نشاني دل دربه درم را،زيبا از تو پرسيده ام ،اما چه کنم؟يادم نيست ! اين نوشته غزل کيست که من مي خوانم؟ اسم او چيست؟خدايا چه کنم؟يادم نيست -------------------------------------------------------------- از غضنفر ميپرسن نظرت راجع به زلزله چيه ؟ ميکه طرح خوبيه ، تکان دهنده ست ! -------------------------------------------------------------- سلام،شما در مسابقه پيام کوتاه جام جهاني شبکه سه 100هزار تومان برنده شديد لطفا براي دريافت جايزه 999 هزار تومان شارژ به اين شماره ارسال نماييد -------------------------------------------------------------- میگن هركي رفیقش خوشگله بهشتیه.كوفتت بشه كه بخاطرمن مفت میري بهشت -------------------------------------------------------------- گر پسري کشته شود دختري ترشيده شود گر پسران کشته شوند کل جهان ليــته شود -------------------------------------------------------------- خداوندا.آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم.شهامتی تا تغییر دهم آنچه را که میتوانم و بینشی که تفاوت این را بدانم -------------------------------------------------------------- اكنون مي توانم مثل دختركي هفت ساله بنويسم : آب و غرق شوم بي آنكه دست و پايي بزنم مي توانم بنويسم : باد و پرواز كنم بي آنكه هراسي از سقوط داشته باشم مي توانم بنويسم : درخت و سبز شوم بدون هيچ درنگي مي توانم تو را بنويسم و بعد به آرامي ببوسمت بي آنكه كسي ببيند مي توام بنويسم :مرگ و بميرم به همين سادگي -------------------------------------------------------------- شهید انسانی است که در عصر نتوانستن و غلبه نیافتن با مرگ خویش بر دشمن پیروز می شود و اگر دشمن را نمی کشد، رسوا می کند-شريعتي -------------------------------------------------------------- خدا هماني است كه ما ميخواهيم كاش ماهم هماني بوديم كه خدا ميخواهد -------------------------------------------------------------- منحني قامتم، قامت ابروي توست خط مجانب بر آن، سلسله گيسوي اوست حد رسيدن به او، مبهم و بي انتهاست بازه تعريف دل، در حرم کوي دوست چون به عدد يک تويي من همه صفرها آن چه که معني دهد قامت دلجوي توست پرتوي خورشيد شد مشتق از آن روي تو گرمي جان بخش او جزئي از آن خوي توست بي تو وجودم بود يک سري واگرا ناحيه همگراش دايره روي توست پروفسور هشت رودي(وقتي رياضي داني عاشق مي شود) -------------------------------------------------------------- انسان با سه بوسه تکمیل می شود 1-بوسه مادر که با ان پا به عرصه خاکی می گذاریم 2-بوسه عشق که یک عمر با ان زندگی می کنی 3-بوسه خاک که با ان پا به عرصه ابدیت می گذاری --------------------------------------------------------------
متن سنگ قبر بزرگان -------------------------------------------------------------- خانه ات تاريك است؟ نور در پاكت می گذارم كاش ميشد به پست چی ها اعتماد كرد -------------------------------------------------------------- به شوق دیدنت دلم -------------------------------------------------------------- شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته.شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : دیگر تمام شد.دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ -------------------------------------------------------------- به غضنفر می گن به زنبورهایی که از کندو محافظت می کنن چی می گن؟ غضنفر می گه: خسته نباشید -------------------------------------------------------------- از خدا پرسیدم:خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟ خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن زندگی شگفت انگیز است فقط اگر بدانید که چطور زندگی کنید -------------------------------------------------------------- غضنفر الزایمر می گیره ازش می پرسن چه حسی داری میگه خیلی خوبه از وقتی مریض شدم هر روز با ادمای جدیدی اشنا می شم -------------------------------------------------------------- هرکی تونست جواب بده: سه نفر کر،کور،لال میرند مسافرت ، کره میمیره ، لال چطوری به کوره بگه کره مرده ؟ -------------------------------------------------------------- معلم شاگرد را صدا زد تا انشایش را درباره علم بهتر است یا ثروت بخواند.پسر با صدایی لرزان گفت: ننوشتیم آقا...! پس از تنبیه شدن با خط کش چوبی او در گوشه کلاس ایستاده بود و در حالی که دست های قرمز و باد کرده اش را به هم می مالید زیر لب می گفت: آری! ثروت بهتر است ، چون می توانستم دفتر بخرم و بنویسم -------------------------------------------------------------- خداوندا به کسایی که اینهمه مطلبو خوندنو نظر ندادن بفهمان که اون دنیا مجتبی جلوشونو میگیره!!!
|
|
+ قلم خورده شد در
یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 15:57 بدست آقا اشک |
|
|
زماني که کنار رودخانه بودم نگاهم به قله کوه بود، به قله کوه که رسيدم سراپا محو تماشاي رود شدم !!!
چه مغرورانه اشک ريختيم...چه مغرورانه سکوت کرديم...چه مغرورانه التماس کرديم...چه مغرورانه از هم گريختيم...غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خدا....هديه شيطان را به هم تقديم کرديم و هديه خداوند را از هم نهان
با توجه به مرگ کرم رضایی و بنفشه خواه و جهان(خواننده) وحمیده خیر آیادی وملک مطیعی و رئیس جمهور لهستان و یا رانش و......از جناب حضرت عزرائیل خواهشمندیم سال کار مضا عف را جدی نگیرد
از يه ديوونه ميپرسن چي شد ديوونه شدي ميگه راستش من يه زن گرفتم كه يه دختر 18 ساله داشت.دختر زنم با بابام ازدواج كرد پس زن من مادر زن پدر شوهرش شد.دختر زن من پسري زاييد كه داداش من و نوه زن من بود پس نوه منم بود پس من پدر بزرگ داداشم شدم . زن من پسري زاييدكه زن پدرم خواهر ناتني پسرم و مادر بزرگ اون شد پس پسرم داداش مادر بزرگش بود و من خواهرزاده پسرم شدم
ای کاش ها برفرازآسمان قلبم می گذرند و من کماکان خیره به آسمان دل تنها مانده ام.
هش چيست؟ جد بزرگ ترمز است كه خر را بدون هيچ خط ترمزي نگه مي دارد
نردبان اين جهان ما و مني است عاقبت اين نردبان افتادني است لاجرم هركس كه بالاتر نشست استخوانش سخت تر خواهد شكست
به طرف مي گن:چرا ماشينتو از پلاک شروع مي کني به شستن؟مي گه:والا يه بار از سقف شروع کردم به شستن رسيدم به پلاک ديدم ماشين خودم نيست
عشق قصه ای نیست که با یکی بود و یکی نبود شروع بشه عشق کلاغی بود که هرگز به خونه نرسید
یارو مي گن بابات مرده . ميگه نه بابا اصلا امکان نداره . ميگن : والله مرده یارو مي گه تا حالا اصلا سابقه نداشته
پليس به غضنفر: اينجا ماهيگيري قدغنه!!! غضنفر: ولي اينجا تابلو نزدين!!! « پليس: نزديم که نزديم، زود باش از بالاي اون آکواريوم بيا پايين!!!!
تبریک سال نو خدمت مجردهای گرامی! دستگاه "سبزه گره زنی" با قابلیت 90 گره در ثانیه، پیش فروش می شود! با آرزوی یافتن همسری مناسب از دختران ترشیده دعوت میشود ضمن خویشتن داری از گره زدن سبزه ها به شدت خورداری فرمایند.
. . سازمان حمایت از محیط زیست
یارو زنش سبزه بوده، سیزده به در میندازتش بیرون !
یارو توي جبهه بيسيم چي بوده زنگ ميزنه ميگه : آقا دو تا عراقي دستگير کردم بيايد ببريد ميگن خودت بيار …. ميگه نه شما بياين اينا نميذارن من بيام
به طرف ميگن درد عشق بدتره يادرد دندون ميگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته
ارتباط ترانه ها با احكام دينى ! خوشگلا بايد برقصند(امربه معروف) اي قشنگتر از پريا تنها تو كوچه نري يا (نهي از منكر) هي خانم كجا كجا؟ (مبارزه با فساد اجتماعى) يه ماچ دادو دمش گرم (اكرام ايتام) نمره 20 كلاسو نميخوام (ايثار) تو محشري از همه سري (ذکر
یارو ميره دستشوئي عمومي طول اش ميده وقتي بيرون ميآيد بهش ميگن خسته نباشي طرف ميگه شيرين کام باشي
یه نفرو تو خيابون ميبينه ميگه : ببخشيد من شما رو تو دبي نديدم؟ يارو ميگه: نه آقا من اصلان کیش نرفتم.طرف ميگه : چه جالب اتفاقا منم تا حالا کیش نرفتم ، حتما دو نفر ديگه بودن
یارو رفته بوده تئاتر، دوستش ازش مي پرسه: چطور بود؟ لره ميگه: خوب بود، ولي آخرش رو نفهميدم چي شد. قست اول که تموم شد يک پلاکارد نشون دادن که نوشته بود: “پرده دوم، دو سال بعد” من ديگه حوصله نداشتم دو سال صبر کنم اومدم بيرون
بهترین دوست ، خداست او آنقدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گل یتقدیمتان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم،دسته گل هایش را پس بگیرد. . .
یارو با زنش میرن پیک نیک زنش میگه بشینم زیر اون درخت خوبه.یارو میگه نه همین وسط جاده پتو بنداز امن تره!زنش میگه اینجا ماشین میزنه خلاصه بعد از مقداری بحث میندازن وسط جاده.بعد میبینن یه کامیون داره میاد طرفشون هر چی بوق میزنه اونا از جاشون تکان نمیخورن کامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت.یارو به زنش میگه اگه زیر اون درخت بودیم می مردیما
سه راه براي پولدار شدن: بابات برات پول دربياره باباي مردم رو در بياري بابات در بياد تا پول در بياري
خارجیه میاد ایران ازیارو
: Where Is Hospital
یارو میگه : من که نمیدونم چی میگی ! ولی محزه اطمینان ، باباته !
نظر یادت نره ها!!! |
|
+ قلم خورده شد در
یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 15:55 بدست آقا اشک |
|
|
بی نظربری دیگه نه من نه تو!!!
|
|
+ قلم خورده شد در
یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 15:53 بدست آقا اشک |
|
|
خدایا مرا به بزرگی چیزهایی که داده ای آگاه و راضی کن تا کوچکی چیزهایی که ندارم آرامشم را برهم نزند
انسان ترکیبی است از جسم و روج مجرد خدای متعال با حکمت و تدبیری ویژه ای را برای هدفی بزرگ آفریده است. هدف از زندگی انسان در این عالم , شکوفایی استعدادهای درونی و به ثمره رسیدن شخصیت والای او می باشد. حال اگر انسان بخواهد به این هدف بزرگ و رشد معنوی خویش نائل شود و درمسیر تکامل قرار گرفته , نیازهای روحی او در کنار نیازهای جسمی او تامین شود نیازمند راهنمایی و ارشاد است ودین ایفاگر چنین نقشی است. دین به انسان برنامه های را عرضه می دارد تا این نیازها برطرف شود. دین به انسان حقایقی را می آمورد که در حیات معنوی و ابدی خود نیازمند آن است چیزهایی که معمولا نه با عقل قابل درک و نه با حدس و گمان یافتنی است .
………………………………………………………………….. عشقبازی به همین آسانی است که گلی با چشمی بلبلی با گوشی رنگ زیبای خزان با روحی نیش زنبور عسل با نوشی کارهموارۀ باران با دشت برف با قلۀ کوه رود با ریشۀ بید باد با شاخه و برگ ابر عابر با ماه چشمهای با آهو برکهای با مهتاب و نسیمی با زلف دو کبوتر با هم و شب و روز و طبیعت با ما! عشقبازی به همین آسانی است… شاعری با کلماتی شیرین دستِ آرام و نوازشبخش بر روی سری پرسشی از اشکی و چراغ شب یلدای کسی با شمعی و دلآرام و تسلا و مسیحای کسی یا جمعی عشقبازی به همین آسانی است… که دلی را بخری بفروشی مهری شادمانی را حرّاج کنی رنجها را تخفیف دهی مهربانی را ارزانی عالم بکنی و بپیچی همه را لای حریر احساس گره عشق به آنها بزنی مشتریهایت را با خود ببری تا لبخند عشقبازی به همین آسانی است… هر که با پیش سلامی در اول صبح هرکه با پوزش و پیغامی با رهگذری هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی نمک خنده بر چهره در لحظۀ کار عرضۀ سالم کالای ارزان به همه لقمۀ نان گوارایی از راه حلال و خداحافظی شادی در آخر روز و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا و رکوعی و سجودی با نیت شکر عشقبازی به همین آسانی است ………………………………………………………………….. در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند. آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می کردند. بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می کردند و به راحتی می شد فکرشان را از نگاهشان خواند: «نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند .» ………………………………………………………………….. *تو به من خندیدی و نمی دانستی پدر پیر من است من به تو خندیدم که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت …………………………………………………………………. صبح فردا پرسید كه آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمیتوانیم این را به تو بگوییم . چون تو ...
اتومبیل مردی كه به تنهایی سفر میكرد در نزدیكی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا میتوانم شب را اینجا بمانم؟ » رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر كردند. شب هنگام وقتی مرد میخواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای كه تا قبل از آن هرگز نشنیده بود . صبح فردا از راهبان صومعه پرسید كه صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند :« ما نمیتوانیم این را به تو بگوییم . چون تو یك راهب نیستی» مرد با نا امیدی از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد. چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد . راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت كردند، از وی پذیرایی كردند و ماشینش را تعمیر كردند. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت كننده عجیب را كه چند سال قبل شنیده بود، شنید. صبح فردا پرسید كه آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمیتوانیم این را به تو بگوییم . چون تو یك راهب نیستی» این بار مرد گفت «بسیار خوب ، بسیار خوب، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن فدا كنم. اگر تنها راهی كه من میتوانم پاسخ این سوال را بدانم این است كه راهب باشم، من حاضرم . بگوئید چگونه میتوانم راهب بشوم؟»راهبان پاسخ دادند « تو باید به تمام نقاط كره زمین سفر كنی و به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همینطور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یك راهب خواهی شد.» مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد. مرد گفت :« من به تمام نقاط كرده زمین سفر كردم و عمر خودم را وقف كاری كه از من خواسته بودید كردم . تعداد برگ های گیاه دنیا 371,145,236,284,232 عدد است. و 231,281,219,999,129,382 سنگ روی زمین وجود دارد» راهبان پاسخ دادند :« تبریك میگوییم . پاسخ های تو كاملا صحیح است. اكنون تو یك راهب هستی. ما اكنون میتوانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم.»رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یك در چوبی راهنمایی كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»مرد دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود. مرد گفت :« ممكن است كلید این در را به من بدهید؟» راهب ها كلید را به او دادند و او در را باز كرد.پشت در چوبی یك در سنگی بود. مرد درخواست كرد تا كلید در سنگی را هم به او بدهند. راهب ها كلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز كرد. پشت در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كلید كرد . پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت كبود قرار داشت. و همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز، نقره، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت. در نهایت رئیس راهب ها گفت:« این كلید آخرین در است ». مرد كه از در های بی پایان خلاص شده بود قدری تسلی یافت. او قفل در را باز كرد. دستگیره را چرخاند و در را باز كرد . وقتی پشت در را دید و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحیر شد. چیزی كه او دید واقعا شگفت انگیز و باور نكردنی بود ………………………………………………………………….. زن خوب مثل دایناسور می مونه که نسلش منقرض شده ولی مرد خوب مثل سیمرغ می مونه که از اول یه افسانه بوده! ………………………………………………………………….. مردان متاهل بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند در عوض مردان متاهل بیشتر آرزوی مرگ می کنند ………………………………………………………………….. مرد به زن : عزیزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دین رو به زندگیم آوردی! چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا’ وجود نداره !! ………………………………………………………………….. بیشتر مردان موفقیت شون رو مدیون زن اولشون هستند و زن دومشون رو مدیون موفقیت شون !!! ………………………………………………………………….. مردها سه تا آرزو دارن : ………………………………………………………………….. توی یک دشت بزرگ ، مترسکی خانه داشت . کارش این بود که مواظب محصول ها باشد تا یک وقت پرنده ها غارتشان نکنند . تو یکی از همین روزها، یک دفعه چشمش به کلاغی افتاد که گوشه حصار نشسته بود و داشت نگاهش می کرد . اخمی کرد و به خودش تکانی داد که بترسد و برود ولی کلاغ هنوز نشسته بود و نگاهش می کرد ! توی نگاهش یک چیزی بود که مترسک نمی فهمید ؛ تو دلش آشوب شد ! نمی توانست بفهمد کلاغه چی می خواهد ؟ شاید کمی گندم ، ولی ... روزهای بعد باز هم کلاغ همانجا می نشست و به مترسک نگاه می کرد . حالا دیگر دیدن کلاغ برای مترسک هم مهم بود ! یک احساسی داشت ؛ یک احساس خاص که نمی فهمید چیه ؟! به خودش گفت : « مگه میشه اون ... !! » یک روز به خودش جرات داد و صداش را بلند کرد و گفت : « آهای ... با توام ... می خوام باهات حرف بزنم ... ! » کلاغ خندید ؛ پر کشید و آمد روی شانه های مترسک نشست ؛ هنوز مترسک چیزی نپرسیده بود که کلاغ شروع کرد به حرف زدن ! از خودش گفت ؛ از اینکه تنهاست ؛ از اینکه عاشق مترسکه و با دیدنه اونه که زنده ست ! مترسک بیچاره چیزی نمانده بود پس بیفته ! باورش نمی شد بلاخره یکی پیدا شده که او را دوست داشته باشه و ازش نترسه ! عشق را حس می کرد و این برایش لذت بخش بود . کلاغ هر روز روی شانه های مترسک می نشست و برایش حرف می زد طوری که مترسک حتی نمی فهمید کی شب می شود ؟ یک روز صدای تراکتور مزرعه دار را شنیدند ... کلاغ ترسید و پر زد و رفت بالا ... مترسک که تازه به خودش آمده بود نگاهی به دور و اطرافش کرد تا وقتی مزرعه دار می آید همه چیز مرتب باشد که یک دفعه از تعجب خشکش زد ..........!!! اینجا مزرعه ماست ؟ این همان مزرعه پرباری است که من مترسکش بودم ؟؟؟ باورش نمی شد ؛ از آن همه محصول حالا هیچی نمانده بود ... مرد مزرعه دار از راه رسید و به زمین خالی نگاه کرد ... او هم باورش نمی شد ! نگاهش به آسمان افتاد و کلاغ را دید که پرواز می کند .... به مترسک نگاه کرد که سرش را از خجالت پایین انداخته بود ... لبخند تلخی زد و گفت : « اون حواست رو پرت می کرده تا کلاغ های دیگه همه محصول ها رو ببرند ؛ دیدی .... دیدی گول خوردی ؟؟؟؟ » حالا سالهاست که مترسک بیچاره گوشه انبار افتاده و هر روز از صبح تا شب از لابه لای دیواره انبار به آسمان چشم می دوزد تا شاید یک بار دیگر آن کلاغ را ببنید و ... نتیجه اخلاقی: مواظب دل تنهایت باش چون عشق همیشه 2روی سکه داره نگذار سختی تنهایی دل مهربانت رو به باد دهد _________________به یزدان که گر ما خرد داشتیم کجا این سرانجام بد داشتیم ………………………………………………………………….
این جمله رو فقط چشم بادومی ها میتونن بخونن اگه میخواین بخونینش چشماتون رو با دستاتون تنگ کنید (بکشید) تا بتونین بخونین
………………………………………………………………….. از ديروز بياموز. براي امروز زندگي کنو اميد به فردا داشته باش زندگی هم در حکم سلف سرویس است. همه نوع رخدادها، فرصت ها، موقعیتها، شادیها، سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد. در حالی که اغلب ما بی حرکت به صندلی خود چسبیده ایم و آن چنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم که چرا او سهم بیشتری دارد؟ که هرگز به ذهنمان نمی رسد خیلی ساده از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است، سپس آنچه می خواهیم، برگزینیم. ………………………………………………………………….. لره و عربه رو میخواستن اعدام کنن میگن آرزو آخرتون چیه؟عربه میگه بزارین خوانوادمو ببینم به لره میگن تو چی؟میگه نزارین خوانوادشو ببینه ………………………………………………………………….. كولهپشتیاش را برداشت و راه افتاد. رفت كه دنبال خدا بگردد؛ و گفت: تا كولهام از خدا پر نشود برنخواهم گشت. نهالی رنجور و كوچك كنار راه ایستاده بود. مسافر با خندهای رو به درخت گفت: چه تلخ است كنار جاده بودن و نرفتن. و درخت زیر لب گفت: ولی تلختر آن است كه بروی و بی رهاورد برگردی. كاش میدانستی آن چه در جستوجوی آنی، همین جاست. هزار سال گذشت. هزار سالِ پر خم و پیچ، هزار سالِ بالا و پست. مسافر بازگشت. رنجور و ناامید. خدا را نیافته بود، اما غرورش را گم كرده بود. به ابتدای جاده رسید. جادهای كه روزی از آن آغاز كرده بود. درختی هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده بود. زیر سایهاش نشست تا لختی بیاساید. مسافر درخت را به یاد نیاورد. اما درخت او را میشناخت. درخت گفت: سلام مسافر، در كولهات چه داری، مرا هم مهمان كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمندهام، كولهام خالی است و هیچ چیز ندارم. درخت گفت: چه خوب، وقتی هیچ چیز نداری، همه چیز داری. اما آن روز كه میرفتی، در كولهات همه چیز داشتی، غرور كمترینش بود، جاده آن را از تو گرفت. حالا در كولهات جا برای خدا هست. و قدری از حقیقت را در كوله مسافر ریخت. دستهای مسافر از اشراق پر شد و چشمهایش از حیرت درخشید و گفت: هزار سال رفتم و پیدا نكردم و تو نرفته این همه یافتی! درخت گفت: زیرا تو در جاده رفتی و من در خودم. و نور دیدن خود، دشوارتر از نور دیدن جادههاست ………………………………………………………………….. مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند. آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند. ………………………………………………………………….. کنترل راه دور زندگی!!!
………………………………………………………………….. عیسی مسیح فرمود: هرگاه به جشن عروسی دعوت میشوید بالای مجلس نشینیدزیرا ممکن است مهمانی مهمتر از شما بیاید وصاحب خانه از شما بخواهد که جایتان را به او بدهید .انگاه باید با شرمساری برخیزید ودر پایین مجلس بنشینید.پس اول پایین مجلس بنشینید تاوقتی صاحب خانه شما راانجا بیند بیاید و شما را بالا ببرد.انگاه درحضور مهمانان سربلند خواهید شد.زیرا هرکه بکوشد خود را بزرگ جلوه دهد خوار خواهد شد اما کسی که خود را فروتن سازد سربلند خواهد گردید ………………………………………………………………….. یك بنده خدایی، كنار اقیانوس قدم میزد و زیر لب، دعایی را هم زمزمه میكرد. نگاهى به آسمان آبى و دریاى لاجوردین و ساحل طلایى انداخت و گفت :
………………………………………………………………….. ۲۰:۳۰ ................................................................. حافظ اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما ………………………………………………………………….. مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ سالهاش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد . به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد . دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس میکرد فریاد زد : پدر نگاه کن درختها حرکت میکنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد . کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را میشنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار میکرد، متعجب شده بودند . ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت میکنند . زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه میکردند . باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید . او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران میبارد، آب روی من چکید . زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمیکنید ؟ ………………………………………………………………….. ای کاش که معشوق ز عاشق طلب جان می کرد، تا که هر بی سرو پایی نشود یار کس ………………………………………………………………….. یارو با دوست دخترش میرن پارك تركه میگه :عزیزم اگه این درخت كاج زبون داشت الان به ما چی میگفت ؟ دختره میگه اگه زبون داشت میگفت كره خر من زردآلوام نه كاج ………………………………………………………………….. رهایم کردی و رهایت نکردم گفتم حرف ِ دل یکی ستّ هفتصدمین پادشاه راهم اگر به خواب ببینی، کنار ِ کوچه ی بغض و بیداری منتظرت خواهم ماند چشمهایم را بر پوزخند ِ این آن بستم و چهره ی تو را دیدم گوشهایم را بر زخم زبان این آن بستم و صدای تو را شنیدم دلم روشن بود که یک روز، از زوایای گریه هایم ظهور می کنی حالا هم، از دیدن ِ این دو سه موی سفید آینه تعجب نمی کنم قفط کمی نگران می شوم می ترسم روزی در آینه تنها دو سه موی سیاه منتظرم باشند و تو از غربت ِ بغض و بوسه برنگشته باشی تنها از همین می ترسم.... مرد آمد و دردي به دل عالم شد از روز ازل قسمت زن ها غم شد در دفتر خاطرات حوا خواندم جانم به لبم رسيد تا آدم شد فیلتر شکنای توپ
………………………………………………………………….. آخه شما این آیه رو از کجا آوردید؟ "فالله خیرو حافظا و هو الرحمن راحمین". به یه بچه راهنمایی هم این رو نشون بدی میگه این جمله از نظر عربی غلطه.
پانوشت: آیه مورد نظر بخش پایانی آیه 64 سوره مبارکه یوسف ("فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین") است که در تصویر فوق با سه غلط نوشته شده است. ………………………………………………………………….. به یکی میگن اگه تو اقیانوس یه کوسه بیافته دنبالت چیکار می کنی؟ ………………………………………………………………….. مرا هرجور خواهی در به در کن جفایت را از این هم بیشتر کن بزن با عشق خود آتش به جانمولی آتش نشانی را خبر کن ترکه میره كلانتری و میگه: قربان، زنم گم شده! افسره میگه: مشخصاتش رو بگو. طرف میگه: یعنی چی؟ افسره میگه: مثلا زن من 60 كیلو، قد بلند، موهاش طلایی. طرف میگه: زن من رو ولش كن، بریم زن تو رو پیدا كنیم تو که از کوچه ی مشتاق دلم می گذری کوچه بن بست است باید دور بزنی ………………………………………………………………….. عزرائیل میاد سراغ یارو ... یارو خودشو می زنه به مردن زن و شوهری بعد از سالیانی که از ازدواجشون می گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر می بردند. با هرکسی که تونسته بودند مشورت کرده بودند اما نتیجه ای نداشت، تا این که به نزد کشیش شهرشون رفتند. ………………………………………………………………….. غربت را نبايد در الفباي غربت جست و جو كرد ، همين كه عزيزت نگاهش را سمت ديگر كرد تو غريبي...” وقتي يه بار ازدوست (دخترت يا پسرت)ضربه مي خوري درست مثل اين مي مونه که با ماشين بهت زده و داغونت کرده ولي وقتي مي بخشيش درست مثل اين مي مونه که بهش فرصت دادي تا دنده عقب بگيره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چيزي ازت نمونده گیرم رنگ سبز را از مداد رنگی حذف کنید....! با ترکیب زرد و آبی چه خواهید کرد؟ …………………………………………………………………..
…………………………………………………………………..
………………………………………………………………….. سیر تکاملی مقنعه خانمها
………………………………………………………………….. اسکندر مقدونی ، هنگامی که در یکی از شهرهای ایران از گورستان عبور می کرد از مشاهده سنگ قبرها بشدت متعجب شد. پیرمردی که آنجا بود را خطاب قرار داد و پرسید که چرا در شهر شما همه مردم در سنین کودکی یا نوجوانی می میرند؟ و به سنگ قبرها اشاره کرد که روی آنها نام متوفی و مدت زندگی او را نوشته بود و همه عددها بین یک تا ده بود. پیرمرد سری تکان داد و گفت در شهر ما رسم بر این است که بجای عمر طبیعی افراد، میزانی که شخص در عمرش گناه نکرده است را بعنوان عمر واقعی و ارزشمند او حساب می کنیم، هر کسی در آخر عمرش، روزهایی که مرتکب گناه نشده را می شمرد و حساب می کند که چند سال می شود، اگر بطور مثال جمع همه روزهای بدون گناه بشود دو سال، ما روی سنگ قبر او می نویسیم "مدت زندگی 2 سال." ………………………………………………………………….. در یک اتاق تاریک چهار شمع در حال صحبت کردن با یکدیگر هستند، کودک دوان دوان وارد اتاق می شود کنار شمع هامی نشیند و با گریه میگه: چرا رفتین؟ چرا منو تنها گذاشتین؟ چرا خاموش شدین؟ در این هنگام شمع چهارم میگه: گریه نکن، ناراحت نباش، تا من روشن هستم تو می تونی اون شمع های دیگه رو روشن کنی، من امید هستم یک توپ بسکتبال تو دست من تقریباً 19 دلار می ارزه . ………………………………………………………………….. آگهی های ترحیم روزنامه را که خواندم ......................................................................... روزی از روزها ، شبی از شب ها ، خواهم افتاد و خواهم مرد ، اما می خواهم هر چه بیشتر بروم . تا هرچه دورتر بیفتم ، تا هرچه دیرتر بیفتم ، هرچه دیرتر و دورتر بمیرم . نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ، پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ، افتاده باشم و جان داده باشم ، همین . .................................................................. امیری به شاهزاده گفت:من عاشق توام.شاهزاده گفت:زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.امیر برگشت و دید هیچکس نیست.شاهزاده گفت:عاشق نیستی,عاشق به غیر نظر نمی کن
فقط نظراتتونه که میتونه به آپدیت شدن مجدد این بلاگ کمک کنه!!!!
|
|
+ قلم خورده شد در
یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 15:52 بدست آقا اشک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره خودم |
|
زمان ! به من اموخت که :::::
دست دادن معنی رفاقت نیست .... بوسیدن قول با هم ماندن نیست .... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست .... از دو چیز متنفرم::: 1.کسایی که زود جوگیر میشن...!!! 2.آدمای تازه به دوران رسیده که هیچی نشده گذشتشون یادشون میره...!!! و... |
| جفنگیات پیشین |
|
هفته اوّل اردیبهشت 1390 هفته سوم بهمن 1389 هفته دوم آبان 1389 هفته چهارم شهریور 1389 هفته دوم شهریور 1389 |
|
RSS
|